تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - بازشناسی رابطه راهبردی جمهوری اسلامی، بیداری اسلامی و تمدن اسلامی
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM


چه پیوندی بین موفقیت‌ها و ناكامی‌های جمهوری اسلامی با تمدن اسلامی وجود دارد؟ و چرا سرنوشت جمهوری اسلامی تا این حد برای تمدن لیبرال غرب مهم و تعیین كننده است؟ آیا مهم بودن ایران اسلامی یك واقعیت عینی است یا توهم و تصوری ایدئولوژیك و ذهنی است كه در ساختار رسمی كشور شكل گرفته است؟
در پاسخ به این پرسش باید كمی به دیرینه و تبار جنبش‌های اسلامی توجه كرد. جنبش‌های اسلامی در ابتدای قرن نوزدهم میلادی در مصر و سودان و لیبی و ایران و ... در واكنش به قدرت‌یابی غرب و زوال و افول تمدن اسلامی شكل گرفتند و به طور مشخص از سویی درصدد بودند ملت‌های مسلمان را نسبت به فراز و فرود تمدنی آگاه و بیدار سازند و از سوی دیگر تلاش می‌كردند با بازیابی منابع قدرت مسلمانان به احیای جوامع اسلامی مبادرت ورزند. ولی محور كلیدی و گزاره اساسی جنبش‌های اسلامی وجود نوعی اسلام سیاسی استكبار و استبداد ستیز بود كه منادی ارایه چارچوبی اسلامی برای رهایی مسلمانان از ذلت و ضعف و استضعاف است . بدیهی است این الگوی عملی و پارادایم اندیشه‌ای با مقاومت سرسخت غرب مواجه شد و غرب از ابتدا تمایل نداشت از درون فرهنگ و تمدن اسلامی مدلی از نظام سیاسی و اجتماعی به عنوان رقیب لیبرال یا سوسیال دموكراسی شكل بگیرد. سركوب شدید جنبش‌های اسلامی در شمال آفریقا اعم از جنبش اسلامی در سودان و لیبی در قرن گذشته و جنبش‌های مقاومت اسلامی در سال‌های اخیر از همین رویكرد حكایت دارد.

بهر حال جنبش‌های اسلامی فارغ از آرمان‌ها و خاستگاه و گفتمان رهبران‌شان در عرصه عمل در دو سده اخیر با سه سرنوشت متفاوت اما مهم و تاثیرگذار مواجه شده‌اند

۱ ـ برخی از جنبش‌ها در نطفه خفه شده و امكان پیروزی و تشكیل دولت اسلامی نیافتند؛ مانند جنبش اسلامی در هند و مشروطه در ایران و ... 

۲ ـ برخی از جنبش‌های اسلامی هرچند موفق شدند دولت اسلامی تشكیل دهند، اما نظام برآمده از جنبش فاقد الگوهای قابل پذیرش در سطح منطقه‌ای و جهانی بودند. و در واقع برای غرب حساسیتی ایجاد نمی‌كردند؛ بلكه برای نشان دادن ناكامی جنبش‌های اسلامی مورد استناد هم قرار می‌گیرند. مانند جنبش وهابیت كه به تشكیل حكومت سعودی منتهی شد و جمهوری اسلامی پاكستان كه متاسفانه امروز در زمره دولت‌های فرومانده قرار می‌گیرد و كسی در جهان اسلامی خیال پاكستان شدن را در سودای خود نمی‌پرورد. دولت فرمانده یعنی دولتی كه از اجرای بهینه كارویژه‌های اصلی خود یعنی امنیت و رفاه ناتوان است ..

۳ ـ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی الگوی سومی است كه راهی جدید پیش روی جنبش‌ها و نهضت‌های اسلامی در قرن بیستم گشود و به تعبیر «فوكو » روح تازه‌ای بود در كالبد جهان بی‌روح و این امیدواری را در مسلمانان بیدار كرد كه تجربه جنبش‌های اسلامی آنطور كه غربی‌ها روایت می‌كنند مانند دو مدل بالا محكوم به شكست نیست و می‌تواند نهضت اسلامی در فرایندی تاریخی به تشكیل دولت اسلامی، جامعه اسلامی، نظام اسلامی و تمدن اسلامی منتهی شود. چنانچه در صدر اسلامی نیز دولت اسلامی پیامبر اعظم (ص) به ظهور و درخشش و اقتدار تمدن اسلامی در قرون سوم و چهارم هجری انجامید. از همین روی از همان ابتدا در جبهه هوشمند استكبار ائتلافی قدرتمند از صاحبان قدرت و ثروت و اندیشه علیه انقلاب اسلامی شكل گرفت تا این الگوی احتمالی در نطفه خفه شود . 

انواع كودتاها و دسیسه‌ها و تحریم‌ها و تخریب‌ها و از همه عیان‌تر تحریك دیكتاتور افسار گسیخته و تربیت نشده‌ای مانند صدام علیه ملت ایران حربه‌های تمدن غربی علیه كانون الهام بخش تمدن اسلامی یعنی ایران و جمهوری اسلامی شد. اما برخلاف تصور نخستین نتیجه مد نظر یعنی فروپاشی نظام اسلامی حاصل نشد. با این وجود راهبرد اصلی یعنی ناكام گذاشتن جمهوری اسلامی همچنان ادامه دارد. در این راهبرد به صراحت این هدف پیگیری می‌شود که نباید در ایران پس از انقلاب اسلامی نظامی اسلامی؛كارآمد، مشروع، توسعه‌گرا، مردم‌سالار و مقتدر شكل بگیرد؛ زیرا در این صورت این قانون تمدن‌ساز تثبیت خواهد شد كه اولا می‌توان برای پیشرفت الگوهای متفاوتی از اندیشه و عمل غربی را تجربه كرد؛ ثانیا جنبش‌های اسلامی مسیر صحیح بیرون آمدن از پیله ضعف و فترت و پوشیدن جامعه عزت و اقتدار است . ایستادگی همه‌جانبه تمدن غرب به ویژه امریكا در برابر هسته‌های مقاومت اسلامی در خاورمیانه از این رویكرد راهبردی حكایت می‌كند . استمرار سیاست‌های خصمانه و گاه خشن و بی‌رحمانه غرب علیه ایران نیز از این ماجرا حكایت می‌كند . با این تفسیر از جنبش‌های اسلامی، امروز بیداری اسلامی اهمیت خاص یافته است و در مركز این بیداری تجربه نظام جمهوری اسلامی تجربه ویژه‌ای است و اگر سخن از پیچ تاریخی گفته می‌شود منظور همین گذرگاه سرنوشت‌سازی است كه می‌تواند در تمدن سازی آینده بشر مهمترین نقش را ایفا كند. 

در نتیجه اگر جمهوری اسلامی به هر قیمتی ناكام شود تمدن غرب هژمونی خود را بر جهان تا سال‌های مدیدی تثبیت خواهد كرد و همه هسته‌های مقاومت و بیداری و استقلال و عزت‌خواهی در چنبره یاس و ناامیدی مدفون خواهند شد و بالعكس اگر جمهوری اسلامی در دستیابی به آرمان‌هایش موفق شود و مدل و الگوی خود را تثبیت كند بیداری اسلامی با قوت و قدرت به تمدن اسلامی جدید منجر خواهد شد و طبیعتا تمدن لیبرال دیگر تنها الگوی زیست فردی و اجتماعی بشر نخواهد بود و این مساله همانطور كه هوشمندان به آن متفطن هستند پیامدهای سهمگینی در حوزه‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و عقیدتی خواهد داشت و این چنین است كه تجربه جمهوری اسلامی نه با یك كشور به نام ایران بلكه با سرنوشت تمدن بشری آمیخته و پیوسته شده است.



نوع مطلب :
برچسب ها : امریکا، ایران، جمهوری اسلامی، press tv، پرس تی وی، دکتر امیر دبیری مهر،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب