تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - مطالب سیاسی
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
به گزارش سپهر آئین و به نقل از تسنیم، هیئت پارلمانی اروپا ساعت 1:30 دقیقه بامداد جمعه 22 آذرماه به منظور دیدار با مقامات پارلمانی و اجرایی ایران وارد تهران شدند.

هیئت پارلمانی اروپا در سفر 6 روز خود قرار بود دیدارهایی با مقامات کشورمان داشته باشد که طبق برنامه اعلام شده، این دیدارها قرار بود از روز شنبه (23آذر) آغاز شود اما عصر جمعه این هیئت با حضور در سفارت یونان با نسرین ستوده و جعفر پناهی که از فعالان و بازداشت‌‌شدگان فتنه 88 بودند، دیدار کردند.

ریاست هیئت پارلمانی اروپا که همان هیئت رابطه با ایران در پارلمان اروپاست، برعهده "تارا کرونبرگ" است؛ این هیئت آبان ماه سال 90 نیز قصد سفر به کشورمان را داشت اما به خاطر اینکه این سفر را مشروط به دیدار با دو فعال فتنه88 کرده بود، ایران با این درخواست مخالفت کرد.

در همان ایام، کرونبرگ با صدور بیانیه ای اعلام کرد که مقام‌های ایرانی با صدور ویزا برای این هیئت مخالفت کرده‌اند و این سفر لغو شده است.

در بیانیه منتشر شده آمده بود: «این تصمیم ایران به این معنی است که برنامه سفر هیئت پارلمان اروپا به ایران با وجود تلاش‌ها، اقدام‌ها و برنامه‌ریزی‌های قبلی، به صورت نهایی، لغو می‌شود. ایران دلایل شفافی را برای صادر نکردن ویزا اعلام نکرده و این تصمیم تهران، برخلاف پیش بینی بود. هیئت پارلمان اروپا آماده بود تا گفت‌وگوی سازنده‌ای را با نمایندگان مجلس، مقامات دولتی و نمایندگان جامعه مدنی ایران درباره موضوعات مختلف از جمله برنامه هسته‌ای ایران، حقوق بشر، انرژی، محیط زیست، امنیت ملی و انتخابات پارلمانی آینده ایران آغاز کند.»

درست یک سال بعد، مجددا کرونبرگ در گفت‌وگویی با بخش فارسی تلویزیون رژیم سلطنتی انگلیس (بی‌بی‌سی) گفت که سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران که درخواست ملاقات با نسرین ستوده و جعفر پناهی یکی از شروط انجام ان بود، لغو شده است.

در آن زمان هیئت پنج نفره‌ای از پارلمان اروپا قرار بود برای یک دیدار پنج روزه وارد تهران شده و با مقامات سیاسی و پارلمانی ایران دیدار و گفت‌وگو کنند اما این هیئت اروپایی از آنجایی که برای سفر خود شرط دیدار با نسرین ستوده و جعفر پناهی را مطرح کرده بود، ایران برای دومین بار در دو سال مختلف با درخواست نمایندگان پارلمان اروپا مخالفت کرد.

البته در آن دوران کرونبرگ گفته بود که به دلیل مخالفت ایران، ما سفر به ایران را لغو کردیم اما همزمان حسین شیخ الاسلام مشاور امور بین‌الملل مجلس نیز در گفت‌وگویی اعلام کرد که "هیئت پارلمانی اروپا برای سفر به ایران پیش‌شرط تعیین کرد و ایران هیچ‌گونه پیش‌شرطی را نمی‌پذیرد."

اردیبهشت سال 92 هم هیئت اروپایی "برای سومین" بار درخواست سفر به ایران را ارائه کرد اما این سفر به همان دلیلی که سفرهای قبلی لغو شده بود، یعنی به علت تعیین پیش‌شرط از سوی طرف اروپایی لغو شد.

رادیو فرانسه همان زمان در گزارشی اعلام کرد که سفر هیئت پارلمانی اروپا به ایران تا اطلاع ثانوی به تاخیر افتاده است.

رئیس هیئت پارلمانی اروپا نیز همان زمان در بیانیه‌ای اعلام کرد که "دیدار دفتر هیئت روابط با ایران درپارلمان اروپا که برای دوم تا ششم ماه می برنامه‌ریزی شده بود، به تعویق افتاده است زیرا مجلس شورای اسلامی در این تاریخ پیشنهادی، آمادگی پذیرش هیئت اروپایی را نداشت."

پیشتر و علاوه بر این 3 درخواست، هیئت روابط با ایران در پارلمان اروپا یک بار نیز در سال 88 و در جریان فتنه درخواست سفر به ایران را داشت که ایران به خاطر تعیین پیش‌شرط از سوی انها، با انجام چنین سفر مخالفت کرد.

با وجود 4 مخالفت ایران با پیش‌شرط‌های هیئت اروپایی برای سفر به تهران در سال‌های 88، 90، 91 و 92، این هیئت نهایتاً شامگاه جمعه گذشته به ایران سفر کرد و در حالی که گفته می‌شد هیئت اروپایی این بار برای این سفر به ایران پیش شرط تعیین نکرده است اما به خواسته خود رسید و با 2 فعال فتنه 88 دیدار کرد.

البته ایزابل دورانت، عضو بلژیکی هیئت پارلمان اروپا پیش از آغاز سفر گفته بود که دیدار با نسرین ستوده و جعفر پناهی نیز در دستور کار هیئت است.

پس از دیدار هیئت مذکور با نسرین ستوده و جعفر پناهی، محمد یثربی مدیرکل تشریفات مجلس به خبرنگار تسنیم گفته بود: که دیدار هیئت پارلمانی اروپا با فعلان فتنه "ربطی به مجلس ندارد".

به گفته وی، این دیدار در محل سفارت یونان صورت گرفت و هیچ‌گونه ارتباطی با تشریفات مجلس نداشته و مجلس در تنظیم این برنامه دخیل نبوده و ما تنها برنامه‌های این هیئت با مقامات ایرانی را تنظیم کردیم.

کاظم جلالی رئیس هیئت روابط با پارلمان اروپا در مجلس نیز در گفت‌وگویی با خبرگزاری تسنیم در این باره گفته بود که برنامه‌ریزی‌های این سفر حداقل از 7، 8 ماه قبل صورت گرفته و ما از اسفندماه و یا بهمن‌ماه سال گذشته بر روی تاریخ فعلی سفر با هم به توافق رسیدیم همچنین پارلمان اروپا هیچگونه پیش‌شرطی را برای ما و برای سفر به تهران، مشخص نکرد. البته بعضی‌ وقت‌ها پیش‌شرط‌هایی می‌گذاشتند که ما همواره با این پیش‌شرط‌ها مخالف بودیم.

وی اضافه کرده بود: ملاقات‌ها و برنامه‌های سفر هیئت پارلمانی اروپا در ایران مشخص است. در ملاقات‌های رسمی که توسط مجلس برای آنها تنظیم شده، ملاقات با نسرین ستوده و جعفر پناهی پیش‌بینی نشده و اینها بدون اطلاع در روز جمعه، یک میهمانی در سفارت یونان ترتیب می‌دهند و در این میهمانی سفرای کشورهای اروپایی برای هماهنگی در آنجا حضور پیدا می‌کنند. تعدادی از ایرانیان را نیز برای ضیافت ناهار و میهمانی دعوت می‌کنند که برخی از اشخاص از جمله اشخاصی که نام برده شد در این میهمانی حضور پیدا می‌کنند.

از سو دیگر، مرضیه افخم سخنگوی وزارت امور خارجه نیز درباره این دیدار گفته است: سفر هیئت‌های پارلمانی خارجی به ایران و برنامه‌ریزی‌های آنها در چارچوب "دیپلماسی پارلمانی" و "با نظر مجلس" تنظیم می‌شود و وزارت خارجه تنها وظایف برنامه‌های رسمی و هماهنگی‌های لازم را به عهده دارد.

دست آخر اینکه، این هیئت اروپایی پس از اینکه 4 سال پشت درهای ورود به ایران و دیدار با عناصر فتنه مانده بود و ایران هرگز اجازه انجام چنین دیداری را نمی‌داد، سرانجام در سایه یک غفلت و اگر چه این بار پیش شرط دیدار با عناصر فتنه را در میان نگذاشت اما قبل از انجام سفر اعلام کرده بود که چنین دیداری هم خواهد داشت، به ایران آمده و با دو تن از عناصر فتنه دیدار کرد، دیداری که کسی حالا پاسخگوی چرایی انجام آن نیست.




نوع مطلب : دولت یازدهم، سیاسی، تحلیل، فتنه 88، افراد، امنیتی، 
برچسب ها : کرونبرگ، پارلمان اروپا، جعفر پناهی، نسرین ستوده،
لینک های مرتبط : لینک به منبع،


شنبه 30 آذر 1392 :: نویسنده : امید امیدی
به گزارش سپهر آئین بعد از مدتی مشخص شد این قرار داد فاجعه بار بودن به لحاظ حفظ منافع ملی به این جهت امضا شده است که برخی از مدیران و مسئولین نفتی از اماراتی رشوه گرفته اند. در این زمینه پای برخی از مدیران نفتی دوره آقای زنگنه در میان است. و البته پای آقازاده مشهور و دوست عزیز او یعنی عباس یزدان پناه یزدی.
ایران با اطلاع از این موضوع در دادگاه لاهه طرح دعوی کرد که این قرارداد یکطرفه است و با فساد و تبانی امضا شده و ما بر این اساس گاز نمی فروشیم.
دومین مرحله از این دادگاه در روزهای منتهی به رای اعتماد زنگنه ادامه داشت تا اینکه با معرفی زنگنه و در دست گرفتن امور نفت توسط تیم قبلی، طرف مقابل این بهانه را به دست آورد که ادعای فساد و تبانی در عقد قرار داد دروغ است چون مجریان وقت قرارداد اکنون مدیران نفتی هستند و در کشور خود محکوم نشده اند.
بر این اساس اگر دعوی طرف مقابل پیروز شود، ایران نه تنها باید به قیمت فاجعه باری گاز بفروشد بلکه باید میلیاردها دلار بابت غرامت عدم اجرای توافقنامه هم بپردازد. رقمی که تخمین زده می شود تا 35 میلیارد دلار برآورد شده است. یعنی چند برابر پولی که دولت با تعلیق اینهم فعالیت هسته ای از امریکا دریافت کرده است.
دولت دو راه دارد
1. یا بپذیرد مدیران نفتی فعلی اش در ان ماجرا فساد کرده اند و بر این مبنا در دیوان لاهه طرح دعوی کند
2. یا اینکه این بیخیال شود و زیر بار پذیرش فساد یک آقازاده خاص و مدیرانش نرود و نزدیک 35 میلیارد دلار به کشور ضرر بزند

جالب آنجاست که امضا کننده پای قرارداد کرسنت، جز اولین افرادی بود که اقای زنگنه به سمت مدیرعامل شرکت ملی نفت منصوب کرد.




نوع مطلب : کابینه دولت یازدهم، دولت یازدهم، سیاسی، تحلیل، 
برچسب ها : کرسنت، وزیر نفت، اعتدال، لاهه، غرامت، رشوه،
لینک های مرتبط : لینک به منبع،



«آمریکا اطلاعات شهروندان خود را به سرویس‌های جاسوسی اسرائیل می‌دهد.»
روزنامه گاردین این خبر را به نقل از ادوارد اسنودن کارمند سابق آژانس امنیت ملی آمریکا فاش کرد. بر اساس اسناد جدید افشا شده از سوی اسنودن، آژانس امنیت ملی آمریکا، داده‌های اطلاعاتی خود از جمله اطلاعات درباره شهروندان آمریکا را با دولت اسرائیل به اشتراک می‌گذارد.
به گزارش دویچه وله ادوارد اسنودن از اوایل ژوئن سال جاری (2013) افشای گسترده برنامه جاسوسی آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) را آغاز کرد. برملا ساختن جاسوسی آمریکا در جهان، از جمله در اروپا و آلمان، وجهه ایالات متحده را در سطح بین‌المللی خدشه‌دار کرده است.
بر اساس یک تفاهم‌نامه که متن آن توسط روزنامه «گاردین» در لندن منتشر شد مشخص می‌شود که آژانس امنیت ملی آمریکا نه تنها اطلاعات خود را با نهاد مشابه خود در اسرائیل به اشتراک می‌گذارد بلکه حدی قانونی ندارد تا معین باشد چه چیزهایی می‌تواند به اشتراک گذاشته شود.
هیچ سازوکار نظارتی‌ای برای این امر درنظر گرفته نشده و اطلاعات به صورت «خام» به اشتراک گذاشته شده‌اند؛ به این معنا که این اطلاعات بدون هیچ گونه «تصفیه» یا اقدام برای ناشناس کردن افراد به اشتراک گذاشته شده‌اند.
به گزارش «گاردین» تفاهم‌نامه بین اسرائیل و آمریکا در سال 2009 امضا شده است و بر اساس آن اسرائیل مجاز است تا یک سال هر فایلی شامل اطلاعات هویتی مردم آمریکا را حفظ کند.
این موضوع فایل‌هایی درباره مقامات کاخ سفید، بخش‌های مختلف کابینه، و همچنین سنا، مجلس نمایندگان و سیستم دادگاه فدرال ایالات متحده را در برمی‌گیرد.
بر اساس سند منتشر شده، اسرائیل مجاز است داده‌های اطلاعاتی خارجی را منتشر کند به شرط این که اطلاعات شهروندان آمریکا از آن به گونه‌ای حذف شود که افراد قابل شناسایی نباشند.




نوع مطلب : امریکا، نظامی، خبر ویژه کیهان، سیاسی، جاسوسی، 
برچسب ها : جاسوسی، امریکا، رژیم صهیونیستی، کاخ سفید، آژانس امنیت ملی آمریکا،
لینک های مرتبط :



عضو فراکسیون تندروها در مجلس ششم، الهه راستگو عضو شورای شهر تهران را به خاطر رأی دادن به شهرداری قالیباف، انواع اهانت‌ها و اتهام‌ها را نثار وی کرد.
ولی‌ا... شجاع‌پوریان که اکنون عضو شورای شهر است در مصاحبه با سایت «خرداد»، راستگو را صرفا به این خاطر که قالیباف را شایسته‌تر از محسن هاشمی برای شهرداری تشخیص داده، «جاسوس»، «دورو»، «بی‌صداقت»، «منافق» و... خواند! او مدعی شده الهه راستگو در جلسات اصلاح‌طلبان نقش جاسوس را داشته و خود را به پول فروخته است!
به کارگیری چنین ادبیاتی درباره یک عضو شورای شهر صرفا به خاطر رأی و انتخابی متفاوت در حالی است که فراکسیون متبوع آقای شجاع‌ پوریان در مجلس ششم-فراکسیون مشارکت- به معنای واقعی کلمه پر از عناصر دورو، بی‌صداقت، منافق و جاسوس بود؛ چندان که شماری از این افراد به اروپا و آمریکا پناهنده شده، سرّی‌ترین اطلاعات مجلس و نظام را به مراکز اطلاعاتی غرب فروخته و به ملت و کشور خود خیانت کردند بدون اینکه با کمترین اعتراض عناصر غیرتمندی(!؟) نظیر شجاع‌ پوریان مواجه شوند. امثال فاطمه حقیقت‌جو، اکبر موسوی‌خوئینی، رجب مزروعی، شیرزاد و... از شبه اصلاح‌طلبان مجلس ششم بودند که رسوایی‌های بی‌سابقه و غیرقابل قیاس با یک رأی خانم راستگو به بار آوردند اما غیرت مدعیان اصلاح‌طلبی و صداقت‌ هرگز به جوش نیامد. ظاهرا آقای شجاع پوریان تمام آنچه را که درباره عملکرد طیف متبوع خویش در 12-10 سال گذشته باید به زبان می‌آورد، ذخیره کرده و نثار یک عضو شورای شهرکه نمی‌دانسته با «مافیا» طرف است، کرده است.
گفته می‌شود حملات کم‌سابقه و پرحجم به خانم راستگو یک مصوبه درون حلقه‌ای در میان اصلاح‌طلبان بوده تا ضمن ارعاب و بالا بردن هزینه استقلال رأی، از تکرار اتفاق مشابه توسط دیگر اصلاح‌طلبان جلوگیری شود.




نوع مطلب : سیاسی، فتنه 88، خبر ویژه کیهان، 
برچسب ها : اصلاح طلبان، اصلاحات، الهه راستگو،
لینک های مرتبط :



«داستان پیش آمده در شورای شهر و انتخاب شهردار تهران می‌تواند درس عبرتی برای اصلاح‌طلبان و هاشمی باشد.»
وبسایت رادیو زمانه که از هلند بارگذاری می‌شود در تحلیلی به قلم یکی از اصلاح‌طلبان فراری نوشت: انتخاب محسن هاشمی به عنوان نامزد شهرداری تهران از سوی اصلاح‌طلبان نه‌تنها هیچ نشانی از عقلانیت به همراه نداشت، بلکه نشان‌دهنده پیروی کورکورانه از هاشمی بود که نتایج بدی به بار آورد و می‌تواند باز هم به اشکال متفاوتی تکرار شود. هاشمی رفسنجانی از خاتمی و اصلاح‌طلبان خواسته بود که حتما محسن هاشمی را به عنوان شهردار انتخاب کنند اما او حتی واجد 10 درصد خوشنامی مسجد جامعی نبود و نیست و درست یا نادرست، پیرامون وی حرف و حدیث فراوانی وجود دارد.
این تحلیل با بیان اینکه نامزدی هاشمی باعث انسجام اصولگرایان با وجود انتقادهایی به قالیباف شد، می‌نویسد: جنجال بزرگی که حول رای الهه راستگو برپا شد و بهترین خوراک را به سیمای جمهوری اسلامی و اصول‌گرایان داد تا اصلاح‌طلبان را جماعتی فاشیست قلمداد کنند، بخشی از دنباله‌روی کورکورانه است. پرویز سروری گفت: برخوردهای فاشیستی به نفع اصلاح‌طلبان نیست http://jahannews.com/vdcfjodmjw6dyja.igiw.html) )دو سایت طرفدار تمام عیار هاشمی نیز آتش به پا کن و بنزین‌پاش بر آن بودند اما هزینه اعتباری‌اش را اصلاح‌طلبان پرداخت کردند.
رادیو زمانه با بیان اینکه مشکل مخالفان اکنون پیدا کردن پست برای محسن هاشمی نیست نوشت: ائتلاف اصلاح‌طلبان با هاشمی یک امر است و دنباله‌روی از او، امری دیگر




نوع مطلب : خبر ویژه کیهان، سیاسی، تحلیل، فتنه 88، 
برچسب ها : سیاسی، اصلاحات، اصلاح طلبان، فاشیست، رادیو زمانه،
لینک های مرتبط :



شاید در نگاه اول، تعجب‌آور و باور نکردنی باشد اگر گفته شود مدعیان اصلاحات تنها راه باقی‌مانده برای ادامه حیات سیاسی خود را در «دیکتاتوری آشکار» دیده‌اند و در بستر این رویکرد جدید نه‌فقط در پی پنهان کردن خوی دیکتاتورمآبانه پیشین خود نیستند بلکه اصرار دارند به عنوان یک جریان سیاسی «دیکتاتور» معرفی و شناخته شوند. اما چرا؟! و چگونه به این راهبرد رسیده‌اند؟ بخوانید؛
1- برخورد اخیر مدعیان اصلاحات با یکی از اعضای هم‌حزبی خود در شورای شهر تهران و اخراج پرسروصدای او از جبهه موسوم به اصلاحات تنها به این علت بود که عضو یاد شده- خانم الهه راستگو- در جریان انتخاب شهردار تهران حاضر نشده بود «آزادی اندیشه» و «استقلال نظر» خود را پای منافع قبیله‌ای مدعیان اصلاحات قربانی کند. این واقعیتی است که نه فقط هیچیک از اصلاح‌طلبان چه در شورای شهر و چه در سایر گروه‌ها و احزاب اصلاح‌طلب آن را انکار نمی‌کنند، بلکه اصرار دارند که اخراج وی از «حزب‌کار» و گروه موسوم به «مجمع زنان اصلاح‌طلب» را تنها به دلیل سرپیچی ایشان از دستورات حزبی و قول و قرارهای قبلی اعلام کنند و سوال این است که چرا؟! آیا مدعیان اصلاحات از درک این نکته بدیهی ناتوانند که اقدام آنها مفهومی جز «دیکتاتوری» ندارد؟! پاسخ این سوال به یقین منفی است و اصلاح‌طلبان از پی‌آمدهای ضدمردمی این حرکت خود باخبرند. بنابراین سوال بعدی آن است که اصرار مدعیان اصلاحات برای معرفی خود به عنوان «دیکتاتور» با چه انگیزه و منظوری صورت پذیرفته و می‌پذیرد؟! مخصوصا آن که اقدام اخیر آنان با شعارهای «زنده باد مخالف من»! «آزادی عقیده»! «رأی هر کس متعلق به خود اوست»! و... در تضاد و تناقض آشکار است و این تناقض بر هیچکس پوشیده نیست، پس ماجرا چیست؟!
2- برخورد دیکتاتورمآبانه با خانم راستگو اگرچه در محدوده و فضای شورای شهر تهران اتفاق افتاده است ولی مدعیان اصلاحات تلاش فراوانی دارند که دامنه این رخداد و برخورد دیکتاتورمآبانه خود را به تمامی سطوح جبهه اصلاحات گسترش دهند و این تلاش با سروصدای فراوان- تاکید می‌شود با سروصدای فراوان و نه مخفیانه و پنهان- نیز صورت پذیرفته و هنوز هم ادامه دارد. بلافاصله بعد از مخالفت خانم راستگو با دستورالعمل دیکته شده جبهه اصلاحات، مخالفت‌های علنی و توأم با اهانت و ناسزاگویی به ایشان آغاز شد و این مخالفت‌ها و اهانت‌ها به گونه‌ای هماهنگ که از برنامه‌ریزی و سازماندهی پشت صحنه آن خبر می‌داد، به تمامی روزنامه‌های زنجیره‌ای، سایت‌های وابسته به اصحاب فتنه، سردمداران شناخته شده جبهه اصلاحات و حتی گروه‌ها و جریانات اپوزیسیون خارج‌نشین نیز کشیده شد و این پرسش را پدید آورد که آیا سرپیچی خانم راستگو از دستورالعمل جبهه اصلاحات تا این اندازه اهمیت داشته و تعیین‌کننده بوده است که درباره آن اینهمه سروصدا کنند و با آنهمه تحلیل و تفسیر پیوند بزنند؟! پاسخ این سوال نیز به یقین منفی است و اقدام سرکار خانم راستگو اگرچه به دلیل آزاداندیشی و استقلال نظری که از خود نشان داده‌اند قابل تقدیر است ولی ماجرا در حد و اندازه‌ای نیست که با حجم انبوه سروصداهای پیرامونی و اصرار و تاکید مدعیان اصلاحات برای گسترش ماجرا و فراگیری آن همخوانی داشته باشد، و با جرأت می‌توان گفت که انتخاب شهردار تهران هر چند برای اصلاح‌طلبان از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و ناکامی آنان در واگذاری مدیریت این کلان‌شهر به آقای محسن هاشمی را شکست بزرگی تلقی می‌کنند اما، داستان مورد بحث در محدوده انتخاب شهردار تهران نیز خلاصه نمی‌شود مخصوصا آن که آقای قالیباف، شهردار منتخب تهران نشانه‌های درخور توجهی از همراهی خود با مدعیان اصلاحات بروز داده است. بنابراین، آقای قالیباف اگرچه شهردار ایده‌آل و مورد انتظار اصلاح‌طلبان نیست ولی انتخاب ایشان نمی‌تواند مدعیان اصلاحات را تا آن اندازه نگران کرده باشد که عنان از کف داده و با اینهمه سروصدا و جاروجنجال دست به اقدامی بزنند که مفهوم روشن آن رویکرد رسمی جبهه اصلاحات به دیکتاتوری آشکار و بی‌پرده است. تمامی این شواهد که هیچ نشانه‌ای برای انکار آن دیده نمی‌شود، حکایت از آن دارند که ماجرای اخیر فراتر از سرپیچی خانم راستگو از دستور‌العمل دیکته شده جبهه اصلاحات و یا انتخاب آقای قالیباف به جای آقای محسن هاشمی است چرا که این دو رخداد با آنهمه سروصدا و جاروجنجال گسترده مدعیان اصلاحات همخوانی و تناسبی ندارد. 
3- گفته‌اند «در مَثَل مناقشه نیست» چرا که «تمثیل» مقایسه میان دو موضوع یا دو پدیده شبیه به یکدیگر است بی‌آن که این دو پدیده در تمامی ابعاد و مختصات، مانند هم باشند. به عنوان مثال، شخص سنگدل و بی‌رحم را به شمر تشبیه می‌کنند در این تشبیه، سنگدلی و بی‌رحمی شخص تشبیه شده مورد نظر است و نه آن که او را نیز مانند شمر بن ذی‌الجوشن، قاتل حضرت اباعبدالله‌الحسین علیه‌السلام بدانند. با این توضیح ضروری که می‌تواند از برخی قضاوت‌های احتمالی و غلط پیشگیری کند، باید گفت رویکرد جدید مدعیان اصلاحات در اعلام دیکتاتوری آشکار و اصرار بر آن- با عرض پوزش- عمدی است و در مواردی با عملکرد برخی از گروه‌ها و جریانات وابسته نظیر طالبان، تکفیری‌ها، منافقین و... بی‌شباهت نیست- در مثل که مناقشه نیست- و اما، گروه‌های یاد شده که در میان ملت‌های خود جایگاه و پایگاهی نداشتند، رسیدن به قدرت را در حمایت دشمنان بیرونی مردم وطن خویش جستجو می‌کردند و برای جلب اعتماد قدرت‌های بیگانه به دیکتاتوری آشکار در میان اعضای تشکیلات خود روی می‌آوردند و از این طریق برای حامیان بیرونی خود پیام می‌فرستادند که در تشکیلات و سازمان تحت مدیریت آنان کمترین سرپیچی یک عضو از دستورات دیکته شده تحمل نمی‌شود بنابراین، قدرت بیرونی می‌تواند روی قول و قرارهایی که از سوی سردمداران گروه داده می‌شود، حساب کند و مطمئن باشد که در صورت زد و بند هیچیک از اعضای گروه اختیاری برای مخالفت نخواهند داشت. سازمان‌های مورد اشاره همراه و در کنار ارسال پیام تسلیم به دشمنان بیرونی، پیام مشابهی نیز برای اعضاء و هواداران خود ارسال می‌کردند و آن، این که هر یک از اعضاء بلافاصله بعد از مخالفت با دستورالعمل‌های دیکته‌شده به شدیدترین و بی‌رحمانه‌ترین شکل ممکن تنبیه خواهند شد، سازمان‌هایی نظیر منافقین، القاعده،‌ سلفی‌ها و تکفیری‌ها با کشتن اعضایی که از دستورالعمل‌های دیکته شده سرپیچی کرده بودند، آنها را تنبیه می‌کردند! و جریانات مشابه دیگر که سمت و سوی سیاسی داشتند برای انجام این مأموریت به تخریب شخصیت عضو مخالفت‌کننده با سرازیر کردن انبوهی از تهمت‌ها و ناسزاها به سوی او، اخراج پرسروصدا از تشکیلات و... روی می‌آورند و اصرار دارند که تمامی این اقدامات علنی و آشکار باشد تا تصور هزینه سرپیچی از دستورالعمل‌های دیکته شده مانع مخالفت سایر اعضاء با این دستورات باشد.
4- سابقه سیاه برخی از مدعیان اصلاحات در جریان فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و همراهی آشکار و برملا شده آنان با دشمنان بیرونی، که نفرت و انزجار مردم از وطن‌فروشی و خیانت آنها را در پی داشته است، این احتمال را قوت می‌بخشد که برخی از این«دیکتاتورهای کوچولو» با ناامیدی از کسب پایگاه مردمی، در پی رد و بدل کردن پیام‌ به آن سوی مرزها هستند و اگر چنین نیست - که امید است نباشد!- چه اصراری دارند که با این همه سروصدا و هیاهو و به طور رسمی و بی‌پرده خود را دیکتاتور معرفی کنند؟!

حسین شریعتمداری

 




نوع مطلب : خبر ویژه کیهان، سیاسی، افراد، تحلیل، فتنه 88، 
برچسب ها : اصلاح طلبان، الهه راستگو، منافقین، القاعده، ‌ سلفی‌ها،
لینک های مرتبط :


حجت الاسلام پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید باغبانی:
مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را اشتباه نگیرند

پناهیان گفت: الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد. البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

  به گزارش رجانیوز، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در مراسم بزرگداشت شهید «هادی باغبانی» که در حوزه هنری برگزار می شد ضمن اشاره به وضعیت کنونی منطقه و جهان، پیرامون «شرایط جدید»، رویارویی نهایی حق و باطل، و نقش هنرمندان و مستندسازان سخنرانی کرد.

گفتنی است، هادی باغبانی از هنرمندان کشورمان است که چندی پیش در حین مستندسازی از مظلومیت مردم سوریه توسط تروریست های تکفیری به شهادت رسید.حجت الاسلام و المسلمین پناهیان در ..... در ادامه فرازهایی از سخنان ایشان را می‌خوانید:

فاصلۀ دوران دفاع مقدس با دوران بعد از آن، فاصلۀ بین «حرف» تا «عمل» است / جدیت دوران دفاع مقدس دیگر دیده نشد

·      یک تفاوت بسیاری اساسی که دوران دفاع مقدس با دوران‌های دیگر دارد این است که دوران دفاع مقدس دوران «عمل» بود، و دوران‌های دیگر دوران «حرف» است. خوب است به این تفاوت عمیقاً نگاه کنیم. از حرف تا عمل چقدر فاصله وجود دارد؟

·      بنده در دوران دفاع مقدس وقتی به چشم‌های نورانی رزمندگان نگاه می‌کردم و به حکم وظیفۀ طلبگی برایشان از خدا و پیغمبر(ص) سخن می‌گفتم جدّیت را در نگاه‌های آنها می‌دیدم؛ جدّیتی که یک ذره شوخی، بازی، غفلت و سبک ‌انگاشتن امور معنوی در آنها نبود.

·      بعد از دوران دفاع مقدس در بهترین جلسات معنوی شرکت کرده‌ام، اما هیچ وقت آن جدیتی که در نور دیدگان رزمندگان بود، دیده نشد. چون آن رزمندگان، کارشان از علاقه و عقاید گذشته و به عمل رسیده بودند. آنها به عالی‌ترین مضامین معنوی عمل می‌کردند چون خودشان را در آستانۀ یک عمل بزرگ یعنی جهاد و شهادت می‌دیدند، و مصرف‌کنندگان بسیار خوبی برای معارف دینی بودند.

·      پس، از این زاویه می‌توان دوران دفاع مقدس را دوران عمل به حساب آورد. در آن دوران که دوران عملِ پاک و نورانی جهاد بود، دیگر حرف‌ها در مقابل عمل ارزش خود را از دست می‌دادند، چه حرف‌های اختلاف برانگیزی که ناشی از هواهای نفسانی آدم‌ها و از سر سرمستی آلودگی به دنیا بود، و چه حرفهای خوب. چون اگر کسی حرف خوبی داشت باید در میدان عمل نشان می‌داد. حرف‌های غلط تقریباً مرده بودند و لااقل کمتر از این حرف‌ها می‌شنیدیم، و یا کسی برای آن حرف‌ها ارزش قائل نمی‌شد.

·      وقتی پیکر یک شهید به محله‌ای وارد می‌شد، مثل نوری بود که بر خفاش‌خانه‌ها می‌تابید، خفاش‌های «حرف‌های منفی» فرار می‌کردند و می‌رفتند. همچنان‌که پیکر نورانی شهید، مانند خورشیدی بود که می‌توانست غنچه‌های فطرت را در صحنۀ عمل شکوفا کند.

شهید باغبانی، طلیعۀ آغاز فصل دیگری از «عمل» را برای ما به ارمغان آورده/ دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادت «السابقون السابقون»

·      این شهید بزرگوار(شهید باغبانی[هنرمند و مستندسازی که در سوریه به دست تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید])، طلیعۀ حلول فصل دیگری از «عمل» را، برای ما به ارمغان آورده است. یعنی دوباره فصل عمل فرا رسیده است. دیگر خیلی از حرف‌های سطحی دیگران، نه تنها ارزش شنیدن ندارد، بلکه دیگر ارزش نقد و پاسخ دادن هم ندارد. دوران حرف باطل به پایان رسیده است و خوشبختانه، دوران صرفا حرف زدن از حق هم به پایان رسیده است؛ «گر مرد رهی، میان خون باید رفت/ از پای فتاده، سرنگون باید رفت» دوباره سفرۀ شهادت دارد باز می‌شود و خوشا به سعادتِ «السابقون السابقون»

·      مطمئن هستم که شهدای دفاع مقدس به این شهید بزرگوار غبطه می‌خورند، چون مهم است چه کسی قاتل شما باشد و با چه عزم و کینه‌ای شما را به شهادت برساند. او به دست کسانی به شهادت رسید که یک کینۀ 1400 ساله از علی بن ابیطالب(ع) صحابی جلیل‌القدر و عالی‌مقام پیامبر(ص) را در سینه دارند.

مستندسازان و هنرمندان ما جنایات منطقه را نشان دهند، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما دوست و دشمن را با هم اشتباه نگیرند

·      الان در زمانی داریم از حق دفاع می‌کنیم که بعضی‌ها دفاعشان جنبۀ عملی به خود گرفته است. تمام مستندسازان و هنرمندان محترم باید عمل را سرلوحۀ برنامۀ زندگی‌شان قرار دهند. دیگر نه تنها حرفِ بیهوده زدن خریدار ندارد، بلکه حرف خوب زدن هم به تنهایی فایده ندارد. مستندسازان و هنرمندان ما باید بلند شوند و نشان دهند چه جنایت‌هایی دارد در منطقه اتفاق‌ می‌افتد، تا سیاستمداران کهنسال و فرتوت ما به اشتباه نیفتند؛ کسانی که در کهنسالی دچار رخوتِ روحی شده‌اند، دوست و دشمن را با همدیگر اشتباه می‌گیرند.

دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! / دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیانشان نیست

·      بعضی‌ها می‌پرسیدند که در «شرایط جدید»، «فضای سیاسی» را چگونه می‌بینید؟ گفتم دربارۀ «شرایط جدید» صحبت کنیم نه دربارۀ «فضای سیاسی»! «شرایط جدید» شرایطی است که دیگر قدم غلط برداشتن و قلم غلط زدن در چنین شرایط جدیدی تقریباً امکان ندارد یا خیلی به سختی امکان دارد. چون این‌قدر حق خودش را آشکار نشان داده است و آن‌قدر باطل رسوا شده است که امکان خطا کردن وجود ندارد.

·      اگر نعوذ بالله سازشکارترین سازشکاران، به سیاست‌خانۀ این میهن نورانی نفوذ کنند، هیچ اشتباهی از آنها سرنخواهد زد؛ چون دیگر امکان سازش با تروریست‌های آدم‌خوار و حامیان آنها وجود ندارد. نگرانی از سازش مربوط به وقتی است که امکان سازش وجود داشته باشد.

دیگر از رفتار کسانی که مایلند در لابی با دشمنان، ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم،حتی اگر بتوانند در بدنۀ جامعه نفوذ کنند!

·      ما دیگر از رفتار کسانی که مایلند با دشمنان لابی کنند و ذلیلانه عزت‌فروشی کنند نگران نیستیم؛ حتی اگر آنها بتوانند در بدنۀ جامعۀ ما نفوذ کنند. چون دیگر دشمن ما آن دشمن سابق نیست. آمریکای مستاصل و جنایتکار امروز، دیگر آمریکای دوران دفاع مقدس نیست که بشود پشت پرده با او تبانی کرد. این آمریکا عوض شده است. صهیونیست‌ها هم تغییر کرد‌ه‌اند، نه دیگر آن قدرت را دارند و نه آن حداقل نجابتی که بخواهند برای ظاهرسازی برخی امور را رعایت کنند.انشاءالله دوران رویارویی نهایی حق و باطل فرارسیده است و اینها از علائم ظهور هستند.

·      بعضی‌ها مایل هستند که ما چشم‌مان را نسبت به واقعیت‌های عالم ببندیم و مانند کبکی که سرش را در برف فرو می‌کند تا شکارچی را نبیند، در قبال هر اتفاقی که در عالم رخ می‌دهد بگوییم: «اصلاً معلوم نیست هیچ یک از این حادثه‌ها ربطی به ظهور داشته باشد!» و چقدر بعضی‌ها خوشحال می‌شوند که بگوییم: «اثری از ظهور نیست، هرچه نگاه می‌کنیم هیچ مقدمه‌ای برای ظهور نمی‌بینیم!» ما هم برای رضایتمندی این‌قبیل افراد، همین‌طوری سخن می‌گوییم! مثلاً می‌گوییم: «علی‌رغم اینکه اتفاقاتی که دارد در سوریه رخ می‌دهد، با آنچه در روایات بیان شده است شباهت دارد، ولی می‌گوییم شباهتی وجود ندارد!!» برای اینکه آنهایی که دچار «بیماری تمنّا برای تأخیر ظهور هستند» آرام بگیرند و بر ما نیاشوبند!

هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟/ تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر

·      به شما عرض می‌کنم؛ اگر بنا بر احتمال و علی‌‌رغم میل دشمنانِ دانا و دوستان نادان، ظهور نزدیک باشد، حوزۀ هنری به عنوان محل تجمع هنرمندان متعهد، چقدر برای خون دادن در میدان عمل آماده‌اند؟ حرف زدن را کنار بگذاریم! امروز روز ورود به میدان عمل و تبلیغ مظلومیت کسانی است که در خط مقاومت دارند با دشمن می‌جنگند.

·      یک زمانی می‌گفتیم: «تا کربلا رسیدن، یک یا حسین دیگر» اما امروز شعارهای جدیدی باید به عرصه بیاید که دلالت بر این داشته باشد که تا رویارویی نهایی حق و باطل یک یا حسین دیگر، بیشتر نمانده است.

یقیناً امری بسیار بزرگتر از دفاع مقدس، در انتظار ماست / این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است

·      از شما تقاضا می‌کنم دربارۀ این پرسش بنده تأمل بفرمایید: خداوند در قبال این امکانات معنوی که در این 25 سال بعد از دفاع مقدس به ما داده است، چه تکلیفی بر دوش ما می‌خواهد قرار دهد؟ خداوند متعال هر نعمتی به بندگان خود می‌دهد مسئولیتی را در قبال آن از بندگان خود می‌خواهد.

·      در همان ابتدای انقلاب، یک مقدار معرفت و معنویت برآمده از متن انقلاب در دل‌های مردم و جوانان ما جاری شده بود، خداوند متعال 8 سال دفاع مقدس را برای چیدن گلهای برآمده از صحرای انقلاب به ما هدیه داد. حالا حدود 25 سال فضای معنوی و امکان تعلیم و تربیت و رشد معنوی بعد از دفاع مقدس به ما داده است و یقیناً امری در انتظار ما خواهد بود که بسیار بزرگتر از دفاع مقدس است. و این شهید طلیعۀ آن امر بزرگ است.

·      خداوند متعال بعد از دوران دفاع مقدس سال‌ها آرامش و امنیت و امکان رشد معرفت و معنویت برای ما فراهم آورد تا در این ‌سال‌ها کسانی مثل شهید باغبانی تربیت شوند، آیا شما فکر می‌کنید الان خدا از ما هیچ انتظاری ندارد؟! یقیناً بدانید که انتظار خداوند از ما پس از این نعمت معنوی و معرفتی که سالیان طولانی و در کمال امنیت به ما داده است بسیار بالاتر از دفاع مقدس است؛ اینکه چگونه رخ خواهد داد، نمی‌دانم.

باید تندیسی از شهید باغبانی در وسط شهر گذاشته شود تا اهالی هنر و رسانه سرمشق بگیرند/ مستندسازی که مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نساخته باشد، برای ابد شرمنده خواهد بود/ زمان عمل انقلابی فرا رسیده است

·      ما در دوران عمل هستیم؛ دوران عمل انقلابی. باید تندیسی از شهید باغبانی ساخته شود و در وسط شهر گذاشته شود تا همۀ اهالی هنر و رسانه از او سرمشق بگیرند. زمان عمل انقلابی فرا رسیده است.

·      آیا در جشنوارۀ فجر سال آینده احدی از هنرمندان به خودش اجازه خواهد داد فیلمی خارج از مقولۀ این‌همه مظلومیت‌ها که در منطقه جاری است بسازد؟! هر یک از مستندسازان که در پروندۀ خودش مستندی برای رفع مظلومیت مظلومان منطقه نداشته باشند برای ابد شرمنده خواهد بود. این نیاز به بخشنامه و توصیه ندارد، بلکه نیاز به یک شعور باطنی و شور انقلابی دارد. چه کسی شهید باغبانی را مجبور کرده بود که به خط مقدم مقاومت برود و در آنجا مصرانه برای به تصویر کشیدن مظلومیت نیروهای خط مقدم جبهۀ مقاومت جان بدهد؟!

·      شهدا سبک زندگی را تغییر می‌دهند. همان‌طور که در دوران دفاع مقدس این کار صورت گرفت. البته بعد از دوران دفاع مقدس تلاش‌های بسیار فراوان و بودجه‌های زیادی صرف شد برای اینکه این دوران نورانی به فراموشی سپرده شود، تا حدّی هم موفق بودند اما به تمام توفیقات دسترسی پیدا نکردند! چون هنوز شیفتگان جهاد و شهادت در جامعۀ ما و منطقه حضور دارند که از دفاع مقدس الگو بگیرند.

وقتی رزمندگانمان را از متن تصاویر هنری پنهان کردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند/ کاش برخی هنرمندان ما هم صادقانه اعتراف کنند که در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم

·      هنرمندانی که برای فراموش کردن دوران دفاع مقدس در آثارشان تلاش کردند، به دشمنان بشریت خدمت کردند، زیرا به آنها اجازه دادند بدل‌هایی برای رزمندگان دوران دفاع مقدس بسازند و به صورت تروریست‌هایی که «الله اکبر» می‌گویند و سر مظلومان را جدا می‌کنند در منطقه ظاهر شوند. وزیر امور خارجۀ اسبق آمریکا صراحتاً ‌گفت «القاعده را ما درست کردیم»(فارس/خبر13901007000921) بله، القاعده را آنها درست ‌کردند، ولی ای کاش برخی از هنرمندان کشور ما هم صادقانه مثل آن وزیر امور خارجه جمهور اعتراف کنند و بگویند ما هم در زمینه‌سازی برای ساختن القاعده مشارکت کردیم.

·      وقتی رزمندگان‌مان را از متن تصاویر هنری‌مان پنهان کردیم و معرفی نکردیم، در واقع به دشمنان فرصت دادیم بدل رزمندگان ما را بسازند. چون رزمندگان ما اولین کسانی بودند که با کمترین سلاح، «الله اکبر» گویان و شهادت‌طلبانه به دفاع از حق پرداختند، حالا آنها بدل زده‌اند و کسانی را به میدان آورده‌اند که شهادت‌طلبانه دارند از ظلم دفاع می‌کنند! آنها فرصت پیدا کردند این بدل را بزنند به خاطر اینکه ما به قدر کافی به رزمندگان دوران دفاع مقدس خودمان خدمت نکردیم و آنها را درست به جهانیان نشان ندادیم. آن‌قدر که رزمندگان ما اهل عمل بودند ما اهل عمل نبودیم و بیشتر اهل حرف بودیم.

هر کسی دستش با دوربین آشنا و دلش با خدا مرتبط است، آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد/ از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی- نشاید که نامت نهند آدمی»

·      الان دوباره نوبت دیگری از دورۀ عمل فرارسیده است. هر کسی دستش با دوربین آشناست و دلش با خدا مرتبط است آمادۀ صحنۀ عملی دیگر باشد. نمی‌شود از کنار هیچ یک از این حوادث و مظلومیت‌های مردم منطقه ساده عبور کرد.

·      البته این انقلابی‌گری را از قدیم به ما یاد می‌دادند و اختصاصی به انقلاب اسلامی خودمان ندارد. یعنی یک وقت تصور نکنید بنده این سخنان را از سرِ عِرق انقلابی حزب‌اللهی‌گری می‌گویم، نه! از بچگی به ما یاد داده‌اند: «تو کز محنت دیگران بی‌غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی» به خانوادۀ این شهید تبریک عرض می‌کنم چون او از محنت دیگران بی‌غم نبود و خواست آدم بماند. نگاه نکنید به کسانی که نسبت به محنت دیگران بی‌غم هستند و برایشان مهم نیست که آدم نباشند.

قرآن: مرگ هیچ کس به واسطۀ جهاد نزدیک نمی‌شود

·      باید به شما خانوادۀ این شهید عزیز تبریک گفت که در خانۀ خودتان «آدم» تربیت کرده‌اید و این خیلی باشکوه است. خیلی از جوان‌هایی که در همین سن و سال بودند و نسبتاً در شغل و کار خودشان هم موفق و حتی از مشاهیر بودند هم در یک تصادف فوت کرده یا در دریا غرق می‌شوند ولی فرزند شما این لیاقت را پیدا کرد که جان خودش را در معرض شهادت قرار دهد. از شهادت او شاد باشید چون خدا به واسطۀ جهاد مرگ کسی را نزدیک نمی‌کند، این‌طور نیست که اگر کسی جهاد نکند سالم بماند. این مطلب را هم در قرآن و هم در کلام معصومین(ع) می‌توانید ببینید.(یَقُولُونَ لَوْ كانَ لَنا مِنَ الْأَمْرِ شَیْ‏ءٌ ما قُتِلْنا هاهُنا قُلْ لَوْ كُنْتُمْ فی‏ بُیُوتِكُمْ لَبَرَزَ الَّذینَ كُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلى‏ مَضاجِعِهِم؛ آل عمران/154 و تفسیر المیزان ذیل همین آیه) شهدا سود می‌کنند، چون لیاقت پیدا می‌کنند که به مرگ عادی نمی‌میرند و از خدا می‌خواهیم این لیاقت را به ما هم بدهد.

·      کسانی که از ترس شهادت به جبهه نرفتند، باید بدانند که اگر جبهه می‌رفتند در وسط شدیدترین بمباران‌های دشمن هم سالم می‌ماندند. ما در جبهه نمونه‌های زیادی از این واقعیت را به چشم خودمان دیده‌ایم، به حدّی که برخی از بچه‌ها وقتی از شهید نشدن خودشان اطمینان پیدا می‌کردند، حتی وصیت‌نامه هم نمی‌نوشتند و شجاعانه کارهای سخت و پرخطر را قبول می‌کردند و به قلب دشمن می‌زدند. این از اعتقادات ابتدایی رزمندگان ما بود.

·      یادم هست که وقتی در معاونت فرهنگی لشکر بودیم؛ خیلی از بچه‌ها که دوست داشتند به خط مقدم بروند، اصرار می‌کردند که آنها را به خط مقدم بفرستند. یک خطاطی داشتیم که زیاد اصرار نمی‌کرد موقع عملیات به خط مقدم برود و می‌گفت: «وقتش که بشود صدا می‌زنند» لذا می‌نشست و پشت جبهه کارها را انجام می‌داد و تابلوهای مورد نیاز مَقرّها را می‌نوشت. بعد یک جایی لازم شد که ایشان برود و در خط مقدم خطاطی کند. وقتی او را صدا زدند، با لبخند بلند شد و گفت: «حالا وقتش رسید و خودشان صدایم زدند!» ما اول نفهمیدیم چه می‌گوید، ولی وقتی به خط رفت و شهید شد، تازه فهمیدیم اینکه می‌گفت: «وقتش شده» معنایش چه بود. شهید باغبانی هم وقتش شده بود و او را صدا زدند و در بهترین موقعیت حاضر شد و به دست بدترین انسان‌های روی زمین به شهادت رسید. واقعاً خوشا به سعادت او.

از خدا می‌خواهیم روند رسوایی منافقان را سریعتر کرده و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری نماید

·      از خدا می‌خواهیم مرگ ما را هم شهادت در راه خودش قرار دهد. شهادت در مسیر مقابلۀ با بدترین خلایق خدا را روزیِ ما گرداند. از خدا می‌خواهیم ما را اهل عمل قرار بدهد و آنهایی که اهل عمل نیستند را رسوا نماید.

·      در روایات فرموده‌اند که امتحانات آخرالزمان برای رسوا کردن منافقین است (رسول الله(ص): لا تَكرَهُوا الفِتنَةَ فى آخِرِ الزمانِ ؛ فإنّها تُبِیرُ المُنافِقینَ؛ میزان الحکمه/روایت 15748) از خدا می‌خواهیم به حق خون این شهدا، روند رسوایی منافقان را سریعتر بگرداند و ما را در فتنه‌های آخرالزمان دستگیری بفرماید. و هنرمندان ما را در راه پرنور این شهید بزرگوار، راهی بگرداند.





نوع مطلب : سوریه، امریکا، سیاسی، گفتگو، افراد، بحران سوریه، 
برچسب ها : پناهیان، هاشمی، مستند، سوریه،
لینک های مرتبط : لینک به منبع،


روابط مهدی‌هاشمی رفسنجانی با افراد و اشخاص مختلف همواره حاشیه‌ساز بوده است، اما شاید روابط وی با سیف الاسلام قذافی فرزند دیکتاتور سابق لیبی یکی از جالب‌ترین روابط وی باشد.
 خبرگزاری فارس: بازخوانی اسناد روابط ویژه مهدی‌هاشمی با فرزند دیکتاتور لیبی
به گزارش خبرگزاری فارس، روابط مهدی هاشمی فرزند آیت الله هاشمی رفسنجانی رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام با افراد و اشخاص مختلف همواره حاشیه ساز بوده است، اما شاید روابط وی با سیف الله قذافی جالب ترین جنبه روابط وی باشد.


بر اساس اسناد موجود، یکی از سفرهای مهدی هاشمی به لیبی که به دعوت سیف‌الاسلام بوده به مهر ماه سال 86 باز می‌گردد.

در یکی از این اسناد، علی سرلک مسئول دفتر مهدی هاشمی در هیأت امنای دانشگاه آزاد در نامه‌ای به تاریخ 29/6/86 به سفیر لیبی در تهران، می‌نویسد:


وی در نامه دیگری به تاریخ 3/7/86 نیز زمان پرواز و ورود مهدی هاشمی به شهر تربپولی لیبی را اعلام می‌کند.



سیف الله قذافی فرزند ارشد معمر قذافی دیکتاتور لیبی که نقش مهمی در کشتارهای لیبی دارد، هم اکنون در کشور لیبی در بازداشت انقلابیون این کشور قرار دارد.





نوع مطلب : سیاسی، تصاویر، نامه ها، امنیتی، افراد، فتنه 88، 
برچسب ها : مهدی هاشمی، سیف الله قذافی، هاشمی، سفر، لیبی، دانشگاه آزاد،
لینک های مرتبط : لینک به منبع،


یک دانشجوی بورسیه دوره دکترا اقدام بی‌قاعده سرپرست وزارت علوم در صدور دستور «توقف صدور ابلاغ و اعلام موافقت با بورس» را مورد اعتراض قرار داد.
سایت اصلاح‌طلب فرارو به نقل از نامه اعتراضی این دانشجو خطاب به توفیقی نوشت: من یکی از دانشجویان بی‌شمار دکتری هستم که پس از دو سال طی کردن مراحل مختلف مصاحبه علمی، گزینش و تأیید صلاحیت عمومی در انتظار تماس وزارتخانه و صدور حکم بورس بوده‌ام. جناب آقای دکتر روحانی در اولین نشست خبری پس از انتخاب شدن به ریاست جمهوری، در پاسخ به یکی از خبرنگاران اظهار داشتند که با کلید آمده‌اند نه با داس. حال چه شده است که با این تصمیم سرپرست محترم وزارت علوم، آمال و آرزوهای عده‌ای از نخبه‌ترین دانشجویان این مملکت که بی‌خبر و فارغ از تمام جناح‌بندی‌های سیاسی از اقصی نقاط کشور متقاضی بورس بوده‌اند، پس از قریب به دو سال صبر و پیگیری و صرف هزینه‌های مختلف مادی و روحی، درست در زمانی که در انتظار حکم بورس نشسته‌اند، درو می‌شود. به راستی، در اولین گام دولت یازدهم، جمع بزرگی از بهترین دانشجویان این کشور و خانواده‌های آنان را دچار یأس و ناامیدی نموده است. دانشجویانی که اکثریت آن‌ها فارغ از هر گونه رانت مشغول تحصیل در دوره‌های مختلف تحصیلی بوده‌اند.
وی می‌افزاید: اگر قرار است صدور حکم بورس متوقف شود، پس اعلام فراخوان جدید برای جذب هیأت علمی به همان سیاق و روش قبلی (تأکید می‌کنم دقیقاً به همان روش قبل) به چه نیتی صورت گرفته است؟ آیا تنها هدف ملغی کردن تصمیمات دولت قبل بوده است به این قیمت که عده‌ای جوان بی‌تقصیر در این بین متضرر شوند؟ اگر یک دانشجوی دکتری همچون حقیر که سال سوم تحصیل را می‌گذرانم، هم اکنون مجدداً در فراخوان شرکت نمایم، با توجه به حجم انبوه متقاضیان فعلی و متقاضیانی که با این تصمیم وزارت علوم به آن‌ها افزوده می‌شوند، چه تضمینی هست که مجدداً بتوانم موافقت یک واحد دانشگاهی را کسب نمایم؟ یا اگر کسب نمودم چه تضمینی هست که پس از دو سال دیگر با چنین تصمیمات خلق‌الساعه‌ای مجدداً کان‌لم‌یکن نگردد؟ و باز اگر حتی کأن لم یکن هم نگردد، به نظر سرپرست محترم آن وزارتخانه باز هم امثال اینجانب متضرر نشده‌اند؟




نوع مطلب : دولت یازدهم، کابینه دولت یازدهم، خبر ویژه کیهان، سیاسی، 
برچسب ها : دولت اعتدال، دولت یازدهم، معاون اول، دکترا،
لینک های مرتبط :


رئیس حلقه فتنه در لندن می‌گوید هنوز نمی‌تواند بفهمد چرا آمریکا و انگلیس، مشتی اوباش را به محمد مصدق ترجیح دادند.
عطاءا... مهاجرانی ضمن مقاله‌ای در نشریه سعودی الشرق‌الاوسط به اسناد تازه منتشر شده سازمان سیا درباره ادعای دخالت در کودتای 28 مرداد 1332 پرداخت و نوشت: «در میان اسناد منتشر شده توسط سیا به صفحه‌ای شرم‌آور و ننگین برخورد کردم که در آن توضیح داده شده بود که چگونه سیا و سازمان اطلاعات بریتانیا موفق به سرنگونی محمد مصدق شدند. در قدم نخست برخی از افراد شرور در شهر پراکنده شدند تا در کودتا شرکت کنند. حقیقت این است که اسامی ذکر شده در اسناد آمریکایی، جزو اوباش ایران بودند و با تکیه بر این اوباش و اشرار یکی از مهم‌ترین جنبش‌های دموکراسی‌خواه و آزادی‌طلب ایران سرکوب شد.»
وی می‌افزاید: چگونه ممکن است که این کودتای نظامی که در سال 1953 رخ داد را فراموش کنیم؟ چگونه ممکن است آمریکا و بریتانیا را به خاطر نقشی که در برکناری مصدق ایفا کردند، ببخشیم؟ محمد خاتمی حق داشت وقتی گفت که دیوار بلندی از بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا وجود دارد. پیش از انقلاب، دولت شاهنشاهی هر نوزدهم ماه آگوست جشنی برگزار می‌کرد که شاه هم همواره در آن حاضر می‌شد. باید در نظر داشته باشیم که ستاره بارز این جشن شخصی به نام شعبان ‌بی‌مخ بود.
مهاجرانی می‌نویسد: اگر به دلیل اصلی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 فکر کنیم، برایمان آشکار می‌شود که ریشه‌های آن به کودتای سال 1953 بازمی‌گردد. شعبان بی‌مخ مزدور مورد علاقه آمریکا و بریتانیا در این کودتا بود و این امر باعث شد تا مردم ایران به سمت آیت‌الله خمینی بروند که شخصیتی ضدآمریکایی و نماد انقلاب ایران بود.
وزیر ارشاد متواری دولت اصلاحات که اکنون در لندن اقامت دارد، در پایان با وقاحت می‌نویسد: «اکنون پس از فاش شدن اسناد سازمان امنیت آمریکا و همچنین اسناد سیا، ما دو گزینه داریم، نخست این که این اسناد را به ادواتی برای حمله به آمریکا تبدیل کنیم که در نتیجه دیوار بی‌اعتمادی میان دو کشور و دو ملت بلندتر خواهد شد. گزینه دوم این است که از اسناد به عنوان یک اهرم موثر در مذاکرات مستقیم با آمریکا استفاده کرده و موانع را از بین ببریم(!) از همه این‌ها گذشته، من هنوز هم نمی‌توانم بفهمم که چرا آمریکا و بریتانیا مشتی اوباش را به محمد مصدق ترجیح دادند.»
درباره یادداشت آقای مهاجرانی یک سؤال کاملا روشن وجود دارد و آن اینکه همان آمریکا و انگلیس بانی کودتای 28 مرداد و حامی اوباش، براساس کدام مشابهت، در فتنه و آشوب سال 1388 از مهره‌هایی نظیر خاتمی و مهاجرانی حمایت کردند و رسانه‌های خود را در خدمت آنان قرار دادند و براساس کدام منطق از مهاجرانی برای سخنرانی مخفیانه در نشست موسسه واشنگتن (لابی صهیونیستی- آمریکایی) دعوت کردند که بعدها لو رفت؟! در واقع درست به همان دلیل که آمریکاو انگلیس امثال خاتمی و مهاجرانی و موسوی و ... را بر ملت ایران ترجیح دادند، در سال 32 نیز اوباشی نظیر شعبان بی‌مخ را ترجیح دادند.




نوع مطلب : امریکا، سیاسی، نامه ها، فتنه 88، تحلیل، 
برچسب ها : مهاجرانی، امریکا، انگلیس، الشرق‌الاوسط، مصدق، کودتا،
لینک های مرتبط :


روزنامه جمهوری اسلامی از دولتمردانی که با بی‌پروایی خواستار افزایش قیمت‌ها هستند خواست تا کمی تدبیر به خرج داده و موجب برانگیختی مخالفت‌ها در میان مردم و نمایندگان مجلس نشوند.
بخشی از دلایل پیروزی دکتر حسن روحانی در انتخابات انتقاد وی و سیاستمداران حامی او از تورم و دادن وعده کاهش تورم و گرانی بود اما به دنبال انتخاب وزرای جدید، برخی از اعضای کابینه نظیر وزیر نفت، راه و شهرسازی و... خلاف مواضع قبلی رئیس‌جمهور سخن می‌گویند.
روزنامه جمهوری اسلامی که از حامیان هاشمی و دولت جدید به شمار می‌رود، با اشاره به این موضوع در سرمقاله خود تصریح کرد، دولتمردان باید در کنار صراحت و شفافیت، کمی هم تدبیر به خرج دهند و ناامیدی درست نکنند.
این روزنامه خاطرنشان کرد: انتظار از مسئولان و مدیران دولتی که خود را دولت تدبیر و امید می‌داند و می‌نامد این است که در سخنان و ارائه دیدگاه‌هایشان بیش از این مدبرانه عمل کنند.
جمهوری اسلامی افزود: مروری بر موضوعاتی که در قالب گفتگوهای اخیر توسط مدیران و وزرای دولت به آن‌ها پرداخته شده است به روشنی نشان می‌دهد که اکثریت آن‌ها از جمله موضوعات به شدت حساس از منظر افکار عمومی و معیشت مردم بوده است؛ موضوعاتی مانند تاکید وزیر راه و شهرسازی بر اینکه «مردم باید میان مسکن و ارزانی یکی را انتخاب کنند»، طرح اینکه «بیش از 40 درصد تورم کشور محصول افزایش پایه پولی آن هم به علت تسهیلات مسکن مهر است» توسط وزیر اقتصاد یا بیان این مسئله که در گریزی از افزایش قیمت آب و برق نیست» آن هم از سوی وزیر نیرو، واقعی ارزیابی کردن قیمت 3000 تومان برای دلار توسط رئیس کل بانک مرکزی و دفاع ضمنی از بنزین گران‌تر در سخنان وزیر نفت، از جمله مواردی هستند که بازتاب‌ها و واکنش‌های فراوانی در میان افکار عمومی به دنبال داشته است.
این روزنامه با انتقاد از موقعیت‌نشناسی برخی وزرا و ناامید کردن افکار عمومی امیدوار تأکید کرد: این اقدام اشتباه وزرا نشان‌دهنده غفلت از تدبیر و غیرمنطقی است. این نوع اقدامات بیش از هر چیز بیانگر فقدان برخورداری دولت یازدهم و مدیران ارشد آن از یک راهبرد کلان اطلاع‌رسانی، تبدیل تهدیدها به فرصت‌ها و عدم تدبر در شیوه‌های بیان حقایق برای مردم در عین روشن نگاه داشتن امید در دلهای آنان است.
جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد: پیامد چنین رفتارهایی چیزی جز افزایش هزینه‌های غیر ضروری برای دولت نخواهد بود چنانکه خیلی زود نیز شاهد یکی از این واکنش‌ها در قالب احضار وزرای راه و شهرسازی و اقتصاد به کمیسیون عمران مجلس برای شنیدن توضیحات این دو وزیر در مورد مسکن مهر هستیم.




نوع مطلب : دولت یازدهم، خبر ویژه کیهان، سیاسی، تحلیل، 
برچسب ها : دولت اعتدال، تدبیر امید، انتخابات، سیاسی،
لینک های مرتبط :


تحرکات اصلاح‌طلبان برای ایجاد فراکسیون حامی دولت در مجلس و از اکثریت انداختن فراکسیون رهروان شدت گرفته است.
اصولگرایان در مجلس ششم، هفتم و هشتم با همین نام فراکسیون اصولگرایان شناخته می‌شدند. اقلیت اصولگرای مجلس ششم در دو مجلس هفتم و هشتم تبدیل به جریان اکثریت شد. اما در آستانه انتخابات مجلس نهم که اسفند سال 1390 برگزار شد، برخی مسائل حاشیه‌ای باعث انشعاب و رقابت میان دو طیف «جبهه متحد اصولگرایان» (نزدیک به آیت‌الله مهدوی کنی) و «جبهه پایداری» (نزدیک به آیت الله مصباح یزدی) شد؛ این در حالی بود که 90 درصد دیدگاه‌های هر دو طیف به هم نزدیک بود و پس از انتخابات نیز، هر دو جریان مواضع تقریبا مشترکی اتخاذ کردند.
پس از برگزاری انتخابات اتفاق دیگری رخ داد. فراکسیون اکثریت تشکیل شده که حتی از میان نمایندگان اصلاح‌طلب یارگیری کرده و تعداد آرای خود در مجلس را به حدود 210 نفر رسانده بود، عنوان «رهروان ولایت» را به جای «اصولگرایان» عنوان کرد و با همین عنوان در انتخابات هیئت رئیسه مجلس حضور پیدا کرد که در رقابت علی لاریجانی و غلامعلی حدادعادل نمود پیدا کرد. پس از آن کاظم جلالی نماینده شاهرود به ریاست فراکسیون رهروان انتخاب شد. برخی اعضای فراکسیون اصرار داشتند دو قطبی اصلی را به جای اصولگرا و غیر آن، به تقسیم‌بندی «نمایندگان تهران-شهرستان» تبدیل کنند و خود را ناراضی از رقابت‌های جبهه متحد و پایداری نشان دهند. اما در پی این تقابل‌های حاشیه‌ای و ناکارآمد، فرصت برای اصلاح‌طلبان فراهم شد.
اکنون برخی خبرها حاکی از آن است که دو طیف اصلاح‌طلبان و دولت درصدد ایجاد شکاف در میان «اکثریت رهروان» هستند تا بدین ترتیب مقدمه ایجاد فراکسیون حامیان دولت را تحت عنوان فراکسیون اعتدال فراهم کنند.
اکثریت مجلس البته با تلقی لزوم حمایت از دولت جهت حل مشکلات مردم با اغماض به وزرای پیشنهادی که 6-7 نفر از آنها مورد انتقاد همین طیف بودند نگریستند و به کسانی چون وزیر پیشنهادی «نفت» و «راه و شهرسازی» و... رأی اعتماد دادند. حتی رئیس فراکسیون رهروان در دفاع از دولت و وزرا سخن گفت و در جلسه رسیدگی به صلاحیت وزرا به طیفی از اصولگرایان حمله کرد و آنها را کاسبکاران فتنه خواند. او البته در گذشته عضو حزب اعتدال و توسعه (حزب حال حسن روحانی) بود و بعدها نیز نام وی به عنوان نامزد تصدی معاونت وزارت کشور به میان آمد که البته این موضوع ظاهرا با مخالفت لاریجانی و معرفی کاظم میرولد برای معاونت سیاسی رحمانی فضلی منتفی شد.
اما در هر صورت تلاش برای از هم گسیختن اکثریت مجلس شدت گرفته و گفته می‌شود همان ترکیبی که به برخی وزرای مورد اعتراض نظیر زنگنه و آخوندی رأی مثبت داد، استعداد تبدیل شدن به فراکسیون دولتی را دارد.
روزنامه زنجیره‌ای بهار که از سوی اصلاح‌طلبان تندرو اداره می‌شود، روز شنبه از قول یکی از همین نمایندگان (رمضانعلی-س) از تدارک برای تشکیل فراکسیون حامی دولت تحت عنوان «اعتدال» خبر داد و نوشت: در گفت‌وگوهایی که با تعدادی از نمایندگان داشتیم، موافقت تعداد قابل توجهی از نمایندگان را در مدت زمان محدودی داشتیم. به نظر می‌رسد این فراکسیون با انشعاب قابل توجهی در فراکسیون رهروان همراه باشد و آرایش مجلس را به هم بزند.
این نماینده افزوده است: برخی از نمایندگان اعلام کرده بودند که فراکسیون رهروان در جلسات بررسی صلاحیت وزرای پیشنهادی درگیر اختلاف‌هایی بوده و همین اختلاف درونی زمینه‌ساز تشکیل فراکسیون جدید شده است.
همچنین روزنامه زنجیره‌ای آرمان‌ با بیان اینکه اقلیت اصلاح‌طلب مجلس 20 نفر بیشتر نیستند، تصریح کرد کار روحانی در به هم ریختن آرایش مجلس جالب توجه بوده و احتمال ایجاد فراکسیون جدید را پیش کشیده است.
با این حال اسماعیل جلیلی عضو شورای مرکزی فراکسیون رهروان ولایت انشعاب در این فراکسیون را رد کرد و گفت: فراکسیون رهروان ولایت یک هویت دارد که این هویت برای فعالان و اعضای آن مهم است.
وی افزود: همواره تلاش می‌شود فراکسیون با انسجام و یکپارچگی فعالیت‌های خود را انجام دهد.
نماینده مسجد سلیمان گفت: تشکیل فراکسیون حامی دولت در مجلس که برخی از آن سخن گفته‌اند اساسا برای دولت خطرناک است و بعید است که چنین اتفاقی رخ دهد.
یادآور می‌شود برخی اعضای فراکسیون رهروان سال گذشته همزمان عضو فراکسیون «صدای ملت، منتقد دولت» بودند که ظاهرا با تشکیل دولت جدید تغییر هویت داده‌اند.




نوع مطلب : خبر ویژه کیهان، سیاسی، تحلیل، 
برچسب ها : اصلاح طلبان، مجلس، فراکسیون اکثریت،
لینک های مرتبط :


نمایندگان مجلس در واکنش به اقدامات سرپرست وزارت علوم با بیان اینکه انتصاب توفیقی به عنوان سرپرست وزارت علوم، دهن‌کجی واضح و آشکار از جانب دولت و مشاوران آقای روحانی به مجلس و نمایندگان مردم است، تاکید کردند رفتار سرپرست وزارت علوم میانه‌ای با مشی اعتدال ندارد.
درهمین رابطه، «زهره طبیب‌زاده» نماینده مردم تهران در مجلس با اشاره به تغییرات صورت گرفته توسط توفیقی در وزارت علوم گفت: با توجه به سابقه توفیقی در فتنه 88 و اطمینان از اینکه وی قطعا نخواهد توانست اعتماد مجلس برای وزارت را کسب کند، به عنوان سرپرست به کار گمارده شد تا تغییرات مورد نظر دولت را اعمال کند و سپس شخص معتدل‌تری برای وزارت به مجلس معرفی شود و با این کار خود، مجلس را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند.
عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس اظهار داشت: این اقدامات توسط افرادی افراطی که در کابینه حضور دارند طراحی شده و این افراد کسانی هستند که برای آقای روحانی تعیین‌ ‌تکلیف می‌کنند.
طبیب‌زاده خاطرنشان کرد: انتصاب توفیقی به عنوان سرپرست وزارت علوم، دهن‌کجی واضح و آشکار از جانب دولت و مشاوران آقای روحانی به مجلس و نمایندگان مردم است و کمیسیون آموزش مجلس در مقابل این قبیل اقدامات خواهد ایستاد.
«عطاءالله سلطانی» یکی دیگر از اعضای کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز درگفت‌وگو با فارس در واکنش به عزل «صدر الدین شریعتی» رئیس دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: آقای توفیقی داس در دست گرفته و ظاهرا حوصله هم ندارد، چرا که نیروهای متعادل را نمی‌تواند تحمل کند.
وی افزود: توفیقی نیروهای ارزشی را تخریب و از بین می‌برد و در حال بدعت‌گذاری‌هایی است که در تاریخ انقلاب بی‌سابقه بوده است.
این نماینده مجلس گفت: توفیقی فردی کم جنبه و کم‌ظرفیت و عجول و مغرض است و رئیس‌جمهور باید در این رابطه فکری کند چرا که امثال توفیقی عملکرد دولت اعتدال را زیر سوال می‌برند.
وی اظهار داشت: مجلس باید این موضوع را بررسی کند و با تصویب قانونی، اجازه ندهد تا این اتفاقات رخ دهد.
همچنین «عبدالوحید فیاضی» دیگر عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس در واکنش به خبر برکناری شبانه رئیس دانشگاه علامه از سوی سرپرست وزارت علوم اظهار داشت: برخی‌ها می‌گویند که آقای توفیقی به جای کلید، داس در دست گرفته ولی با این وضعیت به نظر می‌رسد که به جای داس، قمه در دست داشته باشد.
وی اظهار داشت: آقای روحانی مشی معتدل دارد و در انتخاب‌هایش هم تاکنون سعی کرده معتدل عمل کند ولی سرپرستی توفیقی در وزارت علوم میانه‌ای با مشی اعتدال ندارد.
وی ادامه داد: به نظر می‌رسد برخی اقدامات سرپرست وزارت علوم نوعی سیاسی کاری باشد چرا که سرپرست نباید عزل و نصب‌های اینچنینی را انجام دهد و فقط باید اداره امور را تا معرفی وزیر بر عهده داشته باشد.
فیاضی اضافه کرد: به نظر می‌رسد که برخی اقدامات توفیقی برای ایجاد فضای تنش بین مجلس و دولت باشد.
«محمدمهدی زاهدی» رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس نیز با اشاره به عزل ‌و نصب‌های وزارت علوم توسط سرپرست این وزارتخانه اظهارداشت: وزیر هر وزارتخانه می‌تواند تغییر و تحول انجام دهد اما درباره اقدامات سرپرست نیز طرح 2 فوریتی برای ممنوعیت عزل و نصب در وزرات‌خانه توسط سرپرست، روز سه شنبه در صحن علنی مجلس مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
رئیس کمیسیون آموزش همچنین به جلسه روز یکشنبه کمیسیون متبوعش اشاره و اضافه‌کرد: اعضای کمیسیون به اتفاق ابراز نگرانی خود را از تغییرات در وزارت علوم اعلام کردند و قرار شد آقای نصیری معاون پارلمانی وزارت علوم پیام اعضا را به سرپرست وزارتخانه برساند.




نوع مطلب : دولت یازدهم، کابینه دولت یازدهم، خبر ویژه کیهان، سیاسی، نامه ها، 
برچسب ها : دولت اعتدال، دولت یازدهم، کابینه دولت یازدهم، سرپرست وزارت علوم، مجلس، نمایندگان مجلس،
لینک های مرتبط :


آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان در اولین کنفرانس‌خبری خود که بعد از انتخاب به ریاست جمهوری و با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شده بود، مواضع درخور تقدیری اتخاذ کرد. ایشان از یکسو بر سیاست‌های کلان و رسماً اعلام شده نظام در عرصه‌های بین‌المللی تأکید ورزید که ابراز ناامیدی دشمنان بیرونی را در‌پی داشت و از سوی دیگر تلاش روزنامه‌های زنجیره‌ای برای مصادره رأی‌خود به حساب مدعیان اصلاحات را ناکام گذاشت که عصبانیت اصحاب‌فتنه را به دنبال داشت. آقای روحانی در همان کنفرانس خبری و در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران که پرسیده بود؛ آیا مجریان و مسئولان دولت پیشین را درو خواهید کرد؟ گفته بود؛ «دولت آینده،‌دولت کارآمدی و شایسته‌سالاری است و از همه عزیزان و مدیرانی که هشت سال کار و تلاش کردند و شایسته هستند استفاده می‌کنیم و در مقابل آنها تواضع می‌کنم» آقای روحانی در ادامه تأکید کرده بود «ما گفتیم کلید داریم، نگفتیم داس داریم». این اظهارنظر رئیس جمهور که آمیزه‌ای از مزاح نیز در آن بود، بازتاب گسترده‌ای یافت و حکایت از آن داشت که آقای روحانی در گزینش اعضای کابینه و یاران و همکاران خود بر «شایسته‌سالاری» تکیه دارد و از انتخاب ناشایسته‌ها و بی‌صلاحیت‌ها اجتناب خواهد کرد. اما، حضور برخی از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در فهرست وزیران پیشنهادی ایشان به مجلس شورای اسلامی، این برداشت را که جناب روحانی بر شایسته‌سالاری تکیه دارد، با تردیدهای جدی روبرو کرده و در حد و اندازه یک شعار بی‌پشتوانه تنزل داد. ولی بعد از آن که وزرای پیشنهادی-بدون استثناء- در معرفی خود به نمایندگان مجلس، از فتنه‌88 اعلام برائت کردند، بر دروغ بودن ادعای تقلب تأکید ورزیدند و از تعهد خود نسبت به رهبر معظم انقلاب و قانون اساسی سخن گفتند، این امیدواری در میان نمایندگان مجلس شکل گرفت که آنان از گناه بزرگ حضور در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 پشیمان شده و توبه کرده‌اند و قصد دارند با حضور فعال خود در چرخه تعریف شده اسلام و انقلاب و نظام، جبران مافات کنند. توبه از آن جرم بزرگ اگرچه به تنهایی نمی‌توانست مجوز حضور آنان در دولت جدید باشد، ولی نمایندگان مردم- به هر علت که بحث جداگانه‌ای می‌طلبد- عذر تعدادی از آنها را پذیرفتند و به آنان رأی اعتماد دادند که امید است این حسن ظن نمایندگان مردم را پاس بدارند و البته 3 تن از وزرای پیشنهادی نیز نتوانستند از مجلس رأی اعتماد بگیرند.
تا اینجا، می‌توان گفت که تعدادی از وزیران کابینه آقای دکتر روحانی حضور خود در کابینه را مدیون، اعلام برائت از فتنه 88، اعتراف به دروغ بودن ادعای تقلب، تأکید بر پاسداشت اصل ولایت فقیه و قانون اساسی و حسن ظن و پذیرش عذر تقصیر آنان از سوی اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی هستند، آیا غیر از این است؟!
همین جا و با عرض پوزش باید گفت شعار «اعتدال» هندوانه دربسته است که تا شکافته نشود نمی‌توان درباره محتوای آن قضاوت کرد. مگر «اصلاحات» شعار بدی بود؟! ولی در عمل به وطن‌فروشی و خروج از حاکمیت شماری از مدعیان اصلاحات انجامید و آقای خاتمی تازه در اواخر دوران ریاست جمهوری خود پیشنهاد کرده بود که «اصلاحات» نیاز به تعریف دارد! آیا قرار است شعار «اعتدال» به سرنوشت شعار «اصلاحات» دچار شود؟ پاسخ این سؤال را باید ابتدا در میدان عمل دید و سپس درباره آن قضاوت کرد. بنابراین بدیهی است که برخلاف آنچه این روزها مدعیان اصلاحات و برخی از اطرافیان رئیس جمهور محترم ادعا می‌کنند شعار سربسته و تعریف نشده «اعتدال» انگیزه و علت رأی اعتماد نمایندگان مردم به تعدادی از وزرای پیشنهادی نبوده است و دقیقاً به همین علت بود که جناب روحانی و وزرای پیشنهادی ایشان در کنار شعار اعتدال و به پیوست آن، بر برائت از فتنه 88، اعتراف به دروغ بودن تقلب و پایبندی به قانون اساسی تأکید می‌ورزیدند. از این روی بدون کمترین ابهام و تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که منظور آقای روحانی از «اعتدال» هر چه باشد، برائت از فتنه‌گران اصلی‌ترین محور آن است.
اکنون باید گفت؛ اگر رأی مردم را آنگونه که رهبر معظم انقلاب تأکید فرمودند، «حق‌الناس» بدانیم- که هست- و بی‌توجهی به آن را گناهی نابخشودنی و خیانت تلقی کنیم - که چنین است- این «حق‌الناس» منحصر به زمان شمارش آراء نیست، بلکه کسانی که با رأی مردم، یعنی همان «حق‌الناس» بر کرسی‌های مسئولیت تکیه زده‌اند نیز موظف به حفظ امانت مردم و پاسداری از حق‌الناس خواهند بود. اما، از سوی دیگر، جناب روحانی و اعضای کابینه ایشان در جریان اخذ رأی اعتماد مجلس از مرزبندی با فتنه‌گران و برائت از آنها با عنوان «پیام مردم» یعنی همان «حق‌الناس» یاد کرده‌اند و اگر چنین نبود، آنهمه اصرار و تأکید بر برائت از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 برای چه بود؟! با این حساب که نه پیچیده است و نه پنهان، به کارگیری اصحاب فتنه در کابینه، آنهم در پست‌های کلیدی، ضمن آن که صداقت آقایان را در اظهارات رسماً اعلام شده آنان با تردیدهای جدی روبرو می‌کند، امانت‌داری و التزام عملی و نظری آنها به حفاظت از «حق‌الناس» را هم زیر سؤال می‌برد و این پرسش منطقی را در اذهان پدید می‌آورد که آیا آنهمه اعلام برائت از فتنه‌گران و تأکید بر اعتدال و شایسته‌سالاری فقط برای کسب رأی اعتماد از مجلس بود؟!
در برخی از عزل و نصب‌های دولت نوپای آقای روحانی نه فقط سمت و سویی از «شایسته‌سالاری»، «اعتدال» و مخصوصاً برائت و مرزبندی با فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 دیده نمی‌شود، بلکه این تلقی را پدید می‌آورد که گویی جماعتی از اصحاب فتنه و افراد بدسابقه و بدنام را برای حمله به شایستگان و انتقام از کسانی که در مقابل فتنه 88 ایستاده بودند، سازماندهی کرده و به میدان آورده‌اند! 
در این باره اگرچه گفتنی‌هایی هست که برای مردم شنیدنی است و شاید برای شخص رئیس جمهور محترم نیز قابل شنیدن باشد! و به آن خواهیم پرداخت ولی به مصداق «مشتی که نمونه خروار» است می‌توان از انتصاب سرپرست وزارت علوم یاد کرد. ایشان به گواهی اسناد مکتوب و فیلم‌های موجود از اصحاب فتنه 88 بوده است و این واقعیت تلخ از نگاه رئیس جمهور محترم نیز پنهان نبوده و نیست تا آنجا که به همین علت از معرفی وی در فهرست وزرای پیشنهادی اجتناب ورزیدند. اما، چرا ایشان را به سرپرستی وزارت علوم - با توجه به اهمیت ویژه آن- منصوب کرده‌اند؟! آیا این انتصاب دهن‌کجی به مردم و ضایع کردن حق‌الناس نیست؟! سرپرست کنونی وزارت علوم که به نظر می‌رسد مأموریت جاده‌صاف‌کنی و ریل‌گذاری این وزارتخانه حساس به نفع فتنه‌گران را برعهده دارد، این روزها با عجله و شتاب فراوان به عزل و نصب‌های سؤال‌برانگیز و تغییرات غیرقابل توجیه و غیرعلمی در وزارتخانه تحت‌ سرپرستی خود مشغول است. به عنوان نمونه و فقط به عنوان نمونه، دیروز، یعنی در یک روز تعطیل رسمی حجت‌الاسلام دکتر شریعتی را از ریاست دانشگاه علامه عزل کرد و چند روز قبل در اقدامی مشابه و غیرمنتظره و با یک تماس تلفنی کوتاه رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان را نیز برکنار کرده بود و همچنین با اتخاذ یک تصمیم بی‌جا و اعتراض‌آفرین، دانشجویان بورسیه را از حق قانونی خود محروم کرد... و اقدامات مشابه دیگری از همین دست. آیا مردم، اساتید دانشگاه، دانشجویان و نمایندگان مجلس حق ندارند از رئیس جمهور محترم درباره انگیزه و علت اینگونه اقدامات سؤال کنند؟! مثلاً؛ عزل حجت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر شریعتی با چه انگیزه‌ای صورت پذیرفته است؟ آنچه همگان از ایشان می‌شناسند و همه شواهد نیز گواه آن بوده و در دسترس و قابل بررسی است، شخصیت علمی برجسته دکتر شریعتی، تلاش بی‌وقفه ایشان برای گسترش دامنه علم‌آموزی و پیشرفت‌های علمی، تأکید بر آموزه‌های اسلامی و انقلابی و ایستادگی ایشان در مقابل فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و روشنگری درباره آن خیانت بزرگ است. اگر سرپرست وزارت علوم و یا جناب رئیس جمهور محترم خصوصیت دیگری در ایشان سراغ دارند که باعث عزل وی شده است، چرا اعلام نمی‌کنند؟ و اگر عزل ایشان تنها به‌خاطر ویژگی‌های یاد شده است که...؟!
و بالاخره، این روزها برخی از جماعت یاد شده و پست و مقام یافته، چنان به قلع و قمع این و آن مشغولند که باید از جناب روحانی پرسید، آن کلید کذایی که در تبلیغات ریاست جمهوری به مردم نشان دادید و بعدها نیز بارها به آن اشاره فرمودید، کلید حل مشکلات بود یا سوئیچ‌‌بولدوزر؟! چرا که کار از «داس» و امثال آن گذشته است!

حسین شریعتمداری




نوع مطلب : دولت یازدهم، کابینه دولت یازدهم، سیاسی، نامه ها، 
برچسب ها : دولت یازدهم، دولت اعتدال، کیهان، شریعتمداری،
لینک های مرتبط :



آیا اسرائیلی‌ها سعی دارند ما را به جنگ جهانی سوم بکشانند؟


این پرسشی است که این روزها از سوی عناصر «وطن‌پرست» ارتش امریکا و جوامع اطلاعاتی این کشور و همچنین ارتش و جوامع اطلاعاتی کشورهای دیگر جهان مطرح می‌شود.

اسرائیلی‌ها با ادعای اینکه می‌دانند چه کسی حمله شیمیایی دمشق را انجام داده است سهوا نقش احتمالی خود در این حمله پرچم دروغین را آشکار کردند. از زمان انتشار خبر حمله شیمیایی سوریه، اسرائیلی‌ها فریاد برآورده‌اند که اسد «خطوط قرمز» اوباما را رد کرده است و سپس مداخله‌ی امریکا را خواستار شدند.

اما چرا دولت سوریه که به تازگی پیروزی‌های عظیمی در برابر شورشیان تحت حمایت خارج کسب کرده است باید بخواهد با به راه انداختن یک حمله شیمیایی گسترده، آن هم درست هم زمان با ورود بازرسان تسلیحات شیمیایی سازمان ملل در دمشق خود را گرفتار کند؟ آیا باید باور کنیم که بشار اسد تا این حد احمق است؟

هرچه می‌خواهند درباره اسد بگویند اما او نه احمق است و نه تمایلی به خودکشی دارد.

برای حل معمای این جنایت، درست مانند دیگر جنایت‌ها ابتدا باید دریابیم که چه کسی ابزار، انگیزه و فرصت این حمله را در اختیار داشته است.

اجازه دهید ابتدا از موضوعِ انگیزه شروع کنیم. اسد هیچ‌گونه انگیزه‌ای برای انجام یک حمله شیمیایی بزرگ نداشته و گفتنی است که در عوض انگیزه‌ای قوی برای انجام ندادن آن داشته است.

پس چه کسی انگیزه داشته است؟ یا شاید بهتر باشد از خود بپرسیم چه کسی از این حمله «سود» می‌برده است؟

پاسخ این است؛ اسرائیل و هم‌پیمان آن یعنی گروه تروریستی القاعده.

اسرائیل و القاعده یک هدف ژئو-راهبردی مشترک دارند؛ بی‌ثباتی خاورمیانه. هر دویِ آنان می‌خواهند کشورهای عربی موجود در خاورمیانه را از میان ببرند و کار خود را نیز با سوریه آغاز کرده‌اند.

اسرائیل می‌خواهد به واسطه‌ی بدل کردن کشورهای بزرگی همچون سوریه به مناطقِ کوچکِ قومی و فرقه‌ای، خاورمیانه را تکه تکه کند. چنین چیزی دست کم از زمان انتشار طرح «اودد یینون» در دهه ۷۰ میلادی هسته‌ی دکترین راهبردی اسرائیل بوده است. بی‌ثباتی کنونی سوریه در درجه اول نقشه اسرائیل است؛ بخشی از طرح موسوم به ویرانی «هفت کشور در طول پنج سال» که به گفته ژنرال وزلی کلارک طرح نو محافظه‌کاران پس از واقعه۱۱ سپتامبر بود.

القاعده نیز مانند اسرائیل می‌خواهد کشورهای عربی موجود در منطقه را نابود کند. این گروه می‌گوید هدف نهایی‌اش یک جهان اسلامی متحد است. اما نشانِ القاعده آنچنان در جهان اسلام و جهان عرب منفور است که ایده‌ی جهانی تحت رهبری القاعده به واقع مضحک می‌نماید. تنها کاری که القاعده می‌تواند انجام دهد آن است که در خدمت اسرائیلی‌ها و دست‌نشانده‌های امریکایی و سعودی آنان باشد و در تخریب کشورهای مسلمان کمک کند.

از این رو، اسرائیل و همراهانش در عربستان سعودی و امریکا برای بی‌ثباتی سوریه و مصر با یکدیگر همکاری می‌کنند؛ مصری که در آن السیسی، شخصِ دست‌نشانده اسرائیل دموکراسی را تخریب کرد و حکومتی حتی دیکتاتورتر و بی‌رحم‌تر از آنچه حسنی مبارک رویایش را در سر می‌پروراند بنا نهاد.

حمله شیمیایی در دمشق آشکارا اقدام صهیونیست برای دخیل کردن امریکا در بحران سوریه بود. اسرائیلی‌ها، یعنی استادانِ بزرگ جهان در زمینه به راه انداختن حملات تروریستیِ پرچم دروغین، ابزار، انگیزه و فرصت این کار را داشتند.

نباید فراموش کنیم که اغلب حملات سهمگین و بزرگ در سوریه از جمله بمب‌های سنگرشکن و بمباران‌های شدید، همه از حملاتی بوده‌اند که از سوی اسرائیل برای کمک به شورشیان القاعده طراحی شدند. اسرائیل مقادیر زیادی گاز سمی دارد و توانایی‌اش را در به راه انداختن حملات تروریستی گسترده و مقصر شناختن دشمنان عربش به اثبات رسانده است. از این رو، هر گونه حمله‌ی بزرگ و غیرطبیعی در سوریه که سود آن به شورشیان القاعده که تحتِ حمایتِ اسرائیل قرار دارند، می‌رسد باید حمله‌ای از سوی رژیم صهیونیستی در نظر گرفته شود، مگر آنکه خلاف آن به اثبات برسد.

همانگونه که جف گیتز توضیح می‌دهد، اسرائیلی‌ها استاد به راه انداختن بازی هستند. آنان می‌دانند که نسبت دادن یک حمله شیمیاییِ پرچم دروغینِ بزرگ به بشار اسد، راه خوبی برای تحریک امریکا و حمله هوایی به سوریه است. چرا؟ زیرا دولت امریکا که از سوی بانکداران رژیم صهیونیستی و عوامل نفوذی آن حمایت مالی می‌شود هرگز حملات پرچم دروغین اسرائیل را افشا نمی‌کند، حتی هنگامی که مانند ماجرای لاون، حمله به یو اس اس لیبرتی و واقعه ۱۱ سپتامبر، قربانی این حملات امریکایی‌ها باشند.

اما، اسرائیلی‌ها همچنین می‌دانند که روسیه «خط قرمز» مخصوص به خود را در سوریه کشیده است. روسیه حملات هوایی گسترده غربی‌ها بر ضد سوریه را تاب نخواهد آورد و تغییر رژیم تحمیل شده از سوی آنان را نخواهد پذیرفت.

روسیه در حال حاضر نیز گفته است که حمله شیمیایی در سوریه پرچم دروغینی بر ضد بشار اسد است. چین نیز، ضمن تایید سخن روسیه اشاره کرده است که ادعاهای مربوط به حمایت اسد از حملات شیمیایی با دروغ‌های جورج بوش در سال ۲۰۰۳ درباره وجود سلاح کشتار جمعی در عراق قابل مقایسه است.

خود اسد نیز گفته است که به هرگونه حمله هوایی از سوی غرب پاسخ خواهد داد و انتقامی جانانه از اسرائیل خواهد گرفت. وی می‌داند که دشمن حقیقی در این بین کیست.

عراق، ایران و لبنان از سوریه پشتیبانی می‌کنند و در برابر اسرائیل می‌ایستند. مقامات ایران به اتفاق گفته‌اند که اسرائیل «اولین قربانی» هرگونه حمله غربی به سوریه خواهد بود.

خلف المفتاح، یکی از مقامات سوریه گفته است: «ما تسلیحات راهبردی داریم و قادر به پاسخگویی هستیم.»

بنابراین، هرگونه مداخله از سوی غرب بر ضد اسد به بارانی از بمب بر سر تل‌آویو بدل خواهد شد. تمامِ خاورمیانه (منظورم مردم است، و نه دولت‌ها) برای حمایت از کشورها و بازیگران غیردولتی که اسرائیل را بمباران می‌کنند، به صف خواهند شد.

روسیه از سوریه حمایت خواهد کرد؛ چین دست کم حمایت معنوی و مادی خود را ارائه خواهد کرد.

امریکایی‌ها و اروپایی‌ها، که تحت سیطره‌ی لابی‌های صهیونیست قرار دارند خود را تحت فشار بسیار زیادی خواهند یافت.

خطر رانده شدن جهان به جنگ جهانی سوم وجود دارد.

چرا؟ چون اعتبار اسرائیل به سر آمده است و این رژیم نیز تمایلی به تسلیم شدن ندارد. رژیم آپارتاید صهیونیست به لحاظ جمعیتی ناپایدار و منفور است و تقریبا از سوی تمام خاورمیانه غیرقانونی شمرده می‌شود و بسیاری از مردم در سراسر جهان نیز با آن مخالف هستند. به همین خاطر است که سران اسرائیلی آنقدر دیوانه بودند که خطر به راه انداختن حمله پرچم دروغین ۱۱ سپتامبر را به جان بخرند؛ آنان با خود اندیشیدند که با انجام این کار چیزی برای از دست دادن ندارند و اینکه تنها امیدشان برای دستیابی به «اسرائیلی بزرگ‌تر» با تحریک غرب برای برپایی جنگی تمام عیار بر ضد دشمنان رژیم صهیونیستی محقق می‌شود.

اما اکنون، شمار فزاینده‌ای از مردم جهان داستان رسمی واقعه ۱۱ سپتامبر را رد می‌کنند، افشای اجتناب‌ناپذیر حقیقت درباره ۱۱ سپتامبر اکنون زلزله‌ای است که با حرکت آهسته و آرام امپراتوری امریکا و صهیونیست را به زیر می‌کشد.

بنابراین، صهیونیست‌ها بار دیگر دست به قماری بزرگ می‌زنند. آنان امید دارند که سوق دادن جهان به مرز جنگ جهانی سوم و یا فراتر از آن بتواند طرح آنان برای «اسرائیلی بزرگ‌تر» را نجات دهد. یک جنگ بزرگ به صهیونیست‌ها این بهانه را می‌دهد که غیر یهودها را از سرزمین تاریخی فلسطین بیرون بکشند و پاکسازی قومی‌ای را که از سال ۱۹۴۸ آغاز کرده‌اند به پایان برسانند و «بمب جمعیتی» را خنثی کنند. از زمانی که تحلیل رفتن هر ساله‌ی قدرت صهیونیست‌ها و دست‌نشانده‌های امریکایی آنان آغاز شده است، افراطی‌ها قصد دارند اکنون در این نبرد بزرگ بجنگند و هنوز هم گمان می‌کنند که در این میان سودی برای آنان وجود است.

به نظر می‌رسد پرچم دروغین حمله شیمیایی در سوریه از زمان واقعه ۱۱ سپتامبر بزرگترین تلاش اسرائیل برای «درگیری تمدن‌ها» باشد. این مرتبه، جهان یا باید هر چه سریع‌تر حقیقت را آشکار کند و یا خطر نابود شدن نه تنها میلیون‌ها، بلکه ده‌ها و یا صدها تن را به جان بخرد.

مترجم: پروانه کریمی





نوع مطلب : حمله به سوریه، سوریه، امریکا، نظامی، سیاسی، تحلیل، بحران سوریه، 
برچسب ها : بحران سوریه، امریکا، رژیم صهیونیستی، حمله به سوریه، دکتر کوین برت، پروانه کریمی،
لینک های مرتبط : لینک به منبع،




( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب