درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
باراک اوباما در کاخ سفید. 29 آذر 1391
اگر باراک اوباما در جریان نبرد نرماندی در سال ۱۹۴۴ و زمانی که نازی‌ها حمله موسوم به تهاجم آردن را ترتیب می‌دادند، فرمانده نیروهای متفقین بود، با نازی‌ها پیمان می‌بست و به جنگ جهانی دوم در حالی که فرانسه تجزیه شده بود، پایان می‌داد و حکومت رایش سوم تا دهه ۵۰ میلادی نیز باقی می‌ماند.

اگر اوباما در سال ۱۹۶۵ میلادی رئیس جمهور امریکا بود، ما امروز قانون بیمه درمانی را نداشتیم. اگر اوباما، رزا پارکس ( فعال جنبش حقوق مدنی امریکا) بود، مردم سیاهپوست اکنون همچنان باید در قسمت پشتی اتوبوس‌ها سوار می‌شدند و کودکان آنها به مدارس جداگانه می‌رفتند.

رئیس جمهور فعلی امریکا یعنی فرمانده کل یک ارتش بزرگ، رقت انگیز و ضعیف ترین مذاکره کننده در تاریخ سیاسی مدرن محسوب می‌شود. یا مسئله این چنین است یا اوباما خود می‌خواهد که شکست بخورد. 

ما دیدیم که اوباما در دور اول ریاست جمهوری خود به شکل غیر قابل باوری برنامه اصلاحی سلامت و بهداشت خود را قبل از اینکه حتی آغاز شود، تضعیف کرد و طی آن گزینه برنامه بیمه دولتی شبه کانادایی را موسوم به سیستم «تک پرداخت» از ملاحظات خارج کرد و سپس با صنعت بیمه، بیمارستان‌ها و صنعت داروسازی به توافقاتی رسید و بعد از آن طرحی را به کنگره ارائه داد که به منزله هدیه‌ای به صنایع مذکور قلمداد شد. 

ما دیدیم که وی برای یک برنامه محرک اقتصادی در سال ۲۰۰۹ میلادی، تن به مذاکره با جمهوری خواهان داد و با قانون مورد حمایت آنها مبنی بر کاهش ۴۰۰ میلیاردی مالیات که هیچ اثری در بهبود نرخ بیکاری نداشت، موافقت کرد و در مقابل مبلغ ناچیز ۴۵۰ میلیارد دلار برای برنامه محرک اقتصادی وی به تصویب کنگره رسید. 

اکنون در حالی که اوباما تقریبا بر حسب تصادف در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند به راحتی به برنامه به شدت ناعادلانه و ویرانگر جرج دبلیو بوش برای کاهش مالیات ثروتمندان در ۳۱ دسامبر پایان دهد و جمهوری خواهان را در موضعی قرار دهد که ناچار شوند در ماه ژانویه طرح دموکرات‌ها مبنی بر احیا کاهش مالیات برای صرفا طبقه متوسط را تصویب کنند، وی به راحتی در حال از دست دادن این موقعیت است و بدون اینکه چیزی از جمهوری خواهان طلب کند، یک برنامه مزایای تامین اجتماعی را برای تمام امریکایی‌ها پیشنهاد می‌دهد؛ مزایای تامین اجتماعی تضعیف کننده‌ای که بواسطه تغییری جزئی در چگونگی مورد محاسبه قرار گرفتن تعدیلات تورمی در مزایای آتی به دست می‌آید.

سالیان سال است که میزان مزایای تامین اجتماعی به طور سالیانه بر اساس شاخص قیمت کالاهای مصرفی ارائه شده از سوی اداره آمار وزارت کار امریکا تعدیل و تنظیم شده است. 

اکنون اوباما در پیشکش خود به جمهوری خواهان، پیشنهاد می‌کند که این تعدیل بر اساس شاخص قیمت کالاهای مصرفی که بر مبنای سبد کالا و خدمات خریداری شده از سوی مردم عادی استوار است، صورت نگیرد بلکه بر اساس چیزی به نام «شاخص محدود شده قیمت کالاهای مصرفی» انجام گیرد.

در شاخص محدود شده قیمت کالاهای مصرفی، فرض بر این است که وقتی قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، مردم عادی رو به سوی کالاها و خدمات جایگزین و ارزان‌تر می‌آورند بنابراین شاخص محدود شده قیمت مصرف کننده آنچه به طور عادی در سبد کالای مردم است را با کالاهای حایگزین تغییر می‌دهد. به عنوان مثال، اگر قیمت خودرو افزایش پیدا کند، فرض بر این است که مردم به جای خودروهای سواری عادی، خودروهای کوچک‌تر می‌خرند. یا اگر قیمت همبرگر افزایش پیدا کند، مردم رو به سوی برگرهای مرغ می‌آورند.

جدا از مشکل افراد سالخورده و معلول تحت خدمات تامین اجتماعی، شاخص محدود شده قیمت مصرف کننده احتمالا جواب نخواهد دارد زیرا هزینه‌های عمده آنها بیشتر برای چیزهایی مانند دارو و بیمه درمانی است و قیمت این قبیل کالاها و خدمات نسبت به بیشتر کالاها و خدمات دیگر با تورم بیشتری رو به رشد است و هزینه عمده دیگر آنها مربوط به اجاره و پرداخت وام خانه است، که نمی‌تواند به راحتی مورد تعویض قرار بگیرد. (افراد پیر و معلول با بالارفتن اجاره خانه، نمی‌توانند به راحتی خانه خود را عوض کنند.) سوال اصلی این است که چرا اوباما در حالی که می‌تواند صرفا با گذر زمان و رسیدن ۳۱ دسامبر و لغو برنامه کاهش مالیاتی جرج بوش به صورت خودکار، به راحتی دست برتر و برنده را در این وضعیت داشته باشد، در حال تسلیم شدن است؟

همانطور که رئیس جمهور امریکا به خوبی می‌داند، هیچ بحران حقیقی با رسیدن کشور به پرتگاه به اصطلاح مالی در انتظار امریکا نیست. همه کارشناسان و سیاستمداران می‌دانند که با وقوع چنین چیزی، علی رغم ادعای اشاعه دهندگان ترس در رسانه‌ها، مالیات هیچ گروهی افزایش پیدا نخواهد کرد. هیچ سیاستمداری در واشنگتن جرات نخواهد کرد که اجازه دهد چنین چیزی به وقوع بپیوندد. آنها به راحتی یک طرح مالیاتی را به تصویب خواهند رساند که با احیا قانون بوش، این بار مالیات افرادی را که زیر ۲۵۰ هزار دلار در سال درآمد دارند، کاهش خواهد داد. 

تفاوت بین چنین قانونی و قانون بوش که در حمایت از ثروتمندان بود و دیگر وجود نخواهد داشت، این است که قانون (احتمالی ) جدید کاهش مالیات برای طبقه متوسط و طبقه پایین را دوباره احیا خواهد کرد و البته این امر نیازمند رای اکثریت در کنگره است که به راحتی می‌تواند به دست بیاید. هیچ اکثریتی در کنگره به احیا کاهش مالیات ثروتمندان رای نخواهد داد؛ کاهش مالیاتی که برای وزارت خزانه داری امریکا طی دهه گذشته سالانه بیش از ۷۰ میلیارد دلار هزینه در بر داشت و حفظ این مقدار درآمد کافی است تا هزینه برنامه تامین اجتماعی - در صورت اعمال- به طور کامل و تا آینده‌ای نامعلوم تامین شود. 

قدرت چانه زنی و مذاکره رئیس جمهور امروز هر چه هست، بعد از ۳۱ دسامبر ده برابر امروز خواهد بود. اما بار دیگر شاهد این هستیم که رئیس جمهور امریکا قبل از اینکه هیچ مذاکره جدی حتی آغاز شود، در حال تسلیم شدن است.

به نظر می‌رسد تنها چیزی که این رئیس جمهور بر آن پافشاری می‌کند و موضع محکمی را در مورد آن اتخاذ کرده است، کشتن هزاران انسان بی گناه بوسیله پهپادها در کشورهای جهان است که حتی با امریکا در جنگ هم نیستند (پاکستان، سومالی، یمن و ...)

مترجم: احسان فتاحی


دیو لیندورف، روزنامه نگار و محقق تحسین‌شده امریکایی‌ست. وی در سال ۱۹۷۲ با مدرک کارشناسی در رشته زبان چینی از دانشگاه وسلیان فارغ التحصیل شد و در سال ۱۹۷۵ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد در رشته خبرنگاری از دانشکده تحصیلات تکمیلی خبرنگاری دانشگاه کلمبیا شد. لیندورف برای سازمان‌های بزرگ خبری امریکا از جمله لس آنجلس دیلی نیوز، مینیاپلیس تریبیون و بیزنس ویک کار کرده است. لیندورف نویسنده چندین کتاب از جمله کتاب «کشتن زمان» در مورد پرونده مامیا ابوجمال، خبرنگار و زندانی محکوم به مرگ و همچنین کتاب «پرونده برای اعلام جرم» در مورد دولت بوش/چنی است.




نوع مطلب :
برچسب ها : دیو لیندورف، امریکا، اوباما، پرس تی وی، press tv، احسان فتاحی،
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic