تبلیغات
مثل یک اتاق شلوغ - مطالب ابر کیهان
 
درباره وبلاگ


اول سلام باش
همیشه دنبال درست کردن همچین وبلاکی بودم
یه منبع که بتونید چیزهایی رو که لازم دارید توش پیدا کنید
اما خیلی از وبلاگهای مشابه کم کم به سمتی رفتن که یا فی لتر شدن یا از حالت یه وبلاگ خوب و رسمی در اومدن
دوست داشتم همین کار رو توی وبلاگ اصلی م انجام بدم اما اونجا یه جورایی یه دنیای دیگه ست و دلم نمیاد که شلوع بشه
اینجا یه اتاق شلوغ هستش
فقط زحمت پیدا کردن چیزی که میخوای با خودت...
»» این وبلاگ در تاریخ 7 شهریور 92 از روی نسخه پشتیبان دوباره بازیابی شد.

مدیر وبلاگ : امید امیدی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
مثل یک اتاق شلوغ
هر چیزی که بخوای
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم کشورمان در اولین کنفرانس‌خبری خود که بعد از انتخاب به ریاست جمهوری و با حضور خبرنگاران داخلی و خارجی برگزار شده بود، مواضع درخور تقدیری اتخاذ کرد. ایشان از یکسو بر سیاست‌های کلان و رسماً اعلام شده نظام در عرصه‌های بین‌المللی تأکید ورزید که ابراز ناامیدی دشمنان بیرونی را در‌پی داشت و از سوی دیگر تلاش روزنامه‌های زنجیره‌ای برای مصادره رأی‌خود به حساب مدعیان اصلاحات را ناکام گذاشت که عصبانیت اصحاب‌فتنه را به دنبال داشت. آقای روحانی در همان کنفرانس خبری و در پاسخ به سؤال یکی از خبرنگاران که پرسیده بود؛ آیا مجریان و مسئولان دولت پیشین را درو خواهید کرد؟ گفته بود؛ «دولت آینده،‌دولت کارآمدی و شایسته‌سالاری است و از همه عزیزان و مدیرانی که هشت سال کار و تلاش کردند و شایسته هستند استفاده می‌کنیم و در مقابل آنها تواضع می‌کنم» آقای روحانی در ادامه تأکید کرده بود «ما گفتیم کلید داریم، نگفتیم داس داریم». این اظهارنظر رئیس جمهور که آمیزه‌ای از مزاح نیز در آن بود، بازتاب گسترده‌ای یافت و حکایت از آن داشت که آقای روحانی در گزینش اعضای کابینه و یاران و همکاران خود بر «شایسته‌سالاری» تکیه دارد و از انتخاب ناشایسته‌ها و بی‌صلاحیت‌ها اجتناب خواهد کرد. اما، حضور برخی از اصحاب فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 در فهرست وزیران پیشنهادی ایشان به مجلس شورای اسلامی، این برداشت را که جناب روحانی بر شایسته‌سالاری تکیه دارد، با تردیدهای جدی روبرو کرده و در حد و اندازه یک شعار بی‌پشتوانه تنزل داد. ولی بعد از آن که وزرای پیشنهادی-بدون استثناء- در معرفی خود به نمایندگان مجلس، از فتنه‌88 اعلام برائت کردند، بر دروغ بودن ادعای تقلب تأکید ورزیدند و از تعهد خود نسبت به رهبر معظم انقلاب و قانون اساسی سخن گفتند، این امیدواری در میان نمایندگان مجلس شکل گرفت که آنان از گناه بزرگ حضور در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 پشیمان شده و توبه کرده‌اند و قصد دارند با حضور فعال خود در چرخه تعریف شده اسلام و انقلاب و نظام، جبران مافات کنند. توبه از آن جرم بزرگ اگرچه به تنهایی نمی‌توانست مجوز حضور آنان در دولت جدید باشد، ولی نمایندگان مردم- به هر علت که بحث جداگانه‌ای می‌طلبد- عذر تعدادی از آنها را پذیرفتند و به آنان رأی اعتماد دادند که امید است این حسن ظن نمایندگان مردم را پاس بدارند و البته 3 تن از وزرای پیشنهادی نیز نتوانستند از مجلس رأی اعتماد بگیرند.
تا اینجا، می‌توان گفت که تعدادی از وزیران کابینه آقای دکتر روحانی حضور خود در کابینه را مدیون، اعلام برائت از فتنه 88، اعتراف به دروغ بودن ادعای تقلب، تأکید بر پاسداشت اصل ولایت فقیه و قانون اساسی و حسن ظن و پذیرش عذر تقصیر آنان از سوی اکثریت نمایندگان مجلس شورای اسلامی هستند، آیا غیر از این است؟!
همین جا و با عرض پوزش باید گفت شعار «اعتدال» هندوانه دربسته است که تا شکافته نشود نمی‌توان درباره محتوای آن قضاوت کرد. مگر «اصلاحات» شعار بدی بود؟! ولی در عمل به وطن‌فروشی و خروج از حاکمیت شماری از مدعیان اصلاحات انجامید و آقای خاتمی تازه در اواخر دوران ریاست جمهوری خود پیشنهاد کرده بود که «اصلاحات» نیاز به تعریف دارد! آیا قرار است شعار «اعتدال» به سرنوشت شعار «اصلاحات» دچار شود؟ پاسخ این سؤال را باید ابتدا در میدان عمل دید و سپس درباره آن قضاوت کرد. بنابراین بدیهی است که برخلاف آنچه این روزها مدعیان اصلاحات و برخی از اطرافیان رئیس جمهور محترم ادعا می‌کنند شعار سربسته و تعریف نشده «اعتدال» انگیزه و علت رأی اعتماد نمایندگان مردم به تعدادی از وزرای پیشنهادی نبوده است و دقیقاً به همین علت بود که جناب روحانی و وزرای پیشنهادی ایشان در کنار شعار اعتدال و به پیوست آن، بر برائت از فتنه 88، اعتراف به دروغ بودن تقلب و پایبندی به قانون اساسی تأکید می‌ورزیدند. از این روی بدون کمترین ابهام و تردیدی می‌توان نتیجه گرفت که منظور آقای روحانی از «اعتدال» هر چه باشد، برائت از فتنه‌گران اصلی‌ترین محور آن است.
اکنون باید گفت؛ اگر رأی مردم را آنگونه که رهبر معظم انقلاب تأکید فرمودند، «حق‌الناس» بدانیم- که هست- و بی‌توجهی به آن را گناهی نابخشودنی و خیانت تلقی کنیم - که چنین است- این «حق‌الناس» منحصر به زمان شمارش آراء نیست، بلکه کسانی که با رأی مردم، یعنی همان «حق‌الناس» بر کرسی‌های مسئولیت تکیه زده‌اند نیز موظف به حفظ امانت مردم و پاسداری از حق‌الناس خواهند بود. اما، از سوی دیگر، جناب روحانی و اعضای کابینه ایشان در جریان اخذ رأی اعتماد مجلس از مرزبندی با فتنه‌گران و برائت از آنها با عنوان «پیام مردم» یعنی همان «حق‌الناس» یاد کرده‌اند و اگر چنین نبود، آنهمه اصرار و تأکید بر برائت از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 برای چه بود؟! با این حساب که نه پیچیده است و نه پنهان، به کارگیری اصحاب فتنه در کابینه، آنهم در پست‌های کلیدی، ضمن آن که صداقت آقایان را در اظهارات رسماً اعلام شده آنان با تردیدهای جدی روبرو می‌کند، امانت‌داری و التزام عملی و نظری آنها به حفاظت از «حق‌الناس» را هم زیر سؤال می‌برد و این پرسش منطقی را در اذهان پدید می‌آورد که آیا آنهمه اعلام برائت از فتنه‌گران و تأکید بر اعتدال و شایسته‌سالاری فقط برای کسب رأی اعتماد از مجلس بود؟!
در برخی از عزل و نصب‌های دولت نوپای آقای روحانی نه فقط سمت و سویی از «شایسته‌سالاری»، «اعتدال» و مخصوصاً برائت و مرزبندی با فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 دیده نمی‌شود، بلکه این تلقی را پدید می‌آورد که گویی جماعتی از اصحاب فتنه و افراد بدسابقه و بدنام را برای حمله به شایستگان و انتقام از کسانی که در مقابل فتنه 88 ایستاده بودند، سازماندهی کرده و به میدان آورده‌اند! 
در این باره اگرچه گفتنی‌هایی هست که برای مردم شنیدنی است و شاید برای شخص رئیس جمهور محترم نیز قابل شنیدن باشد! و به آن خواهیم پرداخت ولی به مصداق «مشتی که نمونه خروار» است می‌توان از انتصاب سرپرست وزارت علوم یاد کرد. ایشان به گواهی اسناد مکتوب و فیلم‌های موجود از اصحاب فتنه 88 بوده است و این واقعیت تلخ از نگاه رئیس جمهور محترم نیز پنهان نبوده و نیست تا آنجا که به همین علت از معرفی وی در فهرست وزرای پیشنهادی اجتناب ورزیدند. اما، چرا ایشان را به سرپرستی وزارت علوم - با توجه به اهمیت ویژه آن- منصوب کرده‌اند؟! آیا این انتصاب دهن‌کجی به مردم و ضایع کردن حق‌الناس نیست؟! سرپرست کنونی وزارت علوم که به نظر می‌رسد مأموریت جاده‌صاف‌کنی و ریل‌گذاری این وزارتخانه حساس به نفع فتنه‌گران را برعهده دارد، این روزها با عجله و شتاب فراوان به عزل و نصب‌های سؤال‌برانگیز و تغییرات غیرقابل توجیه و غیرعلمی در وزارتخانه تحت‌ سرپرستی خود مشغول است. به عنوان نمونه و فقط به عنوان نمونه، دیروز، یعنی در یک روز تعطیل رسمی حجت‌الاسلام دکتر شریعتی را از ریاست دانشگاه علامه عزل کرد و چند روز قبل در اقدامی مشابه و غیرمنتظره و با یک تماس تلفنی کوتاه رئیس دانشگاه صنعتی اصفهان را نیز برکنار کرده بود و همچنین با اتخاذ یک تصمیم بی‌جا و اعتراض‌آفرین، دانشجویان بورسیه را از حق قانونی خود محروم کرد... و اقدامات مشابه دیگری از همین دست. آیا مردم، اساتید دانشگاه، دانشجویان و نمایندگان مجلس حق ندارند از رئیس جمهور محترم درباره انگیزه و علت اینگونه اقدامات سؤال کنند؟! مثلاً؛ عزل حجت‌الاسلام‌ والمسلمین دکتر شریعتی با چه انگیزه‌ای صورت پذیرفته است؟ آنچه همگان از ایشان می‌شناسند و همه شواهد نیز گواه آن بوده و در دسترس و قابل بررسی است، شخصیت علمی برجسته دکتر شریعتی، تلاش بی‌وقفه ایشان برای گسترش دامنه علم‌آموزی و پیشرفت‌های علمی، تأکید بر آموزه‌های اسلامی و انقلابی و ایستادگی ایشان در مقابل فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 و روشنگری درباره آن خیانت بزرگ است. اگر سرپرست وزارت علوم و یا جناب رئیس جمهور محترم خصوصیت دیگری در ایشان سراغ دارند که باعث عزل وی شده است، چرا اعلام نمی‌کنند؟ و اگر عزل ایشان تنها به‌خاطر ویژگی‌های یاد شده است که...؟!
و بالاخره، این روزها برخی از جماعت یاد شده و پست و مقام یافته، چنان به قلع و قمع این و آن مشغولند که باید از جناب روحانی پرسید، آن کلید کذایی که در تبلیغات ریاست جمهوری به مردم نشان دادید و بعدها نیز بارها به آن اشاره فرمودید، کلید حل مشکلات بود یا سوئیچ‌‌بولدوزر؟! چرا که کار از «داس» و امثال آن گذشته است!

حسین شریعتمداری




نوع مطلب : دولت یازدهم، کابینه دولت یازدهم، سیاسی، نامه ها، 
برچسب ها : دولت یازدهم، دولت اعتدال، کیهان، شریعتمداری،
لینک های مرتبط :


کیهان - شنبه 09 شهریور 1392 - شماره 20579
بسیج دانشجویی 6 دانشگاه بزرگ تهران در بیانیه‌ای حمله به سوریه را موجب سقوط آمریکا به دره دانست.
در ابتدای این بیانیه آمده است، مردم سوریه با بسیج عمومی خود و تشکیل جنبش دفاع الوطنیه به پاسداری از شهرهای خود برخاستند. ارتش نیز با نبردهای جانانه امان تروریست‌های جنایتکار را برید. در مجموع مردم و ارتش به پیروزی‌های چشمگیری رسیدند، چگونه ملتی که در اوج پیروزی‌هایش و در یک قدمی شکست کامل دشمن است، دست به کشتار شیمیایی می‌زند؟ از جمله دلایل دیگر در رد این ادعا آن است که سلاح شیمیایی در منطقه‌ای استفاده شده که در اشغال تروریست‌ها نبوده است و در آن مدافعان حکومت ساکن بودند. همچنین بازرسان سازمان ملل نیز مدرکی درباره استفاده دولت سوریه به دست نیاورده‌اند.
در ادامه می‌افزاید: هنوز ملت‌های منطقه فراموش نکرده‌اند که آمریکا هنگام حمله به عراق هم ادعای مبارزه با سلاح‌های کشتار جمعی را داشت، ولی چند سال بعد رئیس‌جمهور جنگ‌طلب آمریکا به دروغ بودن این ادعا اعتراف کرد. آیا این اعتراف هزاران کشته بی‌دفاع را زنده می‌کند؟ آیا می‌توان جان هزاران انسان مظلوم را به واسطه تصمیم‌های جاهلانه و خشونت‌بار عده‌ای زورگو، به خطر انداخت؟ آیا زمان آن نرسیده است که کشورهای منطقه جنگ‌افروزی آمریکا و انگلیس و اسرائیل و ایادی مستکبرشان را محکوم کنند؟‌ آیا زمان آن نرسیده است که مستضعفین عالم فریاد برآورند و استکبار را به طوفان فریاد خود به عقب برانند؟
در بخشی دیگر از این بیانیه تصریح شده است، دولت‌های منطقه همچون عربستان، قطر و ترکیه آگاه باشند که هرگونه آتش‌افروزی و جنگ‌طلبی به ضرر کشورهای منطقه است. آمریکایی‌ها هم مانند جنگ عراق و افغانستان، قطعا ضرر خواهند کرد. وقتی که ساقط کردن دولت فاسد صدام، آمریکایی‌ها را در باتلاق فرو برد، توقع می‌رود که حمله به جلوه‌‌ای از مقاومت موجب سقوط در دره‌ای بی‌کران شود. این کار موجب نفرت هر چه بیشتر ملت‌ها از آمریکا خواهد بود و عواقب نامشخصی خواهد داشت.
در پایان تاکید شده است، اینک ما دانشجویان انقلابی آمادگی خود را جهت کمک به ملت پایدار سوریه اعلام می‌کنیم و با روحیه‌ای بسیجی آماده فرمانبری از رهبر خود، امام خامنه‌ای هستیم. برخود می‌دانیم تا آخرین نفس مقاومت را ادامه دهیم. جنجال‌ها و هوچی‌گری‌های دشمن ما را از هدف اصلی منحرف نمی‌کند و هر روز زنجیره مقاومت را در مقابل صهیونیسم ملعون مستحکم‌تر می‌کنیم. به امید خدا تا محو شدن اسرائیل،‌ این لجن‌زار رو به زوال، از پا نخواهیم نشست




نوع مطلب : خبر ویژه کیهان، نظامی، سیاسی، بحران سوریه، 
برچسب ها : بسیج دانشجویی، سوریه، کیهان، امریکا، حمله به سوریه،
لینک های مرتبط :


کیهان - شنبه 09 شهریور 1392 - شماره 20579

هفته‌نامه آمریکایی تایم در گزارشی درباره تحولات سوریه نوشت: دیپلماسی با ایران کلید پایان دادن به جنگ سوریه است.
به گزارش فارس در گزارش روز پنج‌شنبه مجله آمریکایی تایم ضمن اشاره به تعداد افرادی که در سوریه بر اثر جنگ دو ساله در این کشور کشته یا آواره شده‌اند، آمده است: «دیپلماسی با سوریه مستلزم تعامل کامل با روسیه و به خصوص ایران است؛ دو کشوری که از نفوذ بر روی دمشق برخوردار هستند. در غیر این صورت، جنگ با سوریه احتمالا بدون آنکه چشم‌‌اندازی برای آن وجود داشته باشد، بدون پایان ادامه خواهد یافت.»
در ادامه این گزارش تصریح شده است که رهبران ایران درباره تبعات مداخله نظامی در سوریه هشدار داده‌اند اما موضع تهران درباره سلاح‌های شیمیایی و درباره سوریه ممکن است پنجره‌ای برای تعامل با این کشور باز کند.
از سوی دیگر روزنامه یو‌اس‌ای‌تودی آمریکا نیز در گزارشی به قلم آریل کوهن کارشناس ارشد بنیاد هرتییج نوشت: حکومت بشار اسد و ایران و حزب‌الله قول داده‌اند هرگونه حمله آمریکا به سوریه را تلافی کنند و ما باید این تهدیدات را جدی بگیریم.
در ادامه گزارش این روزنامه آمده است: اگر ایران تصمیم بگیرد بر ضد متحدان آمریکا اقدامات تلافی‌جویانه انجام دهد، گستره این تهدید ممکن است نه تنها دامن اسرائیل بلکه دامن کشورهای عربی متحد آمریکا مانند عربستان سعودی، امارات عربی متحده و اردن را هم بگیرد. کوهن احتمال می‌دهد ایران برای تلافی درصدد برآید تنگه هرمز را ببندد، 20 درصد نفت جهان از این آبراه صادر می‌شود.




نوع مطلب : نظامی، خبر ویژه کیهان، سیاسی، تحلیل، بحران سوریه، 
برچسب ها : هفته نامه تایم، تایم، کیهان، بحران سوریه، ایران، امریکا،
لینک های مرتبط :



آیا فتیله جنگ آمریکا در سوریه نم کشیده است؟ چهارشنبه گذشته اعلام شد حمله آمریکا و متحدانش به سوریه روز پنج‌شنبه آغاز می‌شود و 3 روز ادامه خواهد داشت. پنج‌شنبه اما روز خوبی برای آمریکا نبود. اوباما و کامرون -به اضافه اولاند- ابتدا در شورای امنیت با مانع روسیه و چین روبرو شدند. شوک دوم را مجلس عوام انگلیس به دیوید کامرون داد، هنگامی که معلوم شد 272 نماینده موافق جنگ از عهده 285 نماینده مخالف برنیامده‌اند و نه تنها مجلس عوام، ترمز دولت انگلیس را کشیده بلکه آشکار شده که اکثریت حزب حاکم در پارلمان نیز زیرسوال رفته است. این اولین‌بار از سال 1782 به این طرف است که طرح نخست‌وزیر برای آغاز جنگ علیه کشور دیگر با رأی منفی پارلمان مواجه می‌شود. همزمان 140 عضو مجلس نمایندگان آمریکا از اوباما خواسته‌اند پیش از هر نوع اقدام نظامی موافقت کنگره را جلب کند. جان بوینر رئیس مجلس نمایندگان از اوباما خواسته تا هدفش از اقدام نظامی به سوریه را توضیح دهد. فعلا تب تند روز چهارشنبه به عرق سرد نشسته است. گویا فتیله‌ای که رژیم‌های آمریکا، انگلیس، اسرائیل و عربستان برای چاشنی انفجار جنگ تدارک کردند، برخلاف 12-10 سال قبل نم کشیده و به این سادگی آتش نمی‌گیرد.
بیش‌فعالی مشخصا در رفتار 3 رژیم آمریکا، سعودی و صهیونیستی موج می‌زند. اما هر بیش‌فعالی‌ای نشانه ابتکار عمل نیست. حرکات کسی که وسط یک باتلاق پا نهاده، گاه چشمگیر است اما الزاما نشانه ابتکار عمل و تدبیر نیست. اینکه بپرسیم آیا آمریکا و اسرائیل و عربستان وارد جنگ سوریه می‌شوند یا خیر، در اصل سوال غلطی است. آنها از فروردین 1390 - دو سال و نیم پیش- به صورت پیدا و پنهان جنگ با سوریه را آغاز کرده‌اند اما به اذعان برخی مقامات اطلاعاتی اسرائیل هیچ توقع نداشتند جنگ سوریه بیش از چند هفته یا حداکثر چند ماه طول بکشد همان‌گونه که پیش‌بینی نمی‌کردند اشغال جنوب لبنان توسط اسرائیل در سال 1982، ضربه‌ای به رژیم تل‌آویو بزند که دیگر نتواند کمر راست کند. سر بر آوردن حزب‌اله و سپس حماس و جهاد اسلامی و اکنون «سوریه جدید» از دل این همه جنگ برای محور شرارت «غربی-عبری-عربی» فاجعه در فاجعه است. سوریه نهمین کشور اسلامی است که در 15 سال اخیر در معرض جنگ‌افروزی محور شرارت قرار می‌گیرد اما توالی این جنگ‌ها سند ابتکار عمل این محور نیست. اگر جز این بود رژیم صهیونیستی به ریسک بزرگ در جوار مرزهای فلسطین اشغالی تن نمی‌داد و رژیم سعودی و آمریکا علنا- به تعبیر رابرت فیسک در ایندیپندنت- هم جبهه القاعده نمی‌شدند.
با این همه از 4-3 ماه پیش معلوم شد که جنگ در سوریه مغلوبه شده و ارتش با کمک حزب‌الله و دفاع الوطنی و مشورت‌های راهبردی ایران در حال پایان دادن به کار گروه‌های مسلح و تروریست در مناطقی نظیر حمص و حلب و القصیر و حومه دمشق است. فتح‌الفتوح «القصیر» ضرب شست جانانه به 2 سال جنگ‌جهانی علیه سوریه بود و برق از سر استراتژیست‌های نظامی و سیاسی غرب پراند. اتهام کاربرد تسلیحات شیمیایی در چنین شرایطی از سوی آمریکا و انگلیس علم شد. آیا معقول است که طرف پیروز جنگ متوسل به سلاح شیمیایی آن هم نه علیه تروریست‌ها و گروه‌های مسلح دشمن بلکه علیه شهروندان و کودکان حومه دمشق شود؟! به راستی چرا از گروه‌های مسلح مورد حمایت غرب کسی در این به اصطلاح حمله شیمیایی کشته نشد و قربانیان صرفا کودکان و شهروندان غیرنظامی‌اند؟! آمریکایی‌ها و متحدان آنان در پاسخ به این قبیل سوالات همان‌قدر بی‌سروسامانند که در هدفگذاری حمله مدعایی. آنها از هدف 2 سال پیش براندازی رژیم سوریه و ادعای اوباما مبنی بر اینکه «اسد باید برود» به «نقطه‌زنی موشکی 3 روزه» و «تنبیه رژیم سوریه» عقب‌ نشستند و حالا پس از یک هفته هارت و هورت به معنای واقعی کلمه، آقای اوباما به شبکه PBS می‌گوید «درباره حمله به سوریه هنوز تصمیمی گرفته نشده است». آیا آنها اول شلتاق می‌کنند و حرف می‌زنند و رجز می‌خوانند و سپس درباره پیامدهای آن فکر می‌کنند؟ آیا آنها فهمیده‌اند که روزگار «بزن درو»یی سپری شده است؟ حقیقتا در مغز کسانی چون باراک اوباما و چاک هیگل وزیر جنگ آمریکا چه می‌گذرد؟ 
پاسخ این سوال را که در مغز اوباما و هیگل چه می‌گذرد، باید به سخنان رابرت گیتس وزیردفاع اسبق دولت اوباما در بهمن 1389 ارجاع داد که به عنوان ژنرال دارای سابقه ریاست سازمان سیا به افسران دانشگاه نظامی وست پوینت گفت «هر وزیر دفاعی که پس از این رئیس‌جمهور را برای لشکرکشی به خاورمیانه و آسیا ترغیب کند، حتما مغزش معیوب است و مغز او باید آزمایش و مداوا شود». مسئله آمریکا این نیست که می‌تواند جنگی را آغاز کند یا خیر، بلکه مهم این است که جمع کردن پهنه جنگ و محدوده زمانی و مکانی آن از اختیار آنان خارج است. انفجار مقر تفنگداران آمریکایی در بیروت یک سال پس از اشغال لبنان توسط رژیم صهیونیستی (23 اکتبر 1983) که منجر به هلاکت 241 نظامی آمریکایی شد، شروع مدلی پیش‌بینی‌ناپذیر از این جنگ‌های نامتقارن است و طبیعتا توانایی امروز دفاع‌کنندگان، ده‌ها برابر 30 سال پیش ارزیابی می‌شود. مثلا تصور کنید یک ناو جنگی آمریکا درست مقابل ناظران چهارسوی دریای مدیترانه طعمه انفجار از زیر و رو و آسمان و دریا شود یا پنجه مرگ به حیفا و تل‌آویو گسترش یابد. عملیات استشهادی در سوریه 30 سال پیش فاقد مفهوم بود اما اکنون غیر از ده‌ها هزار سوری آماده عملیات استشهادی- به نوشته گاردین- ده‌ها خلبان این کشور نیز برای عملیات شهادت‌طلبانه اعلام آمادگی کرده‌اند و به همه اینها علاوه کنید ‌صدها هزار دلاور غیوری که در چهارگوشه جهان اسلام سالها برای زدن به قلب دشمن روزشماری کرده‌اند و خبط وخطای محور شرارت، دست بسته آنان را برای هرگونه دفاع مشروع خواهد گشود. 
سوریه، نه افغانستان است و نه عراق که اگر چنین بود باید ظرف چند روز تا چند هفته- درست مانند سالهای 2001 و 2003 میلادی- در برابر جنگ‌افروزی غرب سقوط می‌کرد. اوضاع آمریکایی‌ها اگر در عراق و افغانستان خوب بود مجبور به تخلیه یا تصمیم‌گیری به انجام آن نمی‌شدند. به رغم گذشت 3 سال صدای سیلی آبداری که ژنرال 4 ستاره «مک کریستال» نواخت همچنان در گوش اوباما زنگ می‌زند. این فرمانده آمریکایی نیروهای ناتو و ائتلاف در افغانستان تیرماه 1389- ژوئن 2010- گویا که از جنگ به ستوه آمده باشد، مصاحبه‌ای تکان‌دهنده انجام داد و همین به اخراج وی انجامید. مک کریستال در آن مصاحبه گفته بود «ترسوها در کاخ‌سفید نشسته‌اند. کسانی چون جو بایدن معاون رئیس‌جمهور، دلقک و حیوان‌هایی زخم خورده‌اند. بحران افغانستان را با فرمول‌های غربی نمی‌توان حل کرد. وقتی با اوباما ملاقات کردم، او اصلا شناختی نداشت و از بحران افغانستان سر درنمی‌آورد. ملاقات با او مأیوس‌کننده بود». 2 سال پس از این شوک بزرگ، مشاور ژنرال اودیرنو فرمانده نیروهای اشغالگر در عراق به صف یاغیان پیوست و داغ مک کریستال را برای اوباما و پنتاگون تازه کرد.
«اما اسکای» مشاور ژنرال اودیرنو در استخدام ارتش آمریکا و مدتی فرماندار غیرنظامی کرکوک بود که 10 سال در بیت‌المقدس اشغالی فعالیت کرده و متخصص امور اعراب است. گاردین ضمن مصاحبه با اسکای در تاریخ اول مرداد 1391 می‌نویسد «مشاور ژنرال اودیرنو پس از چند سال حضور در عراق با نگرانی می‌گوید غرب باید منتظر انتقام این جنگ باشد. چرا هیچ کدام از مقامات دو سوی آتلانتیک (آمریکا و انگلیس) قبل از حمله به عراق برنامه صحیحی نداشتند و به این خاطر بازخواست نشدند؟ من نگران تاثیراتی هستم که ماجرای عراق بر جهان عرب باقی گذاشته است. اشتباه عراق، در افغانستان نیز تکرار شده است. سیاستمداران دو سوی آتلانتیک باید به خاطر این دو جنگ فاقد استراتژی و برنامه‌ریزی مواخذه شوند. غرب از فهم اینکه چرا این قدر خشونت به بار آورده، ‌درمانده است. ما بعد از 10 سال جنگ دشمنان بیشتری را به وجود آوردیم. ممکن است از نظر سیاستمداران ما با بیرون کشیدن نیروها، همه چیز پایان یافته باشد اما از نظر جهان اسلام، پایان نیافته است. صدها هزار مسلمان در افغانستان و عراق کشته شدند. باید از خود بپرسیم چرا چنین فجایعی پدید آمد؟ و آنها سال‌های بعد چگونه انتقام خواهند گرفت؟ ما از محدودیت قدرتمان درس و عبرت نمی‌گیریم.» سخنان کریستال و اسکای، عصاره ارزیابی میدانی ده‌ها آمریکایی و انگلیسی حاضر در متن «جنگ جهانی چهارم» است که می‌دانند گزینه‌های پیش روی رژیم‌های متبوع آنان در معرض اشباع شدن و قفل شدگی کامل است؛ اگرنه لازم نبود مثلا تونی بلر برای جنگ‌افروزی به کمیته تحقیق چیلکات در انگلیس احضار شود یا دیوید کامرون با «نه» - به تعبیر دویچه وله تحقیرآمیز- پارلمان روبرو شود.
رژیم آمریکا 12 سال پیش با تحریک انگلیس و اسرائیل وارد فاز جنگ‌هایی شد که نومحافظه‌کارانی چون مایکل هیدن و جیمز وولسی (روسای سازمان سیا) از آن به عنوان جنگ جهانی چهارم با 23 کشور اسلامی یاد کردند. هدف از این جنگ انهدام اسلام سیاسی و تغییر نقشه و مرزهای جهان اسلام عنوان شد اما آمریکا به عنوان مثال فقط در عراق نه تنها همه چیز را از دست داد و با بلاهت تمام بستر روی کار آمدن اسلامگرایان متحد ایران را فراهم آورد، بلکه تابوت 4474 نظامی خود را که عمودی به عراق رفته و حالا افقی برمی‌گشتند پذیرا شد. هزینه‌های هنگفت دو جنگ عراق و افغانستان بالغ بر 6 هزار میلیارد دلار برآورد می‌شود و سوال این است که بدهکارترین دولت جهان- با قریب 17 هزار میلیارد دلار بدهی- قرار است از فاز جنگ نیابتی نافرجام که هزینه‌های آن بر دوش عربستان و قطر و ترکیه افتاد، به فاز جنگ و خسارت مستقیم برگردد؟!
آمریکا در این 12 سال پر از حماقت هر آنچه در چنته داشت رو کرد. اما جبهه و محور مقاومت هنوز برگ‌های برنده و رو نشده بسیاری دارد که چشمه‌هایی کوچک از آنها را در جنگ‌های 33 روزه، 22 روزه و 7 روزه رو کرد. مقامات آمریکا و انگلیس در این یک هفته زیادی حرف زدند اما ولی امر جبهه مقاومت و بیداری اسلامی هنوز چند جمله حکیمانه بیشتر نگفته است؛ آمریکایی‌ها بدانند مطمئنا از این مسئله ضرر خواهند کرد همچنان که در عراق و افغانستان ضرر کردند. این دخالت‌های نظامی نفرت ملت‌ها را نسبت به آنها زیاد می‌کند و آنان را در منطقه بدنام‌تر می‌کند، به علاوه که هیچ آینده روشنی ندارد... منطقه مثل انبار باروت است.
فعلا که گویا فتیله جنگ‌افروزی آمریکا نم کشیده است.





نوع مطلب : نظامی، سیاسی، تحلیل، بحران سوریه، 
برچسب ها : کیهان، یاداشت روز، بحران سوریه، امریکا، حمله نظامی،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 دی 1391 :: نویسنده : امید امیدی

گفت: یكی از كاربران سایت ضد انقلابی بالاترین نوشته است «جانم! مالم! عزیزم! بالاخره یك جوابی برای كیهان تهیه كنید و اپوزیسیون را از سردرگمی نجات بدهید»!

گفتم: منظورش چیه؟ چه جوابی؟ جواب به چی؟!
گفت: «بابك- الف» نوشته «كیهان این سوژه را سر دست گرفته و توی سر اپوزیسیون می كوبد كه اگر در انتخابات تقلب شده بود چرا خاتمی در انتخابات مجلس رأی داد و تاجزاده اعلام كرد تقلب غیرممكن بوده است و اگر تقلب نشده، چرا هنوز هم به سوژه تقلب چسبیده اید»؟!
گفتم: آخه ادعای تقلب به سران فتنه دیكته شده بود. اونا از خودشون اختیاری ندارند كه چیزی را نفی یا اثبات كنند. مامورند و مجبور.
گفت: پس چرا اینهمه از بررسی و تحقیق و اینجور چیزها حرف می زنند؟!
گفتم: نوكر یكی از خان ها می گفت؛ من هر كاری كه می خواهم انجام بدهم، اول خوب فكر می كنم، بعد با افراد وارد مشورت می كنم و بعدش نیگاه می كنم ببینم نظر «خان» چیه؟ مطابق همون عمل می كنم!





نوع مطلب :
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، انتخابات، تقلب، خاتمی،
لینک های مرتبط :


افسر بازنشسته ضد اطلاعات ارتش آمریكا گفت سپاه پاسداران ایران توانمندی زیادی برای جمع آوری اطلاعات از اهداف مختلف در خاك آمریكا كسب كرده است.

استیون اوهن مولف كتاب «سپاه پاسداران تهدید در حال رشد و دولت آمریكا در خواب» در گفت وگو با تلویزیون بی بی سی و در پاسخ این سوال كه چه چیزی دولت آمریكا را نگران نفوذ ایران در آمریكای لاتین كرده، گفت: باید در نظر داشت كه خیلی از قانون گذاران آمریكا در این باره نگران بودند و قانونی با اكثریت مطلق سنا و مجلس نمایندگان تصویب شد و به اوباما داده شده كه آن را امضا كند.
وی اظهار داشت: مشخص نیست آیا دولت برای این قانون علاقه زیادی داشته یا اینكه قانون بیانگر نظر نمایندگان كنگره است كه نگران نفوذ سپاه پاسداران و مخصوصا سپاه قدس در آمریكای لاتین هستند.
اوهن خاطرنشان كرد: فعالیت سپاه پاسداران فراتر از افغانستان، عراق و لبنان است آنها در آفریقا هم حاضرند و سال هاست كه در آمریكای لاتین هم هستند.
اوهن تصریح كرد: آنها سال ها است كه در منطقه مرزی برزیل، پاراگوئه و آرژانتین و اخیرا با اتحاد با هوگو چاوز كه او هم ایده های ضد آمریكایی دارد، فعالیت می كنند. سپاه پاسداران مهمترین مهره ایران برای یافتن متحدان تازه و ایجاد توانایی عملیاتی از آمریكای لاتین تا مكزیك و مرز آمریكا بوده است.
وی اضافه كرد: سپاه پاسداران به خصوص از طریق بازوی حزب الله توانمندی قابل ملاحظه ای برای جاسوسی علیه بسیاری از اهداف در خاك آمریكا به ویژه ساختمان های دولت فدرال یا اهداف نرم مانند مراكز خرید و ورزشگاه ها و تاسیسات زیربنایی كسب كرده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : دوشنبه 11 دی 1391 - شماره 20395، خبر ویژه، افسران اطلاعاتی، امریکا، مثل یک اتاق شلوغ، کیهان،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 11  دی  1391 - شماره 20395

بن بست دولت و كنگره آمریكا بر سر نحوه عبور از پرتگاه مالی، تشدیدكننده بی اعتمادی عمومی نسبت به نظام سرمایه داری حاكم خواهد بود.

نشریه فارین پالیسی درباره پرشدن سقف كسری بودجه آمریكا و عدم تفاهم دولت و كنگره در این زمینه نوشت: سیاستمداران آمریكایی در حال پیگیری یك بازی خطرناك با اقتصاد جهانی و نیز اقتصاد این كشور هستند. با این حال به نظر می رسد كه آنها با این بازی در واقع در حال لطمه زدن به خود و نظام آمریكا هستند. با توجه به اینكه تنها چند روز به سقوط اقتصاد آمریكا به پرتگاه مالی باقی مانده و اقتصاد آمریكا تنها چند روز تا افزایش شدید مالیات های مردم آمریكا و نیز كاهش شدید بودجه فاصله دارد، بدون شك مسئله پرتگاه مالی تبدیل به یك مشكل عمده شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : دوشنبه 11 دی 1391 - شماره 20395، کیهان، مثل یک اتاق شلوغ، امریکا، پرتگاه مالی،
لینک های مرتبط :


گفت: «فرهاد-ز» یكی از ضد انقلابیون فراری در صفحه فیس بوك خود نوشته است «پیروزی جنبش سبز(!) خواب خوشی بود كه حزب اللهی ها آن را به كابوس تبدیل كردند.»

گفتم: خب! دیگه چی؟!
گفت: نوشته است «محال است كه یك بار دیگر هم فریب خاتمی و موسوی و كروبی را بخورم.»
گفتم: حالا چرا این حرفها رو می زنه؟
گفت: نوشته؛ «در آن هیاهوی رسانه های داخلی و خارجی چه تصورهایی كه به ذهنمان خطور كرد ولی همه نقش بر آب شد.»
گفتم: یارو می گفت؛ خواب دیدم یك ماشین مدل بالا دزدیده ام و دارم فرار می كنم كه یكی پرید جلوی ماشین و محكم زدم رو ترمز، یكدفعه از خواب پریدم، دیدم پام گرفته به لحاف و اونو پاره كرده!





نوع مطلب :
برچسب ها : گفت و شنود، کیهان، دوشنبه 11 دی 1391 - شماره 20395، مثل یک اتاق شلوغ،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 4 دی 1391 :: نویسنده : امید امیدی

گفت: یك سناتور آمریكایی گفته است «ایران نباید تصور كند كه قدرت آمریكای 2012 نسبت به آمریكای 1979- سال پیروزی انقلاب اسلامی- فرق كرده است.»

گفتم: ولی شكست های آمریكا در حمله به عراق، حمله به افغانستان، شكست در جنگ 33 روزه لبنان و جنگ های 22 روزه و 8 روزه غزه، بحران بزرگ اقتصادی، جنبش وال استریت، انقلاب های اسلامی در منطقه و موج بیداری اسلامی، دیگر رمقی برای آمریكا باقی نگذاشته است.
گفت: به همین علت بود كه برژینسكی در اجلاس آتلانتیك در دسامبر 2011 با عصبانیت گفته بود كدام دیوانه ای آمریكا را از بلندای قدرت 2001 به دره ضعف كنونی پائین آورده است؟!
گفتم: چه عرض كنم؟! آمریكا از اول انقلاب تا حالا دارد علیه جمهوری اسلامی رجز می خواند و تا حالا نتوانسته است هیچ غلطی بكند.
گفت: تازه آن روزها هنوز پشم و پیلی اش مثل امروز نریخته بود...
گفتم: یارو پیر و فرتوت شده بود ولی ادعا می كرد كه هنوز قدرت جوانی خود را حفظ كرده است! ازش پرسیدند آخه از كجا چنین ادعایی می كنی؟! و یارو یك سنگ بزرگ را نشان داد و گفت؛ در جوانی هرچه زور زدم نتوانستم آن را تكان بدهم و حالا هم نمی توانم، پس معلوم میشه حالا هم زورم مانند دوران جوانی ام است!





نوع مطلب :
برچسب ها : کیهان، گفت و شنود، 4 دی ماه، 4 دی ماه 91،
لینک های مرتبط :


دستیار مهدی هاشمی در سازمان بهینه سازی مصرف سوخت و واسطه آشنایی وی با نیك آهنگ كوثر از 12 سال پیش تاكید كرد فایل صوتی مربوط به مكالمات این دو نفر سندیت دارد.
دستیار مهدی هاشمی در عین حال كه خود را دوست دو طرف و بیطرف وانمود می كرد، اتهاماتی را به نیك آهنگ كوثر وارد كرده تا دین خود را به مهدی هاشمی ادا كرده باشد. «روح ا...-ز» پسر یكی از مدیران سابق حوزه هنری كه در فتنه سال 88 بازداشت شده بود، پس از مدتی از كشور خارج شد. و ابتدا به مالزی رفت. نامبرده در سال 79 مدیر روابط عمومی مهدی هاشمی در سازمان بهینه سازی مصرف بوده، جایی كه مهدی هاشمی متهم به سوءاستفاده مالی و پولشویی چند میلیارد تومانی است.
«روح ا...-ز» در مصاحبه با وبسایت ضدانقلابی «رادیو كوچه» از گارد دوستی نیك آهنگ كوثر، او را دچار اختلال شخصیت كه جای نگرانی دارد معرفی می كند و درباره سابقه ارتباط كوثر و هاشمی می گوید: در سال 1379 كه سازمان بهینه سازی تشكیل شد من به درخواست آقای «مهدی هاشمی» در پست رئیس سازمان روابط عمومی قرار گرفتم. از آقای «كوثر» و چندین نفر از دوستان دیگر در حوزه های مختلف اطلاع رسانی دعوت كردم كه به آن سازمان بیایند و هم كاری خودشان را با ما شروع كنند. خوب ما قبل از آن با آقای «كوثر» هم در هفته نامه «مهر» كه مربوط به پدرم و حوزه هنری بود هم كاری داشتیم و من رابطه خوبی با ایشان داشتم. آقای «كوثر» به آن جا دعوت شدند و در حقیقت كلید آشنایی ایشان با آقای «هاشمی» از آن دعوت و هم كاری با آن سازمان زده شد. 
ما یك باكسی داشتیم در حوزه تحت مسئولیت من به عنوان شورای سیاست گذاری تبلیغ و ترویج كه من مختار بودم در آن جا چندین نفر از مشاورین را در چارت سازمانی منصوب كنم، یكی از آن مشاورین آقای «كوثر»، یكی آقای «بهروز افخمی»، یكی آقای «نصرت كریمی» و... دوستان بابت این فعالیت ماهیانه آن جا حقوقی دریافت می كردند، ما به تمامی دوستان با توجه به فعالیتی كه یك سان بود ماهیانه 300 هزار تومان حقوق می دادیم. آقای كوثر و یكی از دوستانش یك ان جی او درست كردند با عنوان انجمن قلم سبز ایران و پروپوزالی برای من آوردند برای تاسیس خبرگزاری. یك برآورد تقریبی كرده بودند به مبلغ صد میلیون تومان [در سال 79] كه در هیئت مدیره سازمان به تصویب رساندیم و قرارداد را دادیم به مجموعه همكاران آقای كوثر.
وی رابطه عمیق تر مهدی هاشمی و نیك آهنگ را مربوط به سالهای بعد دانسته و گفت: آقای هاشمی همان موقع و كوثر خیلی دوستانه با هم رفتار می كردند و نیك آهنگ از این رابطه سوءاستفاده نمی كرد اما یك جا دیگر قضایا از دست خارج شد و مهدی هاشمی 8-7 ماه پیش از من گله می كرد كه تو این نان را توی كاسه من گذاشتی و بیا درست كن.
«روح ا...-ز» با بیان اینكه «آن مكالمه های كوثر و هاشمی دوستانه بوده است»، بر اصالت فایل های صوتی تصریح كرد و افزود: من به حرف نیك آهنگ هیچ شكی ندارم، از این كه این نوار را ممكن است «نیك آهنگ» منتشر نكرده باشد، اما این كه یه مكالمه دوستانه منتشر می شود در این میان بحث هست، شما ده، دوازده سال سابقه دوستی دارید با كسی و نان و نمك این آدم را خورده اید و به هر حال آن زمان كه قرارداد می بستید یا حقوق می گرفتید این ضبط مكالمات مطرح نبوده اما چه طور شد كه حالا بعد از این زمان طولانی آدم همه چیز را فراموش كند و بیاید یك مكالمه دوستانه را ضبط كند، این كارها به نظر من اصلا شایسته «نیك آهنگ» نبود.
وی در ادامه كاریكاتوریست فراری را به نیروهای امنیتی داخل كشور وصل كرد و با تلاش برای خراب كردن وی این گونه القا كرد كه وی قصد اخاذی داشته است! اما مهم تر از قصد نیك آهنگ، اظهارات وقیحانه مهدی هاشمی در خلوت با این دوست سالهای گذشته خود بوده كه ضمن آن بر فعالیت های ضدانقلابی خود و برخی اعضای خانواده صحه می گذارد.
روح ا...ز می گوید: من ناگزیرم بگویم با اینكه خلاف میل باطنی است، اما آقای «هاشمی» یك حرف هایی را به من زده ]مبنی بر اینكه[ بین صحبت های ما این حرف ها ردوبدل شده كه من دوست نداشتم این حرف ها ضبط بشه و مثل مكالمه اخیر شود و انتشار پیدا كند. آن مكالمه ها، مكالمه های دوستانه بوده است. آقای «هاشمی» یكی دو بار به من گفته بود كه «نیك آهنگ» در این قضیه از سپاه خط می گیرد تا جریان خارج از كشور را برای من ناامن كند و من را ملزم به برگشت به ایران كند. ببینید این یك ادعا است و من به خاطر این حرف از آقای هاشمی درخواست سند كردم و ایشان گفتند من سندها را به شما می دهم تو هم در جریان باش. ولی هیچ گاه سندی به من ندادند.
وی در ادامه مصاحبه با رادیو كوچه ادعا می كند: به مهدی هاشمی گفتم كه ریشه این جریان چی بود، شما كه رابطه دوستی داشتید، شما كه با هم خوب بودید، ایشان گفت در یك مقطعی كه من از ایران خارج شدم «نیك آهنگ» از من درخواست پول كرده است. گفته كه بیا با خودنویس هم كاری كن، بیا پول بده به خودنویس، با هم كار كنیم، من كارهای شما را انجام می دهم، حتی من در مطالب كه مطالعه می كردم - این چند روز اخیر - دیدم كه وقتی آقای «هاشمی» از كشور خارج می شود، یك زمانی «نیك آهنگ» با آقای «هاشمی» هم كاری می كرده در سایت خودنویس و مطالبی را می زده كه باب میل آقای «هاشمی» بوده است اما چه می شود كه یك باره این جریان تغییر می كند و فضا عوض می شود و می رود به سمت درگیری با «هاشمی» و خانواده «هاشمی»، من كه بیش تر فكر می كنم می بینم كه آقای «هاشمی» هفت-هشت ماه پیش راجع به این قضیه به من صحبت كرده و توضیح داده بود.
خبرنگار در این قسمت می پرسد: به نظر شما مهدی هاشمی زمانی كه با «كوثر» صحبت می كرده در وضعیت عادی بوده؟ و چیزی خورده و مصرف كرده بوده كه «روح ا...-ز» پاسخ می دهد: من خیلی مصاحبه را گوش دادم و در حین مصاحبه شنیدم آقای مهدی هاشمی دارن چیزی را مثل خیار یا هویج مثلا داشتند می خوردند. آقای هاشمی اصولا اهل مصرف چیزی نبود.
وی آنگاه برای خراب كردن نیك آهنگ كوثر می گوید او از مهدی هاشمی پول می خواسته است.
در واكنش به این اظهارات، پایگاه اینترنتی خودنویس تاكید كرد: اگر نیك آهنگ كوثر با مهدی هاشمی شراكت داشته، روح ا.. [ز] كه نیك آهنگ را به مهدی هاشمی معرفی كرده شراكت بیشتری داشته است.
سایت نیك آهنگ تصریح كرده كه به هنگام دیپورت شدن «روح ا...-ز» از مالزی به وی كمك كرده است.



نوع مطلب :
برچسب ها : مهدی هاشمی، دی ماه 91، دی ماه، کیهان، خبر ویژه کیهان،
لینک های مرتبط :


فرمانده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی با اذعان به ضعف این رژیم برای مقابله با موشك های مقاومت تاكید كرد: سامانه های دفاعی كاملی برای مقابله با موشك های گروه های مقاومت در اختیار نداریم.
به گزارش پایگاه خبری فلسطین الیوم، «عامیر ایشل» فرمانده نیروی هوایی رژیم صهیونیستی تاكید كرد نیروی هوایی در جنگ های آینده با مشكلات و دشواری هایی مواجه خواهد شد.
وی در اظهاراتی كاملا مخالف با اظهارات سابق مقامات این رژیم مبنی بر این كه سامانه های ضدموشكی از جمله گنبد آهنین توانایی منهدم كردن هرگونه موشك بر فراز آسمان سرزمین های اشغالی را دارا هستند تصریح كرد: با توجه به ضعف سامانه های دفاعی، ما باید منتظر اصابت موشك های گروه های مقاومت به شهرهایمان باشیم.
اظهارات این فرمانده ارتش به هنگام بازدید وی از پایگاه هوایی ارتش در تل آویو صورت گرفته است.
مدتی پیش از شروع جنگ هشت روزه و ناكامی فضاحت بار ارتش رژیم صهیونیستی در مقابله با موشك های مقاومت بویژه موشك فجر 5، نیروهای اسرائیلی با مشاركت آمریكا مانور گسترده ای برای مقابله با موشك های مقاومت انجام داده بودند.



نوع مطلب :
برچسب ها : خبر ویژه کیهان، کیهان، 3 دی ماه 91، 3 دی ماه،
لینک های مرتبط :


تحلیلگر ارشد نیویورك تایمز، باراك اوباما را فردی دارای تناقض در گفتار و رفتار معرفی كرد و او را ادامه سیاست های بوش دانست.
دیوید سنگر در گفت وگو با فارین پالیسی و درباره كتاب خود موسوم به «جنگ های پنهان اوباما و استفاده از قدرت آمریكا» اظهار داشت: سیاست خارجی باراك اوباما ضد و نقیض است. چند روز پیش از تفویض قدرت به اوباما در سال 2009، «جورج بوش» رئیس جمهوری سابق، از اوباما خواست بی سر و صدا با او در كاخ سفید دیدار كند. در این دیدار، جورج بوش برچند نكته حیاتی تأكید بسیار كرد: ادامه استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در پاكستان، مبارزه علیه القاعده و حمله سایبری به تأسیسات ایران.
سنگر به فارین پالیسی می گوید: زمانی كه باراك اوباما به كاخ سفید راه یافت، بسیاری از لیبرال ها و دیگر هواداران او معتقد بودند كه اوباما به سیاست های زمان جورج بوش پایان می دهد و كمتر به این مسئله می اندیشیدند كه استفاده از تكنیك های «قدرت سخت» در دوران اوباما ضروری به نظر خواهد رسید. بنابراین آن زمان كه اوباما در سیاست خارجی خود از همین تكنیك استفاده كرد، بسیار متعجب شدند. در همان زمان، بسیاری از محافظه كاران معتقد بودند كه او ضعیف تر و ساده تر از آن است كه «سیاست همكاری» را در پیش بگیرد. آنان نیز زمانی كه دیدند اوباما برخی از اولویت های بوش را در تصمیمات خود قرار داده است، بسیار شگفت زده شدند. زمانی كه در حال نوشتن این كتاب بودم، تنها موضوعی كه توجه من را به خود جلب كرد آن بود كه چقدر روش های اوباما با آنچه ما در كمپین 2008 جمهوری خواهان می شنیدیم، یكسان است.
سنگر گفت: بنابراین، كتاب حاضر درباره شگفتی ها نوشته شد. در این كتاب تلاش كردم كه تفكر جدی و مناسبی را از دكترین اوباما ارائه دهم، حتی اگر خود او اكنون از تمامی آنان فاصله گرفته باشد. من می خواهم بفهمم كه آیا این دكترین فضایی برای اجرا دارد و زمانی كه خلاصه ای از این دكترین را ارائه كردم، این مسئله به دو قسمت تبدیل شد. یعنی زمانی كه تهدیدی مستقیماً ایالات متحده را هدف قرار می دهد، اوباما تمایل دارد تا از فشارها و نیروهای یك جانبه استفاده كند؛ حتی اگر در این مسیر حاكمیت مطلق این كشور نقض و یا متحدان واشنگتن عصبی شوند. اما وقتی كه تهدیدهای بین المللی مستقیماً آمریكا را مورد هدف قرار نمی دهد، مانند اتفاق ها در لیبی و سوریه، اوباما ترجیح می دهد كه ژستی بگیرد كه خواهان رهبری این حوادث نیست. در حقیقت او می خواهد از دیگر نیروها برای هدایت بحران ها بهره ببرد.
به گزارش «عصر ایران»، تحلیلگر نیویورك تایمز در ادامه گفت: من معتقدم كه نیمه دوم دوران ریاست جمهوری بوش شباهت زیادی به اقداماتی دارد كه اوباما در دو سال اخیر انجام داده است. از سوی دیگر، باید بگویم كه اوباما در تلاش هست كه در برخی موارد مانند افغانستان و پاكستان تجدید نظر كند و نگاهی واقعی تر به این دو مسئله داشته باشد؛ هر چند كه در دور دوم بوش نیز شایعه هایی مبنی بر تغییر سیاست ها در افغانستان شنیده می شد.
وی درباره حملات سایبری گفت: نكته قابل توجه آن است كه آمریكا استفاده از حملات سایبری را مانند دیگر اقدامات دفاعی در ارتش این كشور می داند و قوانین یكسانی را مد نظر قرار می دهد. اما مطمئناً دیگر كشورها مانند چین و روسیه نمی توانند نگاه یكسانی به این مسئله داشته باشند. چرا كه از هكرهای جوان در باقی كشورها مطمئن نیستم. پس اكنون این پرسش مطرح می شود كه وقتی كشوری از حملات سایبری استفاده می كند، آیا این اجازه را به باقی كشورها می دهد كه از همین تجهیزات بهره ببرند؟ مثلاً آمریكا به دولت ایران این حق را می دهد كه به سیستم های كشورش از طریق ویروس های كامپیوتری حمله كند؟



نوع مطلب :
برچسب ها : 3 دی ماه، 3 دی ماه 91، کیهان، خبر ویژه کیهان،
لینک های مرتبط :


یك شبكه اینترنتی وابسته به ضدانقلاب معتقد است روزنامه های زنجیره ای، جنبش سبز را به «دنیای زرد زرد» تبدیل كرده و از این طریق كاسبی می كنند.
«بالاترین» كه به عنوان ترمینال مخالفان جمهوری اسلامی عمل می كند، در تحلیل خود نوشت: رندانه ترین برداشت از داستان دنباله دار مهدی هاشمی و نیك آهنگ كوثر كاریكاتوریست ناموفق و نه چندان خوش نام روزنامه های دوران مشهور به اصلاحات، فروكاستن جنبش سبز به جنگ حاكمیت است. این نتیجه گیری شتاب زده و مسبوق به سابقه، بر یك فرض استوار است، و آن پذیرش دربست بزرگ نمایی های كسی است كه به سیره و زبان لاف زنان قهوه خانه نشین دست و پایی می زند تا آبرو، و شاید اعتباری در میان مخالفان پیدا كند؛ و همه این ها نیز برآمده از یك زیرزبان كشی سخیف از سوی طرف حساب سابقش در شركت بهینه سازی مصرف سوخت است.
بالاترین با انتشار تصویر آگهی مانند روزنامه اعتماد و برخی روزنامه های مشابه می نویسد: زردنویسی های پس از انقلاب، پس از یك دوره فترت 15 ساله صورت گرفت و ناگهان بساط روزنامه فروشی ها به اشغال انواع و اقسام رنگین نامه ها مزین شده كه در آن مناسبات شغلی و عاطفی برجسته شد. زردنوشت هایی كه به تازگی پیرامون دوران بازداشت و آزادی مهدی هاشمی در صفحه نخست برخی از روزنامه های تهران، برخلاف روند جاری به چاپ رسیده، از مهوع ترین انواع این شیوه در مطبوعات ایران است؛ واقعاً پیدا نیست كه آیا متن های مورد اشاره از كیفیت نازلی نسبت به نمونه های درخشانش در روزنامه های مشهور به دوم خردادی برخوردار بوده اند، یا كیفیت سوژه در حافظه جمعی مردم آن قدر پایین بوده است، كه سرجمع آن به یك «تیاتر روحوضی» بدل شده است؟ شك نیست كه دبیران این روزنامه و حتی سفارش دهندگان این مطالب، به این امر واقف بوده اند كه دست و پا كردن عواطف در افكار عمومی برای شخصی چون مهدی هاشمی، اگر محال نباشد، كار بسیار دشواری است. پس انتشار این سلسله گزارشات زردنگار، بنا بر كدام ضرورت یا مصلحتی رخ می دهد؟ به راستی در ماجراهای چند ماه اخیر، جنبش سبز مخاطب دنیای زرد-زرد-زرد پیرامون خود بوده اند، یا مخاطب دست چین شده در برابر یك ناشی گری عامدانه!
یادآور می شود برخی نشریات زنجیره ای - اجاره ای به ویژه طی ماه های اخیر با انتشار تصاویر بزرگ از افراد خاص و نوشتن تملق نامه های مهوع سعی كرده اند ژست اپوزیسیونی از خود به نمایش بگذارند. هر چند در وابستگی برخی از این نشریات به مخالفان نظام تردیدی نیست اما طیف دیگری از نشریات یاد شده بیشتر دنبال كاسبی هستند و به نوعی كارچاق كنی و حق العمل كاری مشغولند كه اصطلاحاً اگر برای سوژه ها یا مردم آب نشود، برای صاحبان این نشریات نان می شود!




نوع مطلب :
برچسب ها : کیهان، 3 دی ماه، 3 دی ماه 91، خبر ویژه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 3 دی 1391 :: نویسنده : امید امیدی
گفت: یكی از عوامل فراری فتنه 88 در صفحه «فیس بوك» خودش نوشته باید می دانستیم كه دروغ و تهمت عمر زیادی ندارد و خیلی زود فاش می شود.
گفتم: منظورش چیه؟!
گفت: نوشته در اتفاقات بعد از انتخابات سال 88 سر قبر خالی معركه گرفتیم، با ادعای تقلب دست به آشوب زدیم، نامه جعل كردیم ولی رژیم با ما مدارا كرد تا دستمان رو بشه!
گفتم: یارو می خواست توی یك رستوران غذای مجانی بخوره، یك سوسك انداخت توی ظرف غذا و داد و بیداد راه انداخت كه این چه رستورانیه! صاحب رستوران كه می دونست یارو كلك می زنه، یك پرس غذای دیگه براش آورد و گفت بخور مجانیه! و بعد یك مگس هم كف دستش گذاشت و گفت با این هم یك چایی بخور و برو گورتو گم كن!
 



نوع مطلب :
برچسب ها : 3 دی ماه، کیهان، گفت و شنود، 91، 3 دی ماه 91،
لینک های مرتبط :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب