درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

عرفان مثبت و عرفان منفى  در فرهنگ اسلامى

نكته اول

مكتب تصوف و عرفان همانند دیگر مكاتب، روش‌ها و گروههاى اسلامى در یك بستر تاریخى و سیر تطورى شكل گرفت و به نقطه نهایى خود رسید. آنچه امروز به عنوان دستگاه منظم عرفانى و با اصول كلىِ مشخص به دست ما رسیده است، نه پدیده اى خلق الساعه، كه حاصل گذشت زمان و ظهور و بروز شخصیت‌هاى مؤسس و مروج و البته متنوع و با سلایق مختلف این دستگاه بوده است. این مهم یكى از مشكلات محققان در ارائه مجموعه‌اى نظام مند از عقاید هر یك از فرق مى‌باشد، اما درباره عرفان، محسوس‌تر است. از این رو ضرورى مى‌نماید كه ما در ارائه تاریخ و اندیشهها و روش‌هاى عرفان اسلامى به این نكته نیز توجه داشته باشیم كه عرفان مفهومى كلى و عام است و مى‌تواند مصادیق گوناگونى را شامل شود و در مقام تعریف عرفان و یا رد و قبول این مكتب نباید از خصوصیات مصادیق آن غافل بود. عارفان نه تنها در مبانى و شیوه‌هاى سلوك، متفاوتند بلكه به دلایل مختلف در تعاریف خود از عرفان و مسائل مربوط به آن، همانند توحید، فنا، عشق و محبت، فقر، اخلاص و رضا و دیگر مقامات و احوال و آموزه‌هاى عرفانى هم سخن نیستند.

نكته دوم

عرفان اسلامى از بدو شكل‌گیرى با مخالفت‌ها و رد و انكارهاى مختلفى مواجه شده و امروزه نیز با انگیزه‌هاى مختلفى مورد نقد و هجوم، قرار گرفته است. گسترده‌ترین مخالفت‌ها و احیاناً تكفیرها و تفسیق‌ها از طرف متشرعان و با انگیزه‌هاى مذهبى بوده و مخالفان متشرع عرفان، اعم از شیعى و سنى بر آنند كه سیره و سلوك عملى عرفا مطابق با سنت پیامبر(ص) و سیره صحابه و امامان نبوده و اندیشه و رفتار آنان بدعتى است كه در فرهنگ اسلامى گذارده شده است. به هر حال دنیاى عرفان همانند دیگر مكاتب فكرى همان‌گونه كه موافقین سرسخت و سربهدارى داشته از مخالفان متعصب و تیغ به كف نیز بى‌نصیب نبوده است. برخى آن را از مهم‌ترین عوامل تفرقه و جدایى مسلمانان مى‌دانند و عده‌اى موجب یكپارچگى و بازگشت به وحدت در دین اسلام. عده‌اى آن را چراغ هدایت و سلوك و اساس و باطن و بعد معنوى اسلام به حساب آورده و پاره‌اى دیگر عین زندقه و نوع سیر و سلوك آنان را بدعت و از اكبر كبائر و مصیبت آنان را بزرگترین مصیبت جهان اسلام دانسته‌اند. بعضى ان را نهضتى اخلاقى ـ انسانى و برگرفته از قرآن و سنت و حتى اساس تعالیم این دو و برخى دیگر حاصل توطئه و سوغات بیگانه مى‌انگارند. جالب توجه اینكه بسیارى از مخالفان بین صاحبان اصلى و منسوبان به این آئین تفكیك نكرده و گاهى تمامى منسوبان و پیروان و حتى متظاهران به این گروه را به یك چشم نگاه مىكنند. این آفتى است كه خواسته یا ناخواسته بسیارى از پژوهشگران و ناقدان به آن مبتلا شده‌اند در این نوشتار تلاش شده تا بدون ذكر نام شخص یا گروهى به بیان ضوابط اصلى عرفان مثبت پرداخته شود.

از میان انبوه موارد اتهامى كه متوجه عارفان و تعالیم عرفانى است، متهم كردن عارفان به بى اعتنایى به عبادات فقهى و دستورات شرعى و احیاناً اعتقاد به سقوط تكالیف شرعى، در اخرین مرحله سلوك است. در واقع، كمتر كتابى را در رد تعالیم تصوف و عرفان و انتقاد از آنان مى‌توان یافت كه چنین اتهامى را مطرح نكرده باشد.

نكته سوم

تردیدى نیست كه عرفان اسلامى هیچ‌گاه خالى از كاستى‌ها و آسیب ها نبوده است. هم در آموزه‌هاى نظرى و عملى عرفان اسلامى اشكالاتى وجود دارد و هم در رفتارهاى برخى از افراد و یا منسوبان به این مكتب، بدعت‌ها و یا حركات و اقوال ناپسندى به چشم مى‌خورد، خود عارفان نیز بیشتر از همه به این مشكلات اذعان دارند. اختلافات آنها در آموزه‌هاى عرفانى و شیوه‌هاى سیر و سلوك از یك طرف و نقدهاى گزنده آنها نسبت به عرفان‌بازى و صوفى‌نمایى گواه این مطلب است. با این همه و به رغم آسیب‌هاى مذكور این به معناى بى‌اصالتى عرفان اسلامى نبوده و نبایستى نفى و طرد كلیت این مكتب را نتیجه‌گیرى كنیم چرا كه:

اولاً صاحبان هیچ یك از مكاتب و علوم و گروههاى كلامى، فقهى و تفسیرى كه از سرچشمه فرهنگ اسلامى برخاسته‌اند، خالى از چنین آسیب و خطاهایى نبوده و نیستند.

دوم اینكه ادعاى اصالت براى تعالیم عرفانى و مبتنى دانستن مبانى آن بر آموزه‌هاى قرآن و سنت و اعتقاد به چشمه‌سار اسلامى براى این مكتب، هیچ‌گاه به معناى معصومانه بودن تعالیم آن نبوده و نیست. همان‌گونه كه ما چنین معامله‌اى با صاحبان دیگر علوم و مكاتب اسلامى نداریم.

سوم اینكه مدعیان دروغین و افراد شیاد در هر فرقه و مكتبى وجود دارد. این مشكل اگر چه در میان عرفا و صوفیه به ویژه با توجه به ظرفیت و تكثرپذیرى این مكتب و تنوع پیروان و اقبال افراد مختلف، ظهور بیشترى دارد. اما نبایستى زمینه داورى كلى نسبت به مجموعه نظام عرفانى گردد آنچه كه لازم است و قضاوت را به حقیقت نزدیك مى‌كند این است كه ما میان مدعیان دروغین تصوف و عرفان خانقاهى و عرفان حقیقى و مثبت و صاحبان پاكدل و وارسته و برجسته آن تمایز قایل شده و در رد و انكارمان جانب اعتدال را رعایت كنیم و در پى تحرى حقیقت باشیم و نه تشفى خاطر و انتقام از شیوه‌اى كه نمى‌پسندیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic