درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

3 ـ خدا محورى و خلوص

در عرفان اسلامى عالم محضر خداست و عارف بایستى همه حركات و سكناتش براى خدا باشد و رنگ خدایى بگیرد.

رسد آدمى به جایى كه به جز خدا نبیند (و یا نداند). سالك در این مسیر نبایستى عرفان را براى عرفان برگزیند «من آثر العرفان للعرفان فقد قال بالثانى» قرآن مجید كوششى را نتیجه‌بخش و هدایت آمیز مى‌داند كه تنها در راه خدا باشد و مى‌فرماید «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا» (عنكبوت، 69) و در آیه‌اى دیگر راه لقاء الهى را عمل صالح و دورى از شرك در بندگى دانسته و مى‌فرماید «فمن كان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا و لا یشرك بعباده ربه احدا» (كهف، 110) و پیامبران مرسل نیز به صفت اخلاص ستوده شده‌اند(یوسف، 24، مریم، 51)

محرك اصلى اهل بیت در عرصه عمل نیز نه ترس از آخرت و عذاب الهى و نه امید به بهشت بلكه قرب و وصال حق بود. مبناى پرستش و اعمال و رفتار همه آن بزرگان این‌گونه بود كه ارزش پرستش خدا بالاتر از آن است كه از بیم دوزخ و یا به طمع بهشت باشد چرا كه این ویژگى‌ها در خور سوداگران و بردگان است،  بلكه پرستشى ارزش دارد كه محصول عشق و محبت به خدا و صدق و اخلاص باشد.[1]

در سنت عرفان اسلامى، صدق و اخلاص و خدا محورى در سلوك طریقت عرفانى از اساسىترین شروط نیل به كمال و معنویت و رسیدن به معنویت و كمال انسانى است.[2] سالكى كه تنها به خاطر عشق به خدا و اولیاء حق گام بر مى‌دارد هیچ گاه در پى كسب نام و شهرت و جلب توجه دیگران و گردآورى مرید نخواهد بود.

ابن سینا در نمط نهم اشارات در تحلیل خود از مسایل عرفانى عارف را در برابر عابد و زاهد قرار داده و این سه دسته را با توجه به اهداف مختلف آنها از هم جدا مى‌داند وى بر آن است كه «عابد هم دنیا مى‌خواهد و هم آخرت، اما زاهد دست از دنیا كشیده و فقط جویاى آخرت است، در حالى كه عارف نه دنیا مىخواهد و نه آخرت بلكه طالب یار و عشق دیدار است.»

از نگاه عارفان مسلمان، اخلاص در عمل یعنى تصفیه دل از ملاحظه مخلوق و نیز اخلاق هیچ‌گاه تكمیل نمى‌شود مگر به صدق و صدق تمام نگردد مگر به اخلاص و اخلاص عبارت از سه چیز است 1 ـ مساوى بودن مدح و ذم دیگران 2 ـ فراموشى و عدم ملاحظه اعمال، 3 ـ بى توجهى به ثواب عمل در آخرت[3]

در عرفان ناب، محرك اصلى سالك وصال حق و رضایت معبود است و نه بدست آوردن كشف و شهود و اگر برخى از آثار ریاضت و كشف و شهود صورى را، كه حتى براى نیل به آن پذیرش و اعتقاد به دیانت هم لازم نیست، بدست آورد به رخ دیگران نمى‌كشد و به جاى تصرف در كائنات و ژست خدایى گرفتن و دكان و مطب گشودن و ادعاى ذهن‌خوانى و غیب‌گویى و نسخه‌پیچى، همت خود را مصروف بندگى حق مى‌كند و بس. اساساً عارف اگر به جایى رسیده باشد در ارائه آن مكتوم است.

این مدعیان در طلبش بى خبرانند

 آن را كه خبر شد خبرى باز نیامد

در پایان این بحث تذكر دو نكته شایسته است:

1 ـ اگر از مدعیات كشف و كرامات و خوارق عاداتى كه با هدف دكان‌بازى و جلب مرید ساخته شده و یا به عارفان پاك‌دل و بى‌خبر از این ادعاها نسبت داده شده، چشم بپوشیم و از ناسازگارى مواردى از آن با عقل و وحى صرف‌نظر كنیم، باز مى‌توان گفت كرامات و مكاشفات و به دست آوردن قدرت روحى و باطنى و شهودات باطنى على‌فرض وقوع آن، نه دلیلى بر حقانیت و صحت راه و رسم شخص برخوردار از آن است و نه حاكى از رنگ خدایى و شمول توفیقات و تأییدات الهى براى صاحب آن. همان‌گونه كه كسب قدرت سیاسى، نظامى و تمكن اقتصادى تلازمى با حقانیت صاحب وى ندارد. این امرى مسلم، شناخته شده كه شرط كسب قدرت روحى برگرفته از تلاش و كوشش و تمرین نفس، ایمان به خدا و مبدأ و معاد نیست و از این رو نه در انحصار مومنان است و نه تنها به واسطه انجام طاعات و عبادات شرعى.

2 ـ در سلوك عرفانى خدامحور، آنچه كه اصل است رضایت خدا و مشى بر دستورات الهى و عارف و سالك مامور به وظیفه است و نه نتیجه. بنابراین هرگونه تظاهر دروغین به ارتكاب معصیت و یا بى‌‌اعتنایى ظاهرى به ظواهر شریعت و یا اقدام به مطرود ساختن شخصیت انسانى خود و انجام كارهاى خلاف مروت به بهانه اخلاص و مبارزه با زهد فروشى و خودنمایى (بخوانید ملامتى‌گرى) نیز بر خلاف اخلاص خواهد بود چرا كه:

اولاً: در هیچ یك از ایات قرآن و روایات نبوى و ولوى با همه تأكیدشان بر اخلاص و پرهیز از خودنمایى مجوزى براى تظاهر به اعمال ناپسند و محرمات شرعى و كارهاى خلاف مروت صادر نشده و سلوك و رفتار بزرگان دین نیز خلاف این روش بوده است. تأكید قرآن و سنت به این است كه نه نفاق درون داشته باشید و نه تظاهر بیرونى به فسق و فجور و مومن بایستى ظاهر و باطنش یكى باشد، بگذریم از اینكه تظاهر به گناه نیز اگر موجب تجرى و گستاخى دیگران به گناه شود، خود گناهى نابخشودنى است.

دوم اینكه اقتضاى كمال ایمان و عرفان، بندگى حق است و بى توجهى به اقبال و ادبار سرزنشهاى نامقبول و همان‌گونه كه اعمال مومن نباید با هدف ستایش دیگران باشد كسب تعمدى سرزنش نیز امرى غیر عاقلانه و غیر شرعى است و آنچه كه مهم است دیده‌بانى حق است به اعمال درونى و بیرونى و نه قضاوت دیگران و مومن واقعى را نرسد كه ذهن و دلش را تجلیل و ستایش دیگران به خود مشغول كند چرا كه در نهایت، اوج و فرود و محبوبیت و رفعت درجات و مبغوصیت افراد در دست خداست و نه به تلاش بنده.

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات