تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - نگرشی بر مقوله عرفان های بدلی و مدعیان دروغین معنویت - قسمت سوم
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

وظیفه انسانى، دینى و اخلاقى هر صاحب قلم و مبلغى اقتضا دارد كه در وهله نخست حساب كلیت و تعالیم اصیل و واقعى یك مكتب و حاملان و نمایندگان برجسته و فرهنگ‌ساز آن را از منسوبان جاهل و مدعیان دروغین و كسانى كه به تعبیر سعدى ظاهر درویشى را به ارث برده‌اند جدا سازد. و به جاى یكسان دیدن عرفان اسلامى با عرفان‌هاى دروغین و یا بزرگ‌نمایى برخى از كاستى‌ها و خطاها و در نتیجه نفى مطلق عرفان اسلامى به فكر پالایش و تصفیه آن از خار و خاشاك‌ها باشد. در واقع با چنین شیوه‌اى مى‌توان به جاى سركوبى عطش و طلب عرفانى و معنوى جوانان كه از فطرت خداجویانه آنها سر در آورده جهت و آدرس صحیح آن را بدهیم و آنان را از عرفان ناب سیراب كنیم. در این صورت است كه مىتوان جویندگان را از عرفان‌هاى غیر اصیل و نهضت‌هاى نو پدیده عرفانى و یا عرفان‌هایى كه متعلق به دیگر سنت‌ها مى باشد پرهیز دهیم. آنچه در این نوشتار مىخوانید با چنین هدفى نگاشته شده است. شاید بتوان با نشان دادن برخى از شاخصه‌هاى عرفان مثبت و حقیقى به چنین هدفى نزدیك شد. در اینجا به برخى از مهم‌ترین شاخصه‌هاى عرفان مثبت اشاره مى‌كنیم و در پایان، مصادیق و نمونه‌هاى برجسته آن را كه در دستور العملهاى عرفانى برخى از عرفاى نامدار شیعى آمده است گزارش مى‌كنیم.

1 ـ شریعت محورى

مهم‌ترین و كارآمدترین میزان تشخیص درست از نادرست و یافته‌هاى با مبنا از پندارهاى دروغین در تعالیم عرفانى، هم در عرصه‌هاى عملى و هم نظرى، شریعت است. البته شریعت در اینجا به معناى عام آن است.[1] به این معنا كه در سنت عرفان اسلامى نه سلوك عرفانى بدون تلاش و عمل به احكام شرعى كار ساز است و نه كشف و شهودات عارف بدون عرضه بر آن معتبر.  دلیل آن نیز روش است چرا كه:

اولاً: نویسنده كتاب نفس انسانى خداست و اوست كه بر زوایاى پیچیده و مختلف این پدیده و توانایى‌ها و نیازمندى‌هاى آن خبیر است. مبدأ و معاد از آن اوست و تنها او بر شناخت ماهیت این دو محیط است و انسانها در سلوك اجتماعى و فردى‌شان با قوانین و محدودیت‌ها و تزاحمات مختلفى روبرو هستند. آشناى به این قوانین نیز جز خدا و آنكه تحت هدایت مستقیم اوست، كسى نیست.

هم‌چنین خداوند كتاب خود را «تبیان لكل شى» مى‌داند طبیعى است كه قدر متیقن، از تبیان كل شى بودن همان بیان معارف دینى و اخلاقى و موجبات هدایت باشد. از این رو است كه در عرفان اسلامى نه تنها هر حادثه و كشف و شهود و حكمى در عالم حقیقت كه به تأیید شریعت نرسد غیر معتبر است، بلكه اساس اعمال شریعت و دستورات فقهى متوقف بر دستورات مستقیم شرع بوده كه نه مى‌توان چیزى بدان افزود و نه چیزى از آن كاست.[2] عقیده و سخن اصلى عارفان مسلمان نیز بر چنین دیدگاهى استوار بوده است.

اگرچه مخالفان متشرع تصوف و عرفان نه فقط تعالیم عرفانى را در تضاد با شریعت مىدانند بلكه مشایخ و پیروان این مكتب را نیز به بى‌اعتنایى به شریعت و ترك تكلیف‌هاى شرعى و اعمال عبادى متهم مى‌كنند.[3] ظواهر شبهه‌برانگیز رفتار و سخنان خود عارفان و صوفیان و سوء استفاده‌هاى برخى از پیروان و منسوبان آنها نیز به آن حمله‌ها دامن زده است، اما با پىگیرى اصول اساسى عرفان عملى و نظرى و با صرف نظر از برخى بدعت‌ها و با نگاه به مواضع و سخنان و رفتارهاى مهم‌ترین مشایخ آنها متوجه مى‌شویم كه جریان و بدنه اصلى عرفان و عرفا از اتهام  بى‌اعتنایى به شریعت مبراست.

با پیگیرى سخنان عارفان درباره شریعت به این نتیجه مى‌رسیم كه بسیارى از مشایخ عرفان بر میزان بودن لزوم شریعت و عمل به آن تأكید داشته‌اند از نظر آنان شریعت نه تنها ضرورى است، بلكه گام نهادن در طریقت، بدون رعایت شریعت، جز هوا و هوس و وسوسه و زندقه و الحاد، پیامدى نخواهد داشت.[4]

در بررسى تعریفهاى بسیارى از آنان از حقیقت، زهد، ورع، تقوا، انس، صبر، ویژگى‌هاى عارف و دیگر مقامات و حالات عرفانى نیز مشاهده مى‌كنیم كه در تبیین و تفسیر این موضوعات، محافظت بر طاعت و عبادت و حفظ حدود شریعت به گونهاى نهفته است. مثلا شبلى، یكى از اركان ورع را، دورى از محرمات و مشكوكات شرعى دانسته و عارفى دیگر احتراز از هر چیزى را كه شوب انحراف شرعى داشته باشد از لوازم ورع مى داند[5] و اساساً شرط پیروى از شیخ را این مى‌دانند كه سالك بین شریعت و طریقت جمع كرده، از اعتناى كامل به دستورهاى شرعى فروگذارى نكند.[6]

كلابادى شناخت علم شریعت و عمل بر وفق فتواى فقها را بر صوفیان واجب دانسته، هیچ‌گونه تقصیر و تأخیر و تفریط را روا نمى‌شمارد.[7]

سهروردى نیز بر لزوم متابعت شرع تأكید دارد.[8] جنید بغدادى كه از پیشگامان تصوف و عرفان است مى‌گوید «همه راهها به این سمت مى‌رسد مگر راهى كه به دنبال رسول خدا باشد، پس هر كس حافظ قرآن و حدیث نباشد پیروى از وى در این كار، روا نیست چرا كه عمل و مذهب در قید كتاب و سنت است»[9]. جامى در احوال یكى از صوفیان مى‌نویسد:

وى گفته كه: «لا یظهر على احد شىء من نور الایمان الا با تباع السنة و مجانبة البدعة، و كل موضع ترى فیه اجتهادا ظاهرا بلا نور، فاعلم انّ ثمة بدعة خفیة.»[10]

عزّالدین محمود كاشانى شرط اساسى تصوف و حقیقت عشق را در طاعت و عبادت و ملازمت شریعت مىداند و مىگوید: «و اقوال و افعال صوفى همه موزون بود به میزان شرع».[11] آنان بر خلاف آنچه بعضى مخالفان عرفان گفتهاند، در ترویج و عمل به فرایض و مستحبات دین اصرار می‌ورزند. امام محمد غزالى در كیمیاى سعادت، اركان مسلمانى را برشمرده، مهمترین آنها را ركن معاملات و عبادات مى‌داند.[12]

قیصرى در مقدمه شرح تائیه ابن فارض در تبیین دیدگاه عارفان نسبت به شریعت مىگوید:

بر طالبان راه حق واجب است كه در عبادات و طاعات از علماى ظاهر پیروى كرده، علم به ظاهر شریعت را بپذیرند چه آن صورت علم حقیقت است و لاغیر[13]

و نیز بنابر فرمایش علامه طباطبایى « واجب و محرمات شریعت احكام عمومى براى همه طبقات است» و بنابر سخن وى افراد هرچه قدر به خداوند تقرب بیشتر داشته باشند تكالیفشان سنگین‌تر است.[14]

در مجموع مىتوان میزان بودن شریعت و جایگاه آن را نزد مشایخ عرفان در موارد ذیل جستجو كرد:

1. تأكید بر پیروى و اخذ تعالیم از كتاب و سنت و ضرورت علم به شریعت و مسایل فقهى

2. التزام عملى به تكالیف ظاهرى و فقهى و حتى افراط در آن

3. نفى و طرد اباحى‌گرى از ساحت عرفان

4. تأكید بر رابطه و انفكاكناپذیرى شریعت از دیگر مراحل سلوك.

بررسى هر یك از محورهاى مورد اشاره اگر چه لازم است و به روشن شدن فضاى بحث كمك مىكند اما در محدوده این نوشتار نیست، لیكن با توجه به اهمیت بحث اشاره اندكى رابطه طریقت عملى عرفان با شریعت اسلامى مباحثى چند لازم است.

انطباق اصول عملى طریقت و منازل سیر و سلوك با تعالیم دینى

نگاهى كلى به اصول طریقت و سخنان مشایخ عرفان درباره وظایف و ویژگى‌هاى صوفیان و مریدان این آئین، ما را به این نكته رهنمون مى‌سازد كه اخلاق و شیوه سلوك عارفانه، امرى وراى اصول اخلاق اسلامى نیست. اینكه آنان تا چه اندازه موفق به ارائه صحیح این اصول شدند و آیا همه اصول آنها با موازین شریعت منطبق است یا خیر،  سخن دیگرى است. اساساً هیچ یك از عالمان و فقها و محدثان و مفسران نیز نمى‌توانند ادعا كنند كه همه اصول تعالیم و یافته‌هاى آنها تطابق با شرع دارد.

شیخ روزبهان بقلى اصول تصوف را بر پایه‌هایى چون اعراض از ما سوى‌الله، تمسك به آداب انبیاء، رعایت مدام، روزه دائم ، نظر كردن در علوم مشایخ، بنا كرده است. نسفى نیز عمل اهل طریقت را ده چیز شمرده كه طلب و ترك و تقوى و راست‌كردارى و راست‌گفتارى و حلال‌خوارى و كم‌خورى و كم‌خوابى و سكوت و ذكر و عزیز داشتن شریعت از جمله آنهاست[15]شایسته ذكر اینكه، روزبهان بقلى از جمله عارفانى است كه در تقسیم‌بندى بجا و یا نا بجاى تصوف به عاشقانه و عابدانه به نوع نخست آن شهره شده؛ به این معنا كه وى متهم است، به ظواهر شریعت بى‌اعتناست. اما تبیینى كه از اصول طریقت ارائه كرده چیزى جز همان اخلاق دینى و اهتمام به شریعت نیست.

یكى دیگر از مشایخ این قوم، اصول طریقت عرفانى را كه بر مرید و سالك لازم است چنین بیان مى‌كند:

1ـ راه نزدیك شدن او به خدا با تكیه بر تعالیم شرع و سنت پیامبر باشد.

2ـ عبادتش خالصانه باشد و در اتباع اوامر الهى بكوشد.

3ـ جوارح خود را از محرمات الهى حفظ كند و اهل محاسبه و تسلیم امور به خدا باشد.

4ـ متعرض خلق خدا نشود و تكیه‌گاه او همواره و در همه حال خدا باشد و بس.

5ـ با خلق خدا با شفقت و گذشت و مهربانى برخورد كند.

6ـ خود را به فضایلى چون صداقت و صبر در همه امور زینت ببخشد.

7ـ به خدا و مردم حسن خلق داشته باشد.

8ـ در دادن صدقات پیشى بگیرد.

9ـ همواره ملازم با توبه و استغفار و صلوات بر پیامبر خدا (ص) باشد.

10ـ اوقات خود را صرف مجالست با اهل علم و تحقیق و مطالعه كتب آنان بنماید.[16] این تعالیم را می‌توان حاصل تعالیم عملى عموم مشایخ عرفان دانست پر واضح است كه عصاره پیام تعالیم معنوى و اخلاقى اسلام چیزى جز این دستورات نیست.

از این رو است كه عارفانى نظیر عبدالرزاق كاشانى و ابن‌عربى عرفان و تصوف را همان تخلق به اخلاق الهى و شرعى دانسته و عارفان را متصف به پى‌گیرى و تبعیت از احوال انبیاء مى‌نمایند .[17]

نمونه دیگر اینكه در منابع عرفانى درباره صفات اهل فتوت و مریدان و سالكان حقیقى آمده است. اركان فتوت دوازده است كه شش ركن آن ظاهر و شش ركن آن باطن است شش ركن ظاهرى آن عبارتند از: 1ـ زبان بستن از غیبت و بهتان و كذب و سخن بیهوده، 2ـ بستن گوش از ناشنیدنى‌ها. 3ـ بستن چشم از نادیدنى‌ها. 4ـ بستن دست از گرفتن حرام و آزردن خلق. 5ـ بستن قدم از جایى كه نباید رفت. 6ـ بستن شكم و فرج از خوردن حرام و انجام زنا. شش ركن باطن آن عبارت است از سخاوت، قناعت، عفو و رحمت، نفى عجب و نخوت، توجه تام به مقام قرب و وصلت برگرفته از ظاهر آیات قرآن. و هدف عالى ادیان و شرایع الهى، همواره ترغیب مردم به مراعات امور فوق بوده است. درباره اهل طریقت نیز آورده شده كه راه و رسم آنها چهار قسم است: 1ـ وظایف اهل طریقت كه ده چیز است: ذكر، شكر، خدمت، طاعت، مروت، قناعت، محبت، تسلیم، توكل و توحید.

2ـ سنت طریقت كه 6 چیز است: نماز به جماعت گزاردن، اوقات صبح و شام را جمع داشتن، پیوسته با طهارت بودن، دل نگاه داشتن، ذكر تعظیم گفتن، پیران و پدران را دعاى خیر گفتن.

3ـ احكام طریقت كه آن نیز 6 چیز است: معرفت، سخاوت، توكل، تفكر، صدق و یقین.

4ـ واجبات طریقت كه آن نیز 6 چیز است: آموختن علم شرع آنچه بر او فرض شد، علم را به عمل رساندن، با خلق خُلق ورزیدن، ریاضت كشیدن تا آینه دل صاف گردد و عكس انوار جمال دوست در او بنماید، پیوسته ذكر حضرت حق گفتن و شوق تمام به لقاى دوست داشتن.[18] ملاحظه مى‌شود مجموعه این اركان چیزى جز نظام اخلاقى اسلام و تعالیم اصلى شریعت نیست با مطالعه اصطلاحات و تعابیر صوفیان و عرفا از منازل سیر و سلوك و برخى از مصطلحات آنان در عرفان نظرى نیز مى‌توان ادعا كرد آنان قریب به اتفاق این اصطلاحات را از قرآن و سنت گرفته‌اند. به عنوان نمونه، نگاهى گذرا به عناوین كتاب «صد میدان» و یا «منازل السائرین» خواجه عبدالله كه برجسته‌ترین كتاب عرفان و منازل سیر و سلوك، شناخته‌شده، گواه این مدعا خواهد بود. بدون تردید هر یك از مقامات و حالاتى نظیر توبه، انابه، صبر، ریاضت، تهذیب، توكل، رضا، محاسبت، تقوا، یقین، ورع، اخلاص، تفكر، رجا، یقین، لقا و حب الهى، ولایت، قرب، لقا، یقین و فنا و صدها اصطلاح دیگر با اقسام و مراتب آن به وفور در تعالیم دینى یافت مى شود و اساساً آموزه‌هاى معنوى شریعت اسلام بر پایه این امور استوار شده است. جمله اصطلاحاتى نظیر تجلى، كشف، وقت عماء، اسماء و صفات، خلافت، ولایت و نبوت و انسان كامل كه بن‌مایه تعالیم عرفان نظرى را تشكیل مى‌دهد نیز متخذ از اصطلاحات و سنت‌هاى دینى است. نكته جالب توجه این كه عارفان حتى تقسیم و شمارش تعداد منازل سیر و سلوك را نیز از ادبیات دینى و آیات و روایات وام گرفته‌اند. گو اینكه آنان در تقسیم و تحدید خود از این منازل هم‌داستان نیستند اما تأثیرپذیرى آنها، از رموز و احادیث و نمادهاى دینى با همه اختلافاتى كه در تعداد منازل دارند، كاملاً مشهود است.[19] البته تعابیر عارفان در معرفى و شمارش اصول طریقت و مقامات و منازل یكسان و حتى منحصر به آنچه گزارش شد نیست اما شاكله و بن‌مایه طریقت و وظایفى كه براى سالكان گفته شده، همان تعالیم معنوى اسلام و حتى دستورات اخلاقى دیگر شرایع است. ممكن است آنان در برخى از سنت‌ها و رفتارهاى ظاهرى از پیش خود جزئیاتى را اضافه كرده باشند و نتوان نشانى از آن در تعالیم اسلام جستجو كرد. با این همه ما در نقد و بررسى و رد و انكار هر مكتبى بایستى به اصول كلى آن مكتب و سخنان فرهنگ‌سازان آن، توجه كنیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 18 مرداد 1396 11:18 ق.ظ
Pretty section of content. I just stumbled upon your web site and in accession capital
to assert that I acquire actually enjoyed account your blog posts.
Any way I will be subscribing to your augment and even I achievement
you access consistently rapidly.
سه شنبه 22 فروردین 1396 11:09 ب.ظ
Thanks on your marvelous posting! I truly enjoyed reading it,
you could be a great author. I will ensure that I bookmark your blog and
will often come back later on. I want to encourage continue your great work, have a nice weekend!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب