تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - نگرشی بر مقوله عرفان های بدلی و مدعیان دروغین معنویت - فسمت اول
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

 

مقدمه:

نگرشی بر مقوله عرفان های بدلی و مدعیان دروغین معنویت

خطر گمراهی

تاریخ حیات انسان ها در تمام جوامع بشری آكنده از افراد، گروه ها و جریان هایی است كه به نام هدایت آدمیان، آنان را به تباهی كشاندند و انحرافات گسترده اعتقادی، رفتاری و اخلاقی را پدیدار ساختند. برخی از این انحرافات سر از تاسیس فرقه ها و مذاهب درآورده اند و در رویارویی با جریان ها و افراد حق مدار یا در تنازع میان خود، كشتار گسترده انسان ها و ویرانی و خرابی سرزمین هارا موجب شدند و برخی، جز نامی در تاریخی از آنها نمانده است و باید در تاریخ فرقه ها و نحله ها ردپای آنها راجستجو كرد.

    نكته پراهمیت آن است كه بسیاری از این انحرافات اعتقادی، سیاسی و رفتاری، در آ غاز پیدایی، كمتر از آن بودند كه بعدها شدند. در واقع در مقطع ایجاد این انحراف ها كمتر كسی فكر می كرد كه یك جریان كوچك و كم اثر، روزی به صورت یك فرقه و جریان در تاریخ بماند و موجبات انحرافات گوناگون اخلاقی، اجتماعی و اعتقادی را فراهم آورد. طبعا اگر در زمان مناسب و بهنگام، با این گونه انحرافات برخورد می شد و با افشاگری یا ردیه نویسی و حتی ایجاد محدودیت، مانع از عضوگیری و گسترش آن در میان مردم می شدند، میزان اثرگذاری آن در گستره زمین محدود می شد و طبعا در طول زمان، اثری از آنها باقی نمی ماند. شاید همین مسئله رمز حساسیت اسلام در مقابل بدعت و بدعت گذاران باشد و علت تاكیدی است كه این دین حنیف بر مقابله با این گونه انحراف از سوی عالمان دین شناس و مسئول دارد.

    بر این نكته هم باید تاكید كرد كه در سده های اخیر فرقه سازی و ایجاد تفرقه در سرزمین اسلام و در میان مسلمانان یكی از روش های استعماری بوده و بویژه از سوی دولت انگلیس در دستور كار قرار داشته است كه ظهور بهائیت و تقویت وهابیت، نمونه هایی از این جریان و فرقه سازی استعماری است. این موضوع در سال های اخیر اشكال تازه تر و متفاوت تری پیدا كرد كه خود ناشی از بحران های درونی جوامع غربی در زمینه معنویت انسان است. غرب امروز اوج تمدن اومانیستی مدرن را نمایندگی می كند و انسان را جایگزین خدا قرار داده است. در فرهنگ دینی قرار بود انسان خلیفه الله و جانشین خدا در زمین شود و این مسئله را در پیروی از خداوند و تعالیم پیامبرانش محقق كند اما تمدن مدرن غربی عملاخدا و انبیا را حذف كرده است و به انسان همچون خداوند می نگرد و مقام تشریع ارزش های اخلاقی و تعالیم اجتماعی را به او واگذار كرده است. در این شرایط عرفان و معنویت كه نیاز ذاتی انسان هاست، به گونه ای بدلی و انحرافی مورد توجه قرار می گیرند و حاصل آن عرفان های اومانیستی، سكولار و انحرافی است. در این مسیر حتی عرفان های شرقی هم وقتی به غرب می روند تغییر ماهیت می دهند و به صورت انحرافی دوباره به سوی شرق سرازیر می شوند.

    این وضعیت مستقل از جریان های انحرافی شیطان پرستی است كه رسما و علنا مخالفت با اخلاق و معنویت و ارزش های انسانی را در دستور كار خود دارند و برای نشان دادن هویت خویش، خداستیزی و اخلاق گریزی و آزادی انسان از همه قیودات ارزشی را جار می زنند. آنچه اینك به گسترش و نفوذ این گونه انحرافات در جوامع گوناگون مدد می رساند ابزارهای رسانه ای جدید است كه از سوی حامیان این جریان های منحرف به استخدام درآمده اند و مطابق اسناد و مدارك مورد حمایت سرمایه داری جهانی هم هستند. رسانه ها و ابزارهای جدید از جمله ماهواره ها، سی دی ها و اینترنت، این امكان را برای همه جریان های انحرافی فراهم كرده اند كه به ترویج عقاید و اخلاقیات خاص خود بپردازند و بویژه جوان ها را كمابیش به سوی خود بكشانند. غرب امروز، اینك نفسانی ترین فرهنگ را با پیشرفته ترین فناوری و پیچیده ترین تكنیك و شكل ارائه تبلیغ می كند و طبعا اشكال گوناگون فرقه های اعلام شده و اعلام نشده یكی از نمونه ها و مظاهر این فرهنگ نفسانی اند.

    باتوجه به همه مسائل ذكر شده باید تصریح كنیم از پدیده هایی كه از مدت ها پیش در جامعه ما، قابل مشاهده بوده و هست و به طور عجیبی شیوع و گسترش یافته، فرقه های مختلف ادعایی و گرویدن گروه هایی از اقشار مختلف مردم خصوصا جوانان به سوی آنان است. این مسئله كه در ابعاد مختلف تاثیر های مهم و فراوانی دارد، نمی تواند از نظر كاوشگران مختلف در عرصه اجتماع پنهان مانده و مورد بررسی قرار نگیرد. آنچه این وضعیت را در ایران اسلامی خطرناكتر می سازد، تلاش مضاعفی است كه دولت های مخالف انقلاب اسلامی انجام می دهند تا شكاف بین نسلی در ایران را تشدید كنند و گونه ای انقطاع فرهنگی را درجامعه انقلابی ایران موجب شوند، به صورتی كه با تشدید تعارض فرهنگی نسل جوان با نسل های انقلاب و دفاع مقدس، انقلاب بی آینده گردد و شكست احتمالی آن تسریع و تسهیل شود. همین خطر مضاعف است كه هوشیاری بیشتر عالمان، دانشگاهیان، مسئولان و دلسوزان اجتماعی را طلب می كند و مقابله جدی با همه اشكال انحراف های اعتقادی، فكری و رفتاری را ضروری می سازد. البته این تقابل نیازمند اندیشه و تفكر و پرهیز از مواجهه احساسی و بی برنامه با مظاهر این انحرافات است و الابدون كمترین دستاوردی باید شاهد رشد بیشتر این گونه انحرافات اعتقادی و اخلاقی در جامعه بود و رفتارهای به غایت زشت تر و ناپسند تر را در طیفی از جوانان مشاهده كرد.

    بر همین مبنا شورای فرهنگ عمومی كشور از سال 1383 اهتمام ویژه ای به این موضوع در سطح جامعه نشان داد وتلاش كرد با درگیر كردن نهادها و سازمان های گوناگون در این مسئله به بررسی ریشه های رشد و ظهور جریان ها و انجمن های انحرافی و یافتن راهكارهای مقابله با آنها بپردازد. در جلسات كمیته مربوط در شورای فرهنگ عمومی كه ریاست آن را رئیس سازمان تبلیغات اسلامی به عهده داشت و نمایندگان اركان و نهادهای مهم فرهنگی و سیاسی كشور همچون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت اطلاعات، صدا و سیما و ... حضور داشتند گروه مذكور در بررسی علل و عوامل رشد تشكل ها و انجمن های انحرافی، به جمع بندی زیر رسید و این موارد را موثر تشخیص داد:

    1) دوری تبلیغات از حكمت و اندیشه ورزی و دخالت خرافات و بدعت ها در حوزه دین

    2) خلاء قانونی و مشخص نبودن حد و مرز فعالیت این گروه ها

    3) عدم انسجام و هماهنگی برای برخورد كارشناسانه و قانونی با این تشكل ها

    4) نابسامانی و مشكلات اجتماعی و فرهنگی و فشارهای روحی و روانی افراد جامعه

    5) عوامل سیاسی، تاریخی و اقتصادی

    6) بدعت در مناسك دینی و عزاداری های مذهبی

    7) رواج برخی ورزش های خاص در جامعه مانند یوگا و ...

    8) بروز رفتارهای گناه آلود نابهنجار در جامعه

    9) گسترش فناوری و سرویس های اطلاع رسانی و آسانی امكان دسترسی به اطلاعات این تشكل ها

    10) افزایش فعالیت فرقه های وارداتی و نو معنویت گرایی

    هرچند كه این كمیته از بررسی همه جوانب ماجرا ، راهكارهای خاص و راهكارهای عامی را عرضه و در ضمن آن حیطه وظایف همه نهادهای مسئول از جمله وزارت ارشاد و صدا و سیما را مشخص كرد.

    باوجود همه مسائلی كه در سطور بالاآمد بازهم سوالی كه در اینجا مطرح می گردد این است كه این گرایش های انحرافی و دروغین كه در جامعه رو به افزایش است در چه قالب هایی خودنمایی می كند. و به چه صورت مردم یك جامعه را از راه اصلی خود منحرف می كند ؟ آنچه در ادامه می آید پاسخی كوتاه و گذرا به این سوال است:

    “فرقه ها، چیستی و چرایی؟”

    بسیاری از گروه های فرقه ای به طور فعال اقدام به عضوگیری، گسترش و كسب پول و قدرت در سراسر جهان می نمایند. این گروه ها اعضا یا هواداران خود را توسط كارهای برنامه ریزی شده ذهنی، یا روند بازسازی فكری، استثمار كرده و تحت نفوذ و كنترل كامل در می آورند. سوءاستفاده ذهنی می تواند به طرق یا روش های متعددی انجام شود. در گذشته فرقه ها با جذب افراد به اصطلاح حاشیه ای اجتماع یعنی افراد بدون وابستگی، افراد سرخورده و افراد ناراضی از هر نسل، جای پای خود را محكم می كردند ولی گروه های فرقه ای امروز آنچنان نحوه برخورد و روش های مجاب سازی افراد را حرفه ای كرده اند كه فراتر از چهارچوب معمولی و در متن جریان اصلی جامعه حركت می كنند. فرهنگ لغات معمولی درخصوص فرقه، دارای تعاریف توصیفی معینی است. اما بهتر است از عبارت روابط فرقه ای برای بیان دقیق تر جریانات و عملكردهایی كه در یك فرقه اتفاق می افتد استفاده كنیم. روابط فرقه ای عبارت از روابطی است كه در آن یك فرد آگاهانه افراد دیگر را با استفاده از روش های خاصی وادار می كند تا به طور كامل (یا نسبتا كامل) درخصوص تقریبا همه تصمیمات مهم زندگیشان وابسته به او باشند. و به این پیروان عقیدتی این طور القا نمایند كه او دارای استعداد، نبوغ یا دانش ویژه ای است. در بسیاری از موارد هم یك فرد كه عموما بنیانگذار فرقه هم هست، در بالای ساختار تشكیلاتی فرقه قرار گرفته و تصمیم گیری در وی متمركز می شود. رهبران فرقه ها اغلب مردان و انتصابی و تحمیلگر هستند، تمایل به اعمال اراده و تسلط داشته و اغلب به عنوان كار سیستماتیك توصیف می شوند، آنان تكریم و ستایش را بر روی خود متمركز می نمایند. در حالی كه روحانیون مذهب برحق، تكریم و ستایش پیروان را به سمت خدا معطوف می كنند در حالی كه رهبران فرقه ها تمركز را بر عشق، ایثار و فداكاری نسبت به شخص خود بنا می گذارند.

    یك فرقه می تواند حول هر محتوایی نظیر سیاست، مذهب، تجارت، سلامت جسم، روانشناسی و ... شكل گرفته باشد.

    هر فردی كه دارای قاطعیت كافی و مقداری جذبه و توان عوام فریبی باشد یا حتی یك بازاریاب خوب كه وقت و انرژی صرف كند به سادگی می تواند پیروانی حول تقریبا هر موضوعی گرد آورد. فرقه ها از هر نوعی كه باشند دارای رهبران فرقه ای مجربی هستند كه افراد محزون، تنها و سرخورده و كسانی كه صرفا به دلیلی در دسترس هستند و یا افرادی كه به دعوتی در یك نقطه بحرانی در زندگیشان، پاسخ مثبت داده اند را مجبور به پیوستن می كند.

    “سخن آخر”

    در گرایش به عرفان های بدلی و مكاتب انحرافی یكی از مولفه های مهم و تاثیرگذار میزان بینش و تجزیه و تحلیل اشخاص نیز می باشد. انسان هایی كه با بنیان های قوی و اصیل فكری خود را مجهز كرده باشند هیچ گاه در معرض تندبادهای سهمگین و شعارهای خوش آب و رنگ مكاتب منحرف قرار نگرفته و پایشان سست نخواهد شد. این اصل مهم و گریزناپذیری است كه از ابتدای تاریخ تاكنون موارد و مصادیق متعددی نشان دهنده آن است.

     نگارنده این سطور بر این ادعاست كه در بحث توسعه و رشد گرایش اقشار مختلف مردم به افراد و گروه های ظاهر فریب صرفا نباید نهادهای فرهنگی را مقصر جلوه داد، چراكه خود ما نیز كه قطره ای از دریای جوشان ملت محسوب می شویم باید به این باور دست پیدا كنیم كه اهتمام جدی به سیراب نمودن فكر و اندیشه از مفاهیم اصیل اسلامی و قرآنی قطعا ما را در برابر بسیاری از خطرات این گونه فرقه ها حفظ خواهد كرد.

     لذاست باید با تمسك به معیارهای قدرتمندی همچون كلام معصومین، آیات قرآن، تفاسیر معتبر و كتب دینی اصیل و ریشه دار در هجمه تفكرات بیگانه و شیطانی از نفوذ خطرات مصون و محفوظ بمانیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 27 شهریور 1396 02:37 ب.ظ
What's up, of course this post is genuinely nice and I have
learned lot of things from it on the topic of blogging.
thanks.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب