تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - ناگفته های شریعتمداری از ری‌شهری پس از 34سال - بخش اول
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
ازاطلاعات نخست وزیری تاوزارت اطلاعات
محمد شریعتمداری را همه به عنوان یک چهره اقتصادی می شناسد؛ مردی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 در جمعیت دفاع از ارزش هایی انقلاب اسلامی به دنبال ریاست جمهوری محمد محمدی نیک (ری شهری) بود.
به گزارش مشرق، محمد شریعتمداری را همه به عنوان  یک چهره اقتصادی می شناسد؛ مردی که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 در جمعیت دفاع از ارزش هایی انقلاب اسلامی به دنبال ریاست جمهوری محمد محمدی نیک (ری شهری) بود اما ثمره دوم خرداد به همان میزان که برای ری شهری تلخ بود برای او شیرین آمد. سید محمد خاتمی که پا به کاخ ریاست جمهوری گذاشت او را به عنوان وزیر بازرگانی خود انتخاب کرد.


در ادامه متن مصاحبه اعتماد با محمد شریعتمداری را به طور مفصل می خوانید؛

آقای شریعتمداری نخستین تصویری که از شما به خاطر دارم به سال 76 باز می گردد . جایی که در کنار آیت الله ری شهری و برخی از چهره های امنیتی در آن مقطع اقدام به راه اندازی جمعیت دفاع از ارزش ها کردید اما پس از مشخص شدن نتیجه آرا به دولت سید محمد خاتمی پیوستید . آیا گفتمان مشترکی میان آقای ری شهری و خاتمی وجود داشت که شما پیشنهاد صدارت را درآن مقطع پذیرفتید ؟

اولاً من تنها یک بار فعالیت حزبی کرده ام و آن هم جمعیت از ارزش ها بوده است که در تاسیس این حزب خدمت حضرت آیت الله ری شهری بودم و در تاسیس حضور داشتم . اعضای جمعیت دفاع از ارزش ها به این دلیل که محور کلانی مبنای شکل گیری یعنی دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی ایران بود . طبیعتا سلیقه های متفاوتی می توانست در آن مشارکت کند . همچنان همه آن کسانی که در عرصه سیاسی داخلی ، سیاست ورزی می کنند ، مفتخر به این هستند که بگویند ما همه داریم از ارزش های انقلاب اسلامی دفاع می کنیم . منتهی ما فکر می کنیم که برداشت مان از ارزش های انقلاب اسلامی متفاوت است . لذا همه این جناح های سیاسی که شما ازآنها صحبت مب کنبد که مثلاً آقای خاتمی مسولیت یک بخشی از آن بر عهده داشتند . آقای ری شهری با تاسیس جمعیت دفاع از ارزش ها یک بخش دیگری را بر عهده داشتند اینها در یک قول مشترک بودند و معتقد به این موضوع بودند . امروز هم اگر با همه این افراد صحبت کنید به همین موضوع اشاره می کنند ، هم آقای حسینیان با هویت امروزشان و نه هویت آن روزشان و هم آقای احمد پورنجاتی با هویت امروزشان و نه هویت آن روزشان اگر سوال بپرسید می گویند ما نظرمان دفاع از اصول و ارزش های انقلاب اسلامی است اما برداشت از این اصول و ارزش ها با هم متفاوت است و در عمل به اشکال با یکدیگر رسیده اند . لذا محوریت در آن حزب موضوعی است که الان درباره آن صحبت می کنیم و دریک قالب مرامنامه یی نوشتمی و منتشر کردیم این امکان را فراهم کرده بود که اشخاصی با طرز تفکر هایی که در جزییات ممکن بود یک تفاوت هایی با یکدیگر داشتند ولی بر یک محور مشترکی تشکیل یک حزب دادند . چرا که فکر می کردند این اصول و ارزش ها در معرض مخاطره است مثلاً ممکن بود که یکی در جمع ما فکر کند که آزادی های مشروع یک حق مسلم و مشروع ملت ایران است. و یکی از بزرگتریندستاورد های انقلاب ایران است و مثلا حالا ممکن است تحت تاثیر برخی از اقداماتی که آن موقع در دولت صورت می گرفت احساس می کرد که این مساله در حال محدود شدن است و همین مساله باعث شد تا به جمعیت دفاع از ارزش ها بپیوندد یکی هم فکر می کرد دفاع از ایثارگری ، دفاع از مقاومت در برابر سختی ها ، دفاع از پایداری از اصول و ارزش ها که عده یی فکر می کردند در آن مقطع در حال حاشیه نشین شدن است باعث شد به این حزب بیایند . یعنی با دغدغه های متفاوت اما حول یک مفهوم کلی باعث شد افراد متفاوتی به جمعیت دفاع از ارزش ها بپیوندد .

محور فعالیت ها جدا از این مفهوم کلی انباشت تجربه اعضای آن در حوزه امنیتی نبود ؟

خیر اصلاً آدم هایی که در جمعیت دفاع از ارزش ها بودند امنیتی نبودند یعنی افرادی باطرز تفکرات حضور داشتند .

یعنی غیر از آقای ری شهری شما ،‌حسینیان که سوابق امنیتی داشتید افراد دیگری که سابقه فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی داشته باشند نبود ؟

خیلی ها بودند . آقای الهام هم بود . هیات موسس که پنج نفر بودیم اما اعضای شورای مرکزی که تعداد بیشتری بودند ،‌ آقای رازینی و الهام آقای عباس زاده بودند . 


چه کسی به شما پیشنهاد داد که وارد جمعیت دفاع از ارزشها شوید ؟

من از تاسیس همراه آیت الله ری شهری بودم .

نه می خواهم بدانم که جرقه تاسیس یک حزب توسط آقای ری شهری به زمانی باز می گردد که ایشان وزیر اطلاعات بودند یا اینکه پی از خروج از وزارت به فکر راه اندازی یک تشکیلات سیاسی افتادند .

نه اصلا ربطی به وزارت اطلاعات ندارد. ایشان در دورانی که وزیر اطلاعات بودند هر گونه فعالیت سیاسی را برای افرادی که در وزارت اطلاعات فعالیت می کردند . ممنوع کرده بودند و بانگاه حضرت امام به این موضوع نگاه می کردند .

یعنی آقای ری شهری حکم حرام بودن فعالیت سیاسی برای وزارتی ها را داده بودند ؟

بله آقای ری شهری می گفتند کسانی که در وزارت اطلاعات هستند اگر بیرون فعالیت سیاسی بکنند حقوق شان حرام است . بر همین اساس در آن مقطعی که ایشان وزیر اطلاعات بودند نه به این موضوع فکر می کردند و نه اجازه فعالیت سیاسی را به کارمندان وزارت اطلاعات می دانند . اینها برای بعد از دوران وزارت اطلاعات است .

با خروج آیت الله ری شهری شما هم از وزارت اطلاعات خارج شدید ؟

بله

معاونت اقتصادی وزارت را بر عهده داشتید ؟

ما موظفیم که تشکیلات وزارت اطلاعات را در هیچ دوره یی او ندهیم و جزو تعهدات مان است طبیعی است که من درباره این چیز ها صحبت نکنم .

جنابعالی همراه آیت الله ری شهری در تاسیس وزارت اطلاعات بودید ؟

بله در تاسیس وزارت اطلاعات با ایشان بودم .

پیش از حضور در وزارت اطلاعات هم گویا در اطلاعات نخست ویزیری حضور داشتید .

در دفتر معاونت انقلاب بودم که دفتر اطلاعات نخست وزیری هم یکی از شؤون آن بود که دفاتر مختلفی مانند دفتر کردستان و سیستان و بلوچستان هم داشت .

یعنی در همان مقطع که آقای بهزاد نبوی و خسرو تهرانی در دفتر اطلاعات نخست وزیری حضور داشتند شما هم بودید ؟

آقای بهزاد نبوی حضور نداشتند آقای تهرانی بودند

آقای حجاریان ؟

ایشان هم تشریف داشتند .

با این تفاسیر که اگر چه همه شما را به عنوان یک مهره اقتصادی می شناسند اما سوابق تان بیشتر در حوزه فعالیت های اطلاعاتی و امنیتی بوده است .

کمیته مرکزی انقلاب اسلامی و کمیته استقبال از حضرت امام ورود به انقلاب است .

سوابق قبل از انقلاب تان چیست؟

قبل از انقلاب که ما دانشجو بودیم و اصلا ورود به کار اجرایی نداشتیم . در دانشگاه کرمان الکترونیک می خواندم . با پیروزی انقلاب اسلامی به ترهان آمدم برای اینکه اهل تهران بودم . وقتی تهران آمدم کار سیاسی را آغاز کردم . قبل از انقلاب هم نقش داشتیم ؛ گروه های سیاسی تشکیل داده بودیم . کار انتشار اعلامیه های حضرت امام را برعهده داشتیم که در فروردین 57 منجر به دستگیری اعضای گروه شد که 4 نفر دستگیر شدند و بقیه اعضای گروه پراکنده شدند به هرجهت از جوانی به کارهای مربوط به انقلاب مشغول بودیم . البته یک از این سایت ها چند روز پیش خبری زده بود که فلانی برای انتخابات آمده است و گفته که من مرهون دو تا مساله هستم ؛ یکی بستگی با مهدوی کنی و دیگری فعالیت های امنیتی که نمی دانم این حرف را از کجا در آورده بود .

مگر نسبت با آیت الله مهدوی کنی دارید ؟

بله نسبت داریم

چه نسبتی؟

افتخار نسبت با ایشان را داریم .

اینکه با حضور برادر و پدرتان در دانشگاه امام صادق مرتبط نیست ؟

خیر. پدرم که پیش از آیت الله مهدوی کنی در دانشگاه امام صادق حضور داشتند . آقای حسینی اخلاق در خانواده در آن مقطع مسوول تشکیل دانشگاه امام صادق شده بودند . بعد به دلایلی آقای حسینی کنار کشیدند و آیت الله مهدوی کنی آمدند که پدرم فعالیتش را در دانشگاه امام صادق ادامه دادند . البته پدرم از پیش از انقلاب با آیت الله مهدوی کنی ارتباط داشتند به هر حال مادر در خانواده یی بزرگ شدیم که مسائل سیاسی بسیار با اهمیت بوده است و اعلامیه های امام را از دوران بچگی دیده ایم و امروز وارد مسائل انقلاب نشده ایم .

چه شد که وارد فعالیت های امنیتی شدید؟

اینطوری به موضوع نگاه نکنید .

نگاه خوفناکی به فعالیت امنیتی ندارم .

نه، می خواهم بگویم که مفهوم عام امنیت معجون با خیلی از این چیزهاست که می خواهم اینها را تشریح کنم . وقتی در کمیته استقبال فعالیت می کردم این کمیته معجونی از همه فعالیت ها بود. من چون ورزش رزمی می کردم به یک عده یی دفاع شخصی یاد می دادم . عضو گروع پذیرایی کمیته استقبال هم یودیم که شام و ناهار می دادیم . در دبیرستان علوی که شوهر خاله من ،‌آقای شایسته رییس این دبیرستان بودند و جلسات کمیته استقبال هم در دفتر ایشان برگزار می شد ؛ در آنجا همه نوع کاری بود بعد هم که کمیته مرکزی انقلاب تشکیل شد و آیت الله مهدوی کنی آمدند ، خدمت ایشان حاظر شدیم . در آن زمان هم وقتی هواپیمای شکاری می خواست بلند شود کمیته مرکزی باید تصمیم می گرفت و اجازه می داد و اگر قرار بود نفت توزیع شود ،‌تصمیمش با کمیته مرکزی بود .

یعنی کمیته مرکزی خودش به نوعی دولت موقت بود ؟

دولت نبود اما عملا کار دولت را انجام می داد .

در کمیته چه جایگاه و منصبی داشتید ؟

در کمیته مرکزی هم پست می دادم ، هم لیست حقوق می نوشتیم هم در واحد عملیات حضور داستم و با ماشین های گشتی عملیات می دادیم . یادم م یآید یکی از آقایان که الان هم مسوولیت بالایی دارندیک یک روز پشت فرمان نشسته بودند و من کنار دستش بودم که بلندگو را روشن کرد و فریاد زد که مدرم به باند فرودگاه تیر اندازی نکنید که هواپیما مهاجم خودی است . من هم به او گفتم آقا جان هواپیمای مهاجم نمی تواند خود باشد . یعنی آن موقع هم معجونی از کارها از انجام می دادیم . هرچه کار تشکیلاتی تر شد طبیعتا من به آن به آن سمتی رفتم که نیروی انسانی نیاز داشتند . مثلا فرض کنید جایی هیات امنایی می خواستند آنجا می رفتم . برای مثال حساب جاری کمیته یک حساب چهار امضا بود که امضای به اضافه امضای مرحوم افشار ،‌آیت الله باقری کنی و آیت الله مهدوی کنی بود که نخستین حساب کمیته مرکزی انقلاب اسلامی همین حساب بود .

با چقدر سرمایه؟

سرمایه یی نداشت . یک پولی را امام می دادند که همان پول را داخل یک ظرفی می گذاشتند که در طبقه بالای کمیته بود و هرکسی بر اساس نیازش از آن پول بر می داشت . یکی صد تومان ، یکی دویست تومان ، هر کسی بر اساس پولی که لازم داشت از داخل آن ظرف پول بر می داشت یک روزی من رفتم به آقای باقری کنی گفتم حاج آقا این کمیته ضابطه پرداخت دستمزد می خواهد که ایشان گفت بیا بنویسم که کاغذی که آیت الله باقری کنی نوشتند را من دارم . ایشان نوشتند مجرد 1200 تومان ، متاهل 1500 تومان و هر اولاد هم 100 تومان که این شد نظام حقوق دستمزد کمیته انقلاب بعد یک دوره یی از کمیته که گذشت شرایطی به وجود آمد که یکسری از بچه های کمیته انقلاب در زمان شهید رجایی مخصوصا در واحد های مختلف و بیشتر در حوزه سیاسی به نخست وزیری منتقل شدند .

آقای بهزاد نبوی در آنجا معاون اجرایی ایشان بودند ؟

بله ایشان معاون اجرایی شهید رجایی بودند . یک معاونتی هم بود با عنوان معاومنت امور انقلاب که آقای چمران اداره می کردند . متصدی آم معاومنت با آقای خسرو تهرانی بود . ایشان هم اتفاقا دانشجوی دانشکده امام صادق(ع) بودند که البته در حال حاضر در دانشگاه ارشاد تدریس می کنند و بنده با رای و نظر آیت الله باقری کنی و مهدوی کنی به نخست وزیری آمدم و جانشین آقای خسرو تهرانی در نخست وزیری شدم و در آنجا دفاتر مختلفی بود . کارهای مختلفی را در سطح کشور می کردیم .

زمینه های تاسیس وزارت اطلاعات که مطرح شد طبیعتا یکی از نهاد هایی که در این زمینه نقش داشت از این نظر که وقتی ساواکی ها تظاهرات می کردند می گفتند که اینها تظاهرات می کنند دم در ، بروید ببینید چه خبر است که این هم از موضوعات جالب است که انقلاب به پیروزی رسیده و جمهوری اسلامی تاسیس شده و خیلی از مقامات این نظام جدیدتوسط ساواک شکنجه شده بودند اما ساواکی ها می آمدند جلوی در نخست وزیری و تظاهرات می کردند .

حق و حقوق شان را می خواستند ؟

بله . خیلی از ساواکی های معترض زمانی هست که الان هم باشد و شما بشناسید ؟

نه نمی شناسم . اما اوایل انقلاب که اینها می آمدند و می رفتند خیلی از ساواکی ها را می شناختم .

کسی از این ساواکی ها را هم جذب اطلاعات نخست وزیری کردید؟

اصلاً بخشی از ساواک را ما مجددا را اندازی کردیم اطلاعات کشور در حوزه امنیتی کار سخیفی می کرد.

مثلاً؟

فرض کنید اگر ضد جاسوسی در ساواک بود و به این دلیل که این سیستم را آمریکایی ها طراحی کرده بودن در حوزه شرق بیشتر تمرکز و قدرت داشتند .

ثمره اش را هم بعدا در منحل شدن حزب توده دیده ایم .

شاید . این هم گفتم به دلیل این بود که آمیرکایی ها اینجا بودند و طبیعتاً روی شرق باید بیشتر کار می کردند

چند درصد از ساواکی ها ار جذب کردید ؟

خاطرم نیست ولی تعدادی از اینها که در حوزه امنیت در مسائل خارجی کار می کردند به ویژه در حوزه جاسوسی و ضد جاسوسی به کار گرفته شدند که اطلاعات از آنها گرفته شود و مشخص شود که چه کارهایی انجام شده است .

امام درجریان جذب ساواکی ها بودند؟

بله حتماً مسولان دولت امام را در جریان گذاشته بودند .

پیشنهاد این کار را چه کسی داد و چه کسی نظارت بر این کار داشت ؟

معاونت امور انقلاب نخست وزیری متصدی این کار بود که معاون نخست وزیر محسوب می شد و بالطبع خود نخست وزیر که شهید رجایی بودند مسولیت این کار را بر عهده داشتند ایشان هماهنگی های لازم را با امام در این زمینه داشتند .

مسعود کشمیری را هم شما در اطلاعات نخست وزیری دیده بودید ؟

من خوشبختانه ورودم در آنجا در یک مقطعی بود که انفجار صورت گرفت بود و درست همزمان شده بود با رزوهایی که می خواستمم وارد محیطی شوم که کار آنها بود مثلا شورای امنیت کشور.

پس مسعود کشمیری را می شناخید؟

بله ، او دبیر شورای امنیت کشور بود .

جانشین مسعود کشمیری در شورای امنیت چه کسی بود ؟

آقای سعیدی که در حال حاظر در قم هستند و جالب اینجاست که دیدم پسرشان در دفتر آقای لاریجانی در قم کار می کنند .

این آقای سعیدی در حال حاظر مسوولیت ندارند ؟

نه ایشان روحانی است .

چگونه به وزارت اطلاعات رفتید ؟

دفتر امور انقلاب در اطلاعات نخست وزیری معجونی از همه این فعالیت ها بود . وقتی قرار شد وزارت اطلاعات تشکیل شود خب ، با آدم هایی که در این زمینه آشنایی داشتند در نگارش قانون اطلاعات را نوشتیم که توسط دولت تحویل مجلس شورای اسلامی شود .






نوع مطلب :
برچسب ها : مشرق، شریعتمداری، محمد، اصلاحات،
لینک های مرتبط :


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب